ازآن پس به آرام بنشست شاهچو برخاست بهرام جنگی ز راهبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
ازآن پس به آرام بنشست شاهچو برخاست بهرام جنگی ز راهندید از بزرگان کسی کینه جویکه با او بروی اندر آورد رویبه دستور پاکیزه یک روز گفتکه اندیشه تا کی بود در نهفتکشندهٔ پدر هر زمان پیش منهمیبگذرد چون بود خویش منچوروشن روانم پر از خون بودهمی پادشاهی کنم چون بودنهادند خوان و می چند خوردهم آن روز بندوی رابند کردازان پس چنین گفت با رهنماکه او را هماکنون ببردست وپابریدند هم در زمان او بمردپر از خون روانش به خسرو سپردپایان بخش ۵۴ ـ کشتن بندوی به فرمان خسرو
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.