شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۲۵ ـ باج‌خواهی اسکندر در دربار قیدافه

پادشاهی اسکندر
بخش ۲۵ از ۴۷ ۱۷ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۱۷ بیت بخش ۲۵ ـ باج‌خواهی اسکندر در دربار قیدافه

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
سکندر بیامد دلی همچو کوه
رها گشته از شاه دانش پژوه
۲
نبودش ز قیدافه چین در بروی
نبرداشت هرگز دل از آرزوی
۳
ببود آن شب و بامداد پگاه
ز ایوان بیامد به نزدیک شاه
۴
سپهدار در خان پیل‌استه بود
همه گرد بر گرد او رسته بود
۵
سر خانه را پیکر از جزع و زر
به زر اندرون چند گونه گهر
۶
به پیش اندرون دستهٔ مشک بوی
دو فرزند بایسته در پیش اوی
۷
چو طینوش اسپ‌افگن و قیدروش
نهاده به گفتار قیدافه گوش
۸
به مادر چنین گفت کهتر پسر
که ای شاه نیک اختر و دادگر
۹
چنان کن که از پیش تو بیطقون
شود شاد و خشنود با رهنمون
۱۰
به ره بر کسی تا نیازاردش
ور از دشمنان نیز نشماردش
۱۱
که زنده کن پاک جان من اوست
برآنم که روشن روان من اوست
۱۲
بدو گفت مادر که ایدون کنم
که او را بزرگی بر افزون کنم
۱۳
به اسکندر نامور شاه گفت
که پیدا کن اکنون نهان از نهفت
۱۴
چه خواهی و رای سکندر به چیست
چه رانی تو از شاه و دستور کیست
۱۵
سکندر بدو گفت کای سرفراز
به نزد تو شد بودن من دراز
۱۶
مرا گفت رو باژ مرزش بخواه
وگر دیر مانی بیارم سپاه
۱۷
نمانم بدو کشور و تاج و تخت
نه زور و نه شاهی نه گنج و نه بخت

پایان بخش ۲۵ ـ باج‌خواهی اسکندر در دربار قیدافه

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.