دبیر جهاندیده را پیش خواندبران پیشگاه بزرگی نشاندبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
دبیر جهاندیده را پیش خواندبران پیشگاه بزرگی نشاندبفرمود تا نامه پاسخ نوشتبیاراست چون مرغزار بهشتز بس بند و پیوند و نیکو سخنازان روز تا روزگار کهنچوگشت از نوشتن نویسنده سیرنگه کرد قیصر سواری دلیرسخن گوی و روشن دل و یادگیرخردمند و گویا و گرد و دبیربدو گفت رو پیش خسرو بگویکه ای شاه بینا دل و راه جویمرا هم سلیحست و هم زر به گنجنیاورد باید کسی را به رنجوگر نیستیمان ز هر کشوریدرم خواستیمی ز هر مهتریبدان تا تواز روم با کام خویشبه ایران گذشتی به آرام خویشمباش اندرین بوم تیره روانچنین است کردار چرخ روانکه گاهی پناهست و گاهی گزندگهی با زیانیم و گه سودمندکنون تا سلیح و سپاه و درمفراز آورم تو نباشی دژمبر خسرو آمد فرستاده مردسخنهای قیصر همه یاد کردپایان بخش ۲۰ ـ وعدهٔ یاری قیصر به خسرو
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.