شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۳۶ ـ پوزش زال از کیخسرو

جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب
بخش ۳۶ از ۴۷ ۲۳ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۲۳ بیت بخش ۳۶ ـ پوزش زال از کیخسرو

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
چو دستان شنید این سخن خیره شد
همی چشمش از روی او تیره شد
۲
خروشان شد از شاه و بر پای خاست
چنین گفت کای داور داد و راست
۳
ز من بود تیزی و نابخردی
توی پاک فرزانهٔ ایزدی
۴
سزد گر ببخشی گناه مرا
اگر دیو گم کرد راه مرا
۵
مرا سالیان شد فزون از شمار
کمر بسته‌ام پیش هر شهریار
۶
ز شاهان ندیدم کز این گونه راه
بجستی ز دادار خورشید و ماه
۷
که ما را جدایی نبود آرزوی
از این دادگر خسرو نیک‌خوی
۸
سخنهای دستان چو بشنید شاه
پسند آمدش پوزش نیک‌خواه
۹
بیازید و بگرفت دستش به دست
بر خویش بردش به جای نشست
۱۰
بدانست کاو این سخن جز به مهر
نپیمود با شاه خورشید چهر
۱۱
چنین گفت پس شاه با زال زر
که اکنون ببندید یکسر کمر
۱۲
تو و رستم و طوس و گودرز و گیو
دگر هر که او نامدارست نیو
۱۳
سراپرده از شهر بیرون برید
درفش همایون به هامون برید
۱۴
ز خرگاه وز خیمه چندان که هست
بسازید بر دشت جای نشست
۱۵
درفش بزرگان و پیل و سپاه
بسازید روشن یکی رزمگاه
۱۶
چنان کرد رستم که خسرو بگفت
ببردند پرده‌سرای از نهفت
۱۷
به هامون کشیدند ایرانیان
به فرمان ببستند یکسر میان
۱۸
سپید و سیاه و بنفش و کبود
زمین کوه تا کوه پر خیمه بود
۱۹
میان اندرون کاویانی درفش
جهان زو شده سرخ و زرد و بنفش
۲۰
سراپردهٔ زال نزدیک شاه
برافراخته زو درفش سیاه
۲۱
به دست چپش رستم پهلوان
ز کابل بزرگان روشن‌روان
۲۲
به پیش اندرون طوس و گودرز و گیو
چو رهام و شاپور و گرگین نیو
۲۳
پس پشت او بیژن و گستهم
بزرگان که بودند با او به هم

پایان بخش ۳۶ ـ پوزش زال از کیخسرو

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.