شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۳۰ ـ نبرد برته با کهرم

داستان دوازده رخ
بخش ۳۰ از ۳۸ ۱۶ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۱۶ بیت بخش ۳۰ ـ نبرد برته با کهرم

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
دهم برته با کهرم تیغ‌زن
دو خونی و هر دو سر انجمن
۲
همی آزمودند هرگونه جنگ
گرفتند پس تیغ هندی به چنگ
۳
درفش همایون به دست اندرون
تو گفتی بجنبد که بیستون
۴
یکایک بپیچید از او برته روی
یکی تیغ زد بر سر و ترگ اوی
۵
که تا سینه کهرم بدو نیم گشت
ز دشمن دل برته بی‌بیم گشت
۶
فرود آمد از اسب و او را ببست
بر آن زین توزی و خود برنشست
۷
برآمد به بالا چو شرزه پلنگ
خروشان یکی تیغ هندی به چنگ
۸
درفش همایون به دست اندرون
فگنده بر آن باره کهرم نگون
۹
همی گفت شاهست پیروزگر
همیشه کلاهش به خورشید بر
۱۰
چو از روز نه ساعت اندر گذشت
ز ترکان نبد کس بر آن پهن‌دشت
۱۱
کسی را کجا پروراند به ناز
برآید بر او روزگار دراز
۱۲
شبیخون کند گاه شادی بر اوی
همی خواری و سختی آرد به روی
۱۳
ز باد اندر آرد دهدمان به دم
همی داد خوانیم و پیدا ستم
۱۴
به تورانیان بر بد آن جنگ شوم
به آوردگه کردن آهنگ شوم
۱۵
چنان شد که پیران ز توران سپاه
سواری ندید اندر آوردگاه
۱۶
روان‌ها گسسته ز تنشان به تیغ
جهان را تو گفتی نیامد دریغ

پایان بخش ۳۰ ـ نبرد برته با کهرم

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.