به هشتم ز گردان ناماورانبشد ساخته زنگهٔ شاورانبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
به هشتم ز گردان ناماورانبشد ساخته زنگهٔ شاورانکه همرزمش از تخم اوخواست بودکه از جنگ هرگز نه بر کاست بودگرفتند هر دو عمود گرانچو او خواست با زنگهٔ شاورانبگشتند ز اندازه بیرون به جنگز بس کوفتن گشت پیکار تنگفروماند اسبان جنگی ز تگکه گفتی به تنشان نجنبید رگچو خورشید تابان ز گنبد بگشتبه کردار آهن بتفسید دشتچنان تشنه گشتند کز جای خویشنجنبید و ننهاد کس پای پیشزبان برگشادند یک با دگرکه اکنون ز گرمی بسوزد جگربباید برآسود و دم برزدنپس آنگه سوی جنگ بازآمدنبرفتند و اسبان جنگی به جایفراز آوریدند و بستند پایبه آسودگی باز برخاستندبه پیکار کینه بیاراستندبه کردار آتش ز نیزه سوارهمی گشت بر مرکز کارزاربدآنگه که زنگه بر او دست یافتسنان سوی او کرد و اندر شتافتیکی نیزه زد بر کمرگاه اویکز اسبش نگون کرد و برزد به رویچو رعد خروشان یکی ویله کردکه گفتی بدرید دشت نبردفرود آمد از باره شد نزد اویبر آن خاک تفته کشیدش به رویمر او را به چاره ز روی زمیننگون اندر افگند بر پشت زیننشست از بر اسب و بالا گرفتبه ترکان چه آمد ز بخت ای شگفتبر آن کوه فرخ برآمد ز پستیکی گرگ پیکر درفشی به دستبشد پیش یاران و کرد آفرینابر شاه و بر پهلوان زمینپایان بخش ۲۸ ـ نبرد زنگهٔ شاوران با اوخواست
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.