شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۳۰ ـ جنگ اسکندر در سرزمین حبش

پادشاهی اسکندر
بخش ۳۰ از ۴۷ ۱۸ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۱۸ بیت بخش ۳۰ ـ جنگ اسکندر در سرزمین حبش

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
وزان جایگه رفت خورشیدفش
بیامد دمان تا زمین حبش
۲
ز مردم زمین بود چون پر زاغ
سیه گشته و چشمها چون چراغ
۳
تناور یکی لشکری زورمند
برهنه تن و پوست و بالابلند
۴
چو از دور دیدند گرد سپاه
خروشی برآمد ز ابر سیاه
۵
سپاه انجمن شد هزاران هزار
وران تیره شد دیدهٔ شهریار
۶
به سوی سکندر نهادند سر
بکشتند بسیار پرخاشخر
۷
به جای سنان استخوان داشتند
همی بر تن مرد بگذاشتند
۸
به لشکر بفرمود پس شهریار
که برداشتند آلت کارزار
۹
برهنه به جنگ اندر آمد حبش
غمی گشت زان لشکر شیرفش
۱۰
بکشتند زیشان فزون از شمار
بپیچید دیگر سر از کارزار
۱۱
ز خون ریختن گشت روی زمین
سراسر به کردار دریای چین
۱۲
چو از خون در و دشت آلوده شد
ز کشته به هر جای بر توده شد
۱۳
چو بر توده خاشاکها برزدند
بفرمود تا آتش اندر زدند
۱۴
چو شب گشت بشنید آواز کرگ
سکندر بپوشید خفتان و ترگ
۱۵
یکی پیش رو بود مهتر ز پیل
به سر بر سرو داشت همرنگ نیل
۱۶
ازین نامداران فراوان بکشت
بسی حمله بردند و ننمود پشت
۱۷
بکشتند فرجام کارش به تیر
یکی آهنین کوه بد پیل گیر
۱۸
وزان جایگه تیز لشکر براند
بسی نام دادار گیهان بخواند

پایان بخش ۳۰ ـ جنگ اسکندر در سرزمین حبش

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.