شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۴۷ ـ گلهٔ فردوسی از پیری و پاسخ سپهر

پادشاهی اسکندر
بخش ۴۷ از ۴۷ ۲۳ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۲۳ بیت بخش ۴۷ ـ گلهٔ فردوسی از پیری و پاسخ سپهر

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
الا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند
۲
چو بودم جوان در برم داشتی
به پیری چرا خوار بگذاشتی
۳
همی زرد گردد گل کامگار
همی پرنیان گردد از رنج خار
۴
دو تا گشت آن سرو نازان به باغ
همان تیره گشت آن گرامی چراغ
۵
پر از برف شد کوهسار سیاه
همی لشکر از شاه بیند گناه
۶
به کردار مادر بدی تاکنون
همی ریخت باید ز رنج تو خون
۷
وفا و خرد نیست نزدیک تو
پر از رنجم از رای تاریک تو
۸
مرا کاچ هرگز نپروردییی
چو پرورده بودی نیازردییی
۹
هرانگه که زین تیرگی بگذرم
بگویم جفای تو با داورم
۱۰
بنالم ز تو پیش یزدان پاک
خروشان به‌سربر پراگنده خاک
۱۱
چنین داد پاسخ سپهر بلند
که ای مرد گویندهٔ بی‌گزند
۱۲
چرا بینی از من همی نیک و بد
چنین ناله از دانشی کی سزد
۱۳
تو از من به هر باره‌ای برتری
روان را به دانش همی‌پروری
۱۴
بدین هرچ گفتی مرا راه نیست
خور و ماه زین دانش آگاه نیست
۱۵
خور و خواب و رای و نشست ترا
به نیک و به بد راه و دست ترا
۱۶
ازان خواه راهت که راه آفرید
شب و روز و خورشید و ماه آفرید
۱۷
یکی آنک هستیش را راز نیست
به کاریش فرجام و آغاز نیست
۱۸
چو گوید بباش آنچ خواهد بُدست
کسی کو جزین داند آن بیهده‌ست
۱۹
من از داد چون تو یکی بنده‌ام
پرستندهٔ آفریننده‌ام
۲۰
نگردم همی جز به فرمان اوی
نیارم گذشتن ز پیمان اوی
۲۱
به یزدان گرای و به یزدان پناه
براندازه زو هرچ باید بخواه
۲۲
جز او را مخوان کردگار سپهر
فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر
۲۳
وزو بر روان محمد درود
به یارانش بر هر یکی برفزود

پایان بخش ۴۷ ـ گلهٔ فردوسی از پیری و پاسخ سپهر

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.