شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۴۱ ـ یادکرد گودرز از رنج‌های خاندانش

جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب
بخش ۴۱ از ۴۷ ۲۰ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۲۰ بیت بخش ۴۱ ـ یادکرد گودرز از رنج‌های خاندانش

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
جهاندیده گودرز برپای خاست
بیاراست با شاه گفتار راست
۲
چنین گفت کای شاه پیروز بخت
ندیدیم چون تو خداوند تخت
۳
ز گاه منوچهر تا کیقباد
ز کاووس تا گاه فرخ نژاد
۴
به پیش بزرگان کمر بسته‌ام
بی‌آزار یک روز ننشسته‌ام
۵
نبیره پسر بود هفتاد و هشت
کنون ماند هشت و دگر برگذشت
۶
همان گیو بیداردل هفت سال
به توران زمین بود بی‌خورد و هال
۷
به دشت اندرون گور بد خوردنش
هم از چرم نخچیر پیراهنش
۸
به ایران رسید آنچه بد شاه دید
که تیمار او گیو چندی کشید
۹
جهاندار سیر آمد از تاج و گاه
هم او چشم دارد به نیکی ز شاه
۱۰
چنین داد پاسخ که بیش است از این
که بر گیو بادا هزار آفرین
۱۱
خداوند گیتی ورا یار باد
دل بدسگالانش پرخار باد
۱۲
کم و بیش ما پاک بر دست تست
که روشن روان بادی و تن درست
۱۳
بفرمود عهد قم و اصفهان
نهاد بزرگان و جای مهان
۱۴
نویسد ز مشک و ز عنبر دبیر
یکی نامه از پادشا بر حریر
۱۵
یکی مهر زرین بر او برنهاد
بر آن نامه شاه آفرین کرد یاد
۱۶
که یزدان ز گودرز خشنود باد
دل بدسگالانش پر دود باد
۱۷
به ایرانیان گفت گیو دلیر
مبادا که آید ز کردار سیر
۱۸
بدانید کو یادگار من است
به نزد شما زینهار من است
۱۹
مر او را همه پاک فرمان برید
ز گفتار گودرز بر مگذرید
۲۰
ز گودرزیان هرکه بد پیش‌رو
یکی آفرینی بگسترد نو

پایان بخش ۴۱ ـ یادکرد گودرز از رنج‌های خاندانش

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.