فصلی از شاهنامهٔ فردوسی

پادشاهی خسرو پرویز

۷۶ بخش برای خواندن

بخش ۱ ـ بازگشت خسرو و دیدار با پدر

در این بخش از داستان، پیامبری از ایران به نزد خسرو (شاه) می‌آید و از اوضاع آشوب‌زده بغداد خبر می‌دهد.

بخش ۲ ـ تاج‌گذاری خسرو و پیمان دادگری

خسرو بر تخت زر نشسته و هنرمندان و بزرگان را به حضور می‌طلبد.

بخش ۳ ـ دیدار خسرو با هرمزد و درخواست‌های پدر

در این متن، داستانی درباره غم و مشقت‌های جهانگیر و پدرش روایت می‌شود.

بخش ۴ ـ آمدن خسرو و بهرام به کنار نهروان

در این متن، به روایت حماسی از داستان بهرام و خسرو پرداخته شده است.

بخش ۵ ـ گفت‌وگوی تند خسرو و بهرام چوبین

بهرام و خسرو به یکدیگر رسیدند.

بخش ۶ ـ پند گردیه به بهرام برای آشتی

در این قطعه شعر، خواهر بهرام گرد پس از شنیدن خبرهایی از برادرش، به او نزدیک می‌شود و از درد و رنج او در میدان جنگ می‌گوید.

بخش ۷ ـ رایزنی خسرو با سران سپاه

شاعر در این ابیات به توصیف حال و روز شهریار جوانی می‌پردازد که پس از عبور از پل نهروان، مهتران و فرماندهان سپاهش را جمع می‌کند و خود را برای نشستن بر تخت شاهی…

بخش ۸ ـ رایزنی بهرام و پیام به سپاه خسرو

در این بخش از داستان، با توجه به یک نشست مهم، بهرام گرد به همراه بزرگان و سپهبد به گفتگو می‌پردازند.

بخش ۹ ـ شکست سپاه خسرو و گریز او

بهرام شیر، سپاهی بزرگ و دلیری را جمع کرد تا با دشمنانش بجنگد.

بخش ۱۰ ـ وداع خسرو با هرمزد و گریز از پایتخت

در این متن، بهرام به پدرش می‌گوید که جنگی در پیش است و او به دلیل بدعهدی و بی‌اعتمادی از طرف سپاهیانش مورد تنهایی قرار گرفته است.

بخش ۱۱ ـ تدبیر بندوی برای نجات خسرو در دیر

چوبهرام به ایوان شاه رفت و از لشکری کینه‌خواه برای خسرو خواست تا به جنگ برود.

بخش ۱۲ ـ آشکار شدن نیرنگ بندوی و اسارت او

در این بخش از داستان، خورشید در حرکت است و شخصیت بندوی بر بام نشسته است تا با بهرام صحبت کند.

بخش ۱۳ ـ گفت‌وگوی بهرام با بزرگان دربارهٔ پادشاهی

در این متن با زبان شاعرانه، صحنه‌ای از داستان‌های کهن ایرانی به تصویر کشیده شده است.

بخش ۱۴ ـ تاج‌گذاری بهرام چوبین و پراکندگی هواداران خسرو

در این بخش، بهرام شاه بر تخت نشسته و تاج بر سر می‌گذارد.

بخش ۱۵ ـ گریختن بندوی از دست بهرام

در این داستان، بندوی (یک شخصیت زندانی) به مدت هفتاد روز در زندان بهرام به سر می‌برد.

بخش ۱۶ ـ یاری بازرگانان به خسرو در راه روم

در این متن، خسرو به سمت باهله حرکت می‌کند و هنگام سفر با کمبود آب و غذا مواجه می‌شود.

بخش ۱۷ ـ رسیدن خسرو به کارستان روم

در این بخش از داستان، لشکر ایران به سمت سرزمین روم حرکت می‌کند و به شارستان (شهر) می‌رسد.

بخش ۱۸ ـ دیدار خسرو با راهب و پیشگویی او

خسرو سه روز در شهری ماند و روز چهارم به سمت شارستان اوریغ راهی شد.

بخش ۱۹ ـ فرستادن پیام خسرو به قیصر روم

در این متن، پهلوانی به نام خسرو به قیصر روم پیام می‌فرستد و از او خواسته می‌شود که به درخواست‌های خسرو پاسخ دهد.

