چهارم فروهل بد و زنگلهدو جنگی به کردار شیر یلهبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
چهارم فروهل بد و زنگلهدو جنگی به کردار شیر یلهبه ایران نبرده به تیر و کماننبد چون فروهل دگر بی گمانچو از دور ترک دژم را بدیدکمان را به زه کرد و اندر کشیدبرآورد زان تیرهای خدنگگرفته کمان رفت پیشش به جنگابر زنگله تیرباران گرفتز هر سو کمین سواران گرفتخدنگی به رانش برآمد چو بادکه بگذشت بر مرد و بر اسب شادبه روی اندر آمد تگاور ز دردجدا شد از او زنگله روی زردنگون شد سر زنگله جان بدادتو گفتی همانا ز مادر نزادفروهل فروجست و ببرید سربرون کرد خفتان رومی ز برسرش را به فتراک زین برببستبیامد گرفت اسب او را به دستبه بالا برآمد به سان پلنگبه خون غرقه گشته بر و تیغ و چنگدرفش خجسته برآورد راستشده شادمان یافته هرچ خواستخروشید زان پس که پیروز بادسر خسروان شاه فرخ نژادپایان بخش ۲۴ ـ نبرد فروهل با زنگله
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.