شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۷ ـ نامهٔ اسکندر به کید هندی

پادشاهی اسکندر
بخش ۷ از ۴۷ ۱۷ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۱۷ بیت بخش ۷ ـ نامهٔ اسکندر به کید هندی

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
سکندر چو کرد اندر ایران نگاه
بدانست کو را شد آن تاج و گاه
۲
همی راه و بی‌راه لشکر کشید
سوی کید هندی سپه برکشید
۳
به جایی که آمد سکندر فراز
در شارستانها گشادند باز
۴
ازان مرز کس را به مردم نداشت
ز ناهید مغفر همی برگذاشت
۵
چو آمد بران شارستان بزرگ
که میلاد خواندیش کید سترگ
۶
بران مرز لشکر فرود آورید
همه بوم ایشان سپه گسترید
۷
نویسندهٔ نامه را خواندند
به پیش سکندرش بنشاندند
۸
یکی نامه بنوشت نزدیک کید
چو شیری که ارغنده گردد به صید
۹
ز اسکندر راد پیروزگر
خداوند شمشیر و تاج و کمر
۱۰
سر نامه بود آفرین از نخست
بدانکس که دل را به دانش بشست
۱۱
ز کار آن گزیند که بی‌رنج‌تر
چو خواهد که بردارد از گنج بر
۱۲
گراینده باشد به یزدان پاک
بدو دارد امید و زو ترس و باک
۱۳
بداند که ما تخت را مایه‌ایم
جهاندار پیروز را سایه‌ایم
۱۴
نوشتم یکی نامه نزدیک تو
که روشن کند جان تاریک تو
۱۵
هم‌آنگه که بر تو بخواند دبیر
منه پیش و این را سگالش مگیر
۱۶
اگر شب رسد روشنی را مپای
هم‌اندر زمان سوی فرمان گرای
۱۷
وگر بگذری زین سخن نگذرم
سر و تاج و تختت به پی بسپرم

پایان بخش ۷ ـ نامهٔ اسکندر به کید هندی

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.