بخش ۲۰ ـ وعدهٔ یاری قیصر به خسرو

در این متن، دبیر جهاندیده به نزد خسرو (شاه) فراخوانده می‌شود و در پیشگاه او نشسته، به نوشتن نامه‌ای پاسخگو می‌پردازد.

بخش ۲۱ ـ رایزنی قیصر و نامه‌نگاری با خسرو

در این بخش از متن، قیصر به دنبال مشاوره با رهنما و موبد است تا راهی برای مقابله با دشمنان پیدا کند.

بخش ۲۲ ـ اخترشناسی و تصمیم قیصر به یاری خسرو

چوقیصر نامه‌ای را خواند و پس از آن تصمیم گرفت که راز آن را فاش کند.

بخش ۲۳ ـ نامهٔ قیصر دربارهٔ پیمان ایران و روم

در این متن، شخصی نامه‌ای به قیصر می‌نویسد و در آن از شرایط دشوار و مشکلاتی که بین دو کشور ایران و روم وجود دارد، می‌گوید.

بخش ۲۴ ـ پذیرش پیمان قیصر از سوی خسرو

پس از رسیدن نامه‌ای به خسرو، او از پیوستن به ایرانیان و آشتی با روم آگاه می‌شود.

بخش ۲۵ ـ خراد برزین و گشودن طلسم قیصر

در این داستان، قیصر به نیرنگی دستور می‌دهد تا جایی شگفت‌انگیز بسازند که کسی نتواند آن را بشناسد.

بخش ۲۶ ـ گفت‌وگوی خراد برزین با قیصر دربارهٔ دین

در این متن، قیصر با یک مرد دانا به نام خراد برزین گفتگو می‌کند.

بخش ۲۷ ـ پیوند خسرو با مریم و گسیل سپاه روم

پس از اینکه وزان از آمدن سپاه آگاه شد، به انتخاب صد هزار جنگجوی نامدار از رومیان پرداخت و از آن‌ها خواست تا تجهیزاتی برای جنگ فراهم کنند.

بخش ۲۸ ـ بازگشت خسرو با سپاه و دیدار موسیل

در این متن، داستانی از افسانه‌های فارسی روایت می‌شود که در آن خسرو، شاه ایران، با سپاهی بزرگ و رزمندگان شجاع به سمت آذرابادگان می‌رود.

بخش ۲۹ ـ نامه‌های بهرام به بزرگان و نیرنگ خسرو

در این متن، به آمدن خبر خوشی برای بهرام، شاه ساسانی، اشاره شده است.

بخش ۳۰ ـ سرکشی بهرام و آماده شدن دو سپاه

در این بخش از داستان، مردی به نام جهانجوی نزدیک می‌آید و نامه‌ای را می‌خواند که خبر از مشکلات و تاریکی‌ها می‌دهد.

بخش ۳۱ ـ نبرد بهرام با سپاه روم

این متن شعری از فردوسی است که به توصیف صحنه‌ای از جنگ میان ایرانیان و رومی‌ها می‌پردازد.

بخش ۳۲ ـ نبرد ایرانیان و دلاوری گردوی

در این متن، نبردی میان ایرانیان و رومیان به تصویر کشیده شده است.

بخش ۳۳ ـ پیروزی خسرو و شکست بهرام

در این بخش از داستان، سپاهیان به کوه آمده و جهان را پر از سواران سیاه کردند.

بخش ۳۴ ـ گریز بهرام به سوی خاقان

در این متن، بهرام و لشکر او در جنگی سخت قرار دارند.

بخش ۳۵ ـ نامهٔ پیروزی خسرو به قیصر

خسرو به میدان رزم می‌آید و متوجه می‌شود که بهرام با سپاهش همه چیز را تاراج کرده است.

بخش ۳۶ ـ اختلاف بندوی و نیاطوس در بزم خسرو

در داستان، خسرو، پادشاه کیانی، روزی مراسمی را در باغ برپا می‌کند و رومیان را دعوت می‌کند.

بخش ۳۷ ـ پاداش سپاه روم و سامان دادن ایران

این متن درباره‌ی فرمان‌های شاه بخراد برزین و مراسمی است که برای تقدیر از سربازان رومی برگزار کرده است.

