داستان دوازده رخ
۳۸ بخش برای خواندن
بخش ۱ ـ درآمد دوازده رخ و نکوهش آز
این شعر به بررسی زندگی و وضعیت انسانی میپردازد و یادآوری میکند که دنیا پر از آز و رنج است.
بخش ۲ ـ لشکرآرایی افراسیاب برای جنگ دوباره با ایران
پس از شکست شاه ترکان از رستم و تاریکی که بر زندگیاش سایه انداخت، او به کاخ خود بازگشت و از مشاوران خود خواست تا راهحلی بیابند.
بخش ۳ ـ تدبیر کیخسرو و سپردن سپاه به گودرز
آگاهی به پیروز شاه رسید که سپاه افراسیاب از توران به ایران آمده است.
بخش ۴ ـ فرستادگی گیو نزد پیران برای آشتی
در این متن، شاه از ویژگان خود میخواهد که لشکر را انتخاب کنند و به نبرد با پیران بروند.
بخش ۵ ـ پاسخ پیران و رویارویی دو سپاه
داستان از نبرد گیو و گودرز با سپاه تورانیان و پیران حکایت میکند.
بخش ۶ ـ بیتابی بیژن برای آغاز نبرد
در این بخش از داستان، بیژن و گیو به قلبگاه سپاه میرسند و بیژن از پدرش میپرسد که چرا آنها را به پای جنگ آورده است.
بخش ۷ ـ درخواست هومان از پیران برای نبرد
هومان، سردار ترک، به برادرش میگوید که در میدان جنگ با افراسیاب مواجه شدهاند و جنگ سختی در پیش است.
بخش ۸ ـ رزمخواهی هومان در برابر سپاه ایران
این متن بخشی از داستانهای اساطیری ایران است که به جنگ میان ایرانیان و ترکان میپردازد.
بخش ۹ ـ اجازهخواستن بیژن برای نبرد با هومان
بیژن از آمدن هومان به میدان نبرد خبر پیدا کرده و به شدت برآشفته میشود.
بخش ۱۰ ـ پیروزی بیژن در نبرد با هومان
در این بخش از داستان، بیژن و هومان در میدانی از نبرد با هم روبرو میشوند.
بخش ۱۱ ـ شبیخون نستیهن و نبرد بیژن
در این بخش از داستان، پس از گذشت شب، سپاه ایران به رهبری بیژن آماده نبرد با ترکها میشود.
بخش ۱۲ ـ نامهٔ گودرز به کیخسرو با پیامبری هجیر
نویسنده پس از خواندن نامه، تصمیم میگیرد که رازها را پنهان نگه دارد و در صورت باز شدن زبانش، از آن صحبت کند.
بخش ۱۳ ـ پاسخ کیخسرو و دلگرمی سپاه گودرز
دبیر خردمند برای گفتوگو فراخوانده میشود تا نامهای را پاسخ دهد.
بخش ۱۴ ـ نامهٔ آشتیجویانهٔ پیران به گودرز
این متن در مورد یک نامهنگاری است که از سوی یک شخصیت بزرگ (احتمالاً یک شاه یا پهلوان) به یک پهلوان دلپذیر نوشته شده است.
بخش ۱۵ ـ پاسخ گودرز به پیشنهاد پیران
این متن به داستانی از شاهنامه فردوسی اشاره دارد که در آن گفتگویی میان شخصیتها درباره جنگ و کینه توزی وجود دارد.
بخش ۱۶ ـ درخواست یاری پیران از افراسیاب
در این متن، نویسنده به تحولات و جنگهای میان ایرانیان و تورانیان اشاره میکند.
بخش ۱۷ ـ پاسخ افراسیاب و نیایش پیران
این متن به یک گفتگوی شاه و فرمانده درباره جنگ و سرنوشت لشکرها اشاره دارد.
بخش ۱۸ ـ نبرد سپاه گودرز و پیران
در این شعر، توصیف نبردی خونین بین دو لشکر ایران و توران به تصویر کشیده شده است.
