به پنجم چو رهام گودرز بودکه با بارمان او نبرد آزمودبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
به پنجم چو رهام گودرز بودکه با بارمان او نبرد آزمودکمان برگرفتند و تیر خدنگبرآمد خروش سواران جنگکمانها همه پاک بر هم شکستسوی نیزه بردند چون باد دستدو جنگی و هر دو دلیر و سوارهشیوار و دیده بسی کارزاربگشتند بسیار یک با دگربپیچید رهام پرخاشخریکی نیزه انداخت بر ران اویکز اسب اندر آمد به فرمان اویجدا شد ز باره هم آنگاه ترکز اسب اندر افتاد ترک سترگبه پشت اندرش نیزهای زد دگرسنان اندر آمد میان جگرفرود آمد از باره کرد آفرینز دادار بر بخت شاه زمینبه کین سیاوش کشیدش نگونز کینه بمالید بر روی خونبه زین اندر آهخت و بستش چو سنگسر آویخته پایها زیر تنگنشست از بر زین و اسبش کشانبیامد دوان تا به جای نشانبه بالا برآمد شده شاد دلز درد و غمان گشته آزاددلبه پیروزی شاه و تخت بلندبه کام آمده زیر بخت بلندهمی آفرین خواند سالار شاهابر شاه کیخسرو و تاج و گاهکه پیروزگر شاه پیروز بادهمه روزگارانش نوروز بادپایان بخش ۲۵ ـ نبرد رهام با بارمان
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.