بخش ۳۸ ـ سوگ فردوسی در مرگ فرزند

شاعر در این اشعار از غم و اندوه خود سخن می‌گوید که بر اثر از دست دادن فرزندش به او دست داده است.

بخش ۳۹ ـ پناه بردن بهرام به خاقان چین

داستان درباره بهرام چوبینه است که به شهر ترکان می‌رسد و با خاقان ملاقات می‌کند.

بخش ۴۰ ـ نبرد بهرام با مقاتوره

در این متن، به توصیف نبردی تاریخی و دلاوری‌های دو جنگجو، به نام‌های بهرام و مقاتوره، پرداخته می‌شود.

بخش ۴۱ ـ درخواست خاتون برای رهایی از شیرکپی

در این داستان، به وصف وضعیت وحشتناک و خفقانی در چین پرداخته شده است که به‌دلیل وجود یک اژدهای خطرناک به نام «شیر کپی» است.

بخش ۴۲ ـ کشتن شیرکپی به دست بهرام

در این شعر، چرخش ماه در آسمان و تاریکی شب به وصف آمده است.

بخش ۴۳ ـ نامهٔ خسرو به خاقان دربارهٔ بهرام

زمانی که خبرها به ایران رسید، پادشاه دلیران متوجه شد که بهرام، بدون زحمت، به پادشاهی و ثروت دست یافته است.

بخش ۴۴ ـ آماده شدن بهرام برای بازگشت به ایران

بهرام، که از ایران به خاقان چین نامه‌ای فرستاده بود، در آن به خاقان گفت که اگر سپاهی از چین برگزید، می‌تواند ایران و روم را فتح کند و او را پادشاه این…

بخش ۴۵ ـ رفتن خراد برزین به دربار خاقان

شاه بزرگ از آمدن گرگ از بیشه آگاه شد و به پیشنهاد خراد برزین، سپاهی به منظور بررسی اوضاع به چین فرستاد.

بخش ۴۶ ـ نیرنگ خراد برزین برای کشتن بهرام

در این بخش از داستان، "خراد برزین" تصمیم می‌گیرد به مرو برود و پیام‌هایی از خاقان چین به بهرام انتقال دهد.

بخش ۴۷ ـ زخم قلون و واپسین سخنان بهرام

این متن از یک داستان حماسی و ادبی درباره‌ی بهرام و خواهرش است.

بخش ۴۸ ـ سوگواری خاقان و کیفر قاتل بهرام

خاقان از آمدن بهرام و خبرنامه‌ای که برایش فرستاده شد، بسیار متاثر و گریان شد.

بخش ۴۹ ـ بازگشت خراد برزین و شادی خسرو

چوخراد برزین به خسرو گزارش داد که چگونه دشمنان شکست خورده و شاه پرویز از این خبر شاد شد.

بخش ۵۰ ـ خواستگاری خاقان از گردیه

در این متن، خاقان از درد و غم فراق فرزند بهرام می‌گوید و بر حال ایران و کشور چین اندوهناک است.

بخش ۵۱ ـ تدبیر گردیه برای بازگشت به ایران

در این بخش از داستان، جوان و خردمند زنی به آرامی نشسته و درباره مشکلات و رنج‌ها صحبت می‌کند.

بخش ۵۲ ـ نبرد گردیه با تبرگ و شکست ترکان

در این شعر، جنگی بین سپاه ایران و چین روایت می‌شود.

بخش ۵۳ ـ نامهٔ گردیه از آموی به گردوی

در این متن، فرد پیروز به سمت ایران می‌رود و به شهریار دلیران توجه می‌کند.

بخش ۵۴ ـ کشتن بندوی به فرمان خسرو

شاه پس از آرامش نشسته و وقتی بهرام جنگی وارد می‌شود، کسی از بزرگان را نمی‌بیند که کینه‌جو باشد.

بخش ۵۵ ـ شورش گستهم و پیوند او با گردیه

در این متن، داستانی از تحولات سیاسی و نظامی در خراسان روایت می‌شود.

بخش ۵۶ ـ نامهٔ خسرو به گردیه دربارهٔ گستهم

در این متن داستانی از دوران پادشاهی خسرو و گستهم روایت می‌شود.

بخش ۵۷ ـ آمدن گردیه به دربار و پیوند با خسرو

در این شعر، زنی به نام ناباک با دوات و قلم نامه‌ای به شاه می‌نویسد.

