چو پیروز شد سوی ایران کشیدبر شهریار دلیران کشیدبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
چو پیروز شد سوی ایران کشیدبر شهریار دلیران کشیدبه روز چهارم به آموی شدندیدی زنی کو جهانجوی شدبه آموی یک چند بنشست و بودبه دلش اندرون داوریها فزودیکی نامه سوی برادر بدردنوشت و ز هر کارش آگاه کردنخستین سخن گفت بهرام گردبه تیمار و درد برادر بمردتو را و مرا مزد بسیار بادروان وی از ما بیآزار باددگر گفت با شهریار بلندبگوی آنچ از من شنیدی ز پندپس ما بیامد سپاهی گرانهمه نامداران جنگاورانبرآن گونه برگاشتمشان ز رزمکه نه رزم بینند زان پس نه بزمبسی نامور مهتران با منندنبادی که آید بریشان گزندنشستم به آموی تا پاسخمبیارد مگر اختر فرخمپایان بخش ۵۳ ـ نامهٔ گردیه از آموی به گردوی
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.