دهم برته با کهرم تیغزندو خونی و هر دو سر انجمنبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
دهم برته با کهرم تیغزندو خونی و هر دو سر انجمنهمی آزمودند هرگونه جنگگرفتند پس تیغ هندی به چنگدرفش همایون به دست اندرونتو گفتی بجنبد که بیستونیکایک بپیچید از او برته روییکی تیغ زد بر سر و ترگ اویکه تا سینه کهرم بدو نیم گشتز دشمن دل برته بیبیم گشتفرود آمد از اسب و او را ببستبر آن زین توزی و خود برنشستبرآمد به بالا چو شرزه پلنگخروشان یکی تیغ هندی به چنگدرفش همایون به دست اندرونفگنده بر آن باره کهرم نگونهمی گفت شاهست پیروزگرهمیشه کلاهش به خورشید برچو از روز نه ساعت اندر گذشتز ترکان نبد کس بر آن پهندشتکسی را کجا پروراند به نازبرآید بر او روزگار درازشبیخون کند گاه شادی بر اویهمی خواری و سختی آرد به رویز باد اندر آرد دهدمان به دمهمی داد خوانیم و پیدا ستمبه تورانیان بر بد آن جنگ شومبه آوردگه کردن آهنگ شومچنان شد که پیران ز توران سپاهسواری ندید اندر آوردگاهروانها گسسته ز تنشان به تیغجهان را تو گفتی نیامد دریغپایان بخش ۳۰ ـ نبرد برته با کهرم
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.