بخش ۱۹ ـ پیشنهاد نبرد تنبهتن پیران و گودرز
سالار توران با کینهای شدید به میدان نبرد آمده و گودرز را میبیند.
بخش ۲۰ ـ گزینش پهلوانان برای نبردهای تنبهتن
در این بخش از شاهنامه، داستان جنگ و نبرد بین سپاهیان ایران و توران روایت میشود.
بخش ۲۱ ـ نبرد فریبرز با کلباد
در این متن، فریبرز نیو دلیر از لشکر خود به میدان نبرد میزند و به سوی دشمنان، که در نزدیک کلباد قرار دارند، میآید.
بخش ۲۲ ـ نبرد گیو با گروی زره
در این بخش از داستان، دیو نیو به همراه پور گودرز گیو از میدان جنگ خارج میشود.
بخش ۲۳ ـ نبرد گرازه با سیامک
سیامک و سه نفر دیگر از تورانیان به میدان جنگ رفتند.
بخش ۲۴ ـ نبرد فروهل با زنگله
در این بخش از داستان، شخصیت چهارم به نام "فروهل" به مقابله با دشمنی به نام "زنگله" میپردازد.
بخش ۲۵ ـ نبرد رهام با بارمان
در این بخش از داستان، رهام و گودرز با هم در میدان جنگ میجنگند.
بخش ۲۶ ـ نبرد بیژن با رویین
در این بیتها، بیژن و رویین دمان با کمانهای خود به نبرد میپردازند.
بخش ۲۷ ـ نبرد هجیر با سپهرم
در این بخش از داستان، نبردی میان هجیر و سپهرم رخ میدهد.
بخش ۲۸ ـ نبرد زنگهٔ شاوران با اوخواست
در این بخش از داستان، دو جنگجوی بزرگ به نام زنگه و شاوران در میدان نبرد با یکدیگر درگیر میشوند.
بخش ۲۹ ـ نبرد گرگین با اندریمان
در این داستان، گرگین نهم و اندریمان، دو جنگجوی با تجربه و هوشیار، به میدان نبرد میروند.
بخش ۳۰ ـ نبرد برته با کهرم
در این بخش از داستان، دو جنگجو به نامهای "برته" و "کهَرْم" در میدان نبرد به مبارزه میپردازند.
بخش ۳۱ ـ نبرد گودرز و پیران
در این متن، جنگ میان سپاه ایران و توران توصیف شده است.
بخش ۳۲ ـ بازگشت پیروزمندانهٔ گودرز به سپاه
در این بخش از داستان، هنگامی که لشکر ایران نزدیک بنگاه میشوند، سپهبد سپاه و دلیران به استقبال آنها میآیند.
بخش ۳۳ ـ گریز لهاک و فرشیدورد و تعقیب گستهم
در این بخش از داستان، لشکری از ایرانیان برای نبرد آماده میشوند و دو چهره معروف، لهاک و فرشیدورد، به میدان میروند.
بخش ۳۴ ـ نبرد گستهم با لهاک و فرشیدورد
در این متن، دو دلاور ایرانی به نامهای لهاک و فرشیدورد در حال گذر از دشت نبرد هستند و از سپاه ایران دور میشوند.
بخش ۳۵ ـ یاری بیژن به گستهم زخمی
در این شعر، بیژن در جستجوی یار گمشدهاش در دشت و مرغزار میگردد.
بخش ۳۶ ـ سوگواری کیخسرو بر پیکر پیران
در این بخش از داستان، خسرو، پادشاه ایران، به نزد سپاه خود میآید و با استقبال گرم سربازان و پهلوانان مواجه میشود.
بخش ۳۷ ـ زنهارخواهی سپاه توران از کیخسرو
فرستادهای از سپاه توران به نزد شاه ایران آمد و اعلام کرد که آنها بنده و چاکر شاه هستند و نمیخواهند زمین را جز به فرمان او بپذیرند.
بخش ۳۸ ـ درمان گستهم به فرمان کیخسرو
در این متن، داستانی از جنگ و دلاوری در شاهنامه نقل شده است.