شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۴۲ ـ سخن طوس و پاداش کیخسرو

جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب
بخش ۴۲ از ۴۷ ۱۷ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۱۷ بیت بخش ۴۲ ـ سخن طوس و پاداش کیخسرو

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
چو گودرز بنشست برخاست طوس
بشد پیش خسرو زمین داد بوس
۲
بدو گفت شاها انوشه بدی
همیشه ز تو دور دست بدی
۳
منم ز این بزرگان فریدون نژاد
ز نام آوران تا بیامد قباد
۴
کمر بسته‌ام پیش ایرانیان
که نگشادم از بند هرگز میان
۵
به کوه هماون ز جوشن تنم
بخست و همان بود پیراهنم
۶
به کین سیاوش بر آن رزمگاه
بدم هر شبی پاسبان سپاه
۷
به لاون سپه را نکردم رها
همی بودم اندر دم اژدها
۸
به مازندران بسته کاووس بود
دگر بند بر گردن طوس بود
۹
نکردم سپه را به جایی یله
نه از من کسی کرد هرگز گله
۱۰
کنون شاه سیر آمد از تاج و گنج
همی بگذرد ز این سرای سپنج
۱۱
چه فرمایدم چیست نیروی من
تو دانی هنرها و آهوی من
۱۲
چنین داد پاسخ بدو شهریار
که بیش است رنج تو از روزگار
۱۳
همی باش با کاویانی درفش
تو باشی سپهدار زرینه کفش
۱۴
بدین مرز گیتی خراسان تراست
از این نامداران تن‌آسان تراست
۱۵
نبشتند عهدی بر آن هم نشان
به پیش بزرگان گردنکشان
۱۶
نهادند بر عهد بر مهر زر
یکی طوق زرین و زرین کمر
۱۷
بدو داد و کردش بسی آفرین
که از تو مبادا دلی پر ز کین

پایان بخش ۴۲ ـ سخن طوس و پاداش کیخسرو

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.