چنین تا بیامد مه فرودینبیاراست گلبرگ روی زمینبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
چنین تا بیامد مه فرودینبیاراست گلبرگ روی زمینجهان از نم ابر پر ژاله شدهمه کوه وهامون پراز لاله شدبزرگان به بازی به باغ آمدندهمه میش و آهو به راغ آمدندچو خسرو گشاده در باغ دیدهمه چشمهٔ باغ پر ماغ دیدبفرمود تا دردمیدند بوقبیاورد پس جامهای خلوقنشستند بر سبزه می خواستندبه شادی زبان را بیاراستندبیاورد پس گردیه گربکیکه پیدا نبد گربه از کودکیبر اسپی نشانده ستامی بزربه زر اندرون چند گونه گهرفروهشته از گوش او گوشواربه ناخن بر از لاله کرده نگاربدیده چوقار و به رخ چون بهارچو میخواره بد چشم او پر خمارهمیتاخت چون کودکی گرد باغفروهشته از باره زرین جناغلب شاه ایران پر از خنده شدهمه کهتران خنده را بنده شدابا گردیه گفت کز آرزویچه باید بگو ای زن خوب رویزن چاره گر برد پیشش نمازبدو گفت کای شاه گردن فرازبمن بخش ری را خرد یاد کندل غمگنان از غم آزاد کنز ری مردک شوم رابازخوانورا مرد بد کیش و بد ساز دانهمی گربه از خانه بیرون کنددگر ناودان یک به یک بشکندبخندید خسرو ز گفتار زنبدو گفت کای ماه لشکرشکنز ری باز خوان آن بد اندیش راچو آهرمن آن مرد بد کیش رافرستاد کس زشت رخ رابخواندهمان خشم بهرام با او براندبکشتند او را به زاری و دردکجا بد بد اندیش و بیکار مردهممی هر زمانش فزون بود بختازان تاجور خسروانی درختپایان بخش ۶۰ ـ شفاعت گردیه برای مردم ری
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.