بخش ۵۸ ـ هنرنمایی رزمی گردیه در برابر خسرو

در این بخش از داستان، شاه به گردیه می‌گوید که باید بر آمادگی‌ها و تجهیزات جنگی خود تمرکز کند و آماده نبرد با خاقانیان باشد.

بخش ۵۹ ـ خشم خسرو بر ری و ویرانی شهر

در این متن، داستانی روایت می‌شود از روزگاری که در شهر ری، بزرگانی با هم نشسته‌اند و دربارهٔ اوضاع شهر و لشکر، گفتگو می‌کنند.

بخش ۶۰ ـ شفاعت گردیه برای مردم ری

در این شعر، با ورود ماه فرودین، زمین با گل و شکوفه آراسته می‌شود و طبیعت به زندگی و نشاط بازمی‌گردد.

بخش ۶۱ ـ سامان سپاه و مرزهای شاهنشاهی خسرو

این متن به توصیف دوران پادشاهی یک شاه بزرگ و نیکوکار می‌پردازد که با قدرت و حکمت خود، سرزمین‌های پهناور را تحت فرمان خود قرار می‌دهد.

بخش ۶۲ ـ زادن شیرویه و پیشگویی اخترشناسان

پادشاهی که پنج سال بر تخت نشسته بود، در ششمین سال دختری به دنیا آورد که شبیه پدرش بود.

بخش ۶۳ ـ نامهٔ خسرو دربارهٔ زادن پسر مریم

شاه پرویز به قیصر نامه‌ای فرستاد و در آن از زیبایی پسر مریم یاد کرد و تأکید کرد که برای سلطنت، نیاز به دانش و هنر است.

بخش ۶۴ ـ پاسخ خسرو به نامهٔ قیصر

در این متن، شاعر درباره‌ی نامه‌ای که به او رسیده و پاسخ آن صحبت می‌کند.

بخش ۶۵ - گفتار اندر داستان خسرو و شیرین

بخش ۶۶ ـ دیدار دوبارهٔ خسرو و شیرین

در این متن، پرویز شاه آرزوی شکار در دشت نخچیرگاه را دارد و به زینت‌سازی آنجا می‌پردازد.

بخش ۶۷ ـ پاسخ خسرو به اعتراض بزرگان دربارهٔ شیرین

خسرو از خبر شیرین به خشم آمد و بزرگان به دلیل نارضایتی و غم به او نزدیک نشدند.

بخش ۶۸ ـ مرگ مریم و نگرانی از رفتار شیرویه

در این بخش از داستان، بزرگی شاه افزایش می‌یابد و او همواره با دخت قیصر، که مریم نام دارد، در ارتباط است.

بخش ۶۹ ـ داستان ساختن تخت طاقدیس

داستان از زمان پادشاهی آفریدون روایت می‌شود.

بخش ۷۰ ـ راه یافتن باربد به دربار خسرو

در داستان، باربد، رامشگر معروف، به درگاه شاه می‌آید تا هنرش را عرضه کند.

بخش ۷۱ ـ ساختن ایوان خسرو و تدبیر معمار

داستان ایوان خسرو درباره‌ی تصمیمات و کارهای خسرو، پادشاه ایران، برای ساختن یک ایوان بزرگ و زیبا است.

بخش ۷۲ ـ گنج‌ها و شکوه پادشاهی خسرو

در این شعر، شاعر به بزرگی و عظمت خسرو (شاید خسرو پرویز) اشاره دارد و او را بی‌نظیر در جهان می‌داند.

بخش ۷۳ ـ پیمان گراز با روم و رویگردانی سپاه

در این متن از شاهنامه فردوسی، داستانی دربارهٔ سپاه ایرانیان و رومیان روایت می‌شود.

بخش ۷۴ ـ شورش سپاهیان و رهایی شیرویه از بند

در این داستان، زادفرخ که به گناهانی که شاه از لشکرش می‌بیند، آگاه است، از اوضاع بد شاه و لشکرش ناامید می‌شود.

بخش ۷۵ ـ گریختن خسرو و شیرین از کاخ

داستان از شب تاریک و غم‌انگیز خسرو و شیرین روایت می‌کند.

بخش ۷۶ ـ یافتن خسرو در باغ و اسارت او

در این داستان خسرو در باغی زیبا و سایه‌دار نشسته است.