شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۸ ـ رایزنی بهرام و پیام به سپاه خسرو

پادشاهی خسرو پرویز
بخش ۸ از ۷۶ ۱۵ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۱۵ بیت بخش ۸ ـ رایزنی بهرام و پیام به سپاه خسرو

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
وزین روی بنشست بهرام گرد
بزرگان برفتند با او وخرد
۲
سپهبد بپرسید زان سرکشان
که آمد زخویشان شما را نشان
۳
فرستید هرکس که دارید خویش
که باشند یکدل به گفتار وکیش
۴
گریشان بیایند وفرمان کنند
به پیمان روان را گروگان کنند
۵
سپه ماند از بردع واردبیل
از ارمنیه نیز بی‌مرد وخیل
۶
ازیشان برزم اندرون نیست باک
چه مردان بردع چه یک مشت خاک
۷
شنیدند گردنکشان این سخن
که بهرام جنگ آور افگند بن
۸
زلشکر گزیدند مردی دبیر
سخن گوی و داننده ویادگیر
۹
بیامد گوی با دلی پر ز راز
همی‌بود پویان شب دیریاز
۱۰
بگفت آنچ بشنید زان مهتران
ازان نامداران وکنداوران
۱۱
از ایرانیان پاسخ ایدون شنید
که تا رزم لشکر نیاید پدید
۱۲
یکی مازخسرو نگردیم باز
بترسیم کین کارگردد دراز
۱۳
مباشید ایمن بران رزمگاه
که خسرو شبیخون کند با سپاه
۱۴
چو پاسخ شنید آن فرستاده مرد
سوی لشکر پهلوان شد چو گرد
۱۵
همه لشکرآتش برافروختند
بهر جای شمعی همی‌سوختند

پایان بخش ۸ ـ رایزنی بهرام و پیام به سپاه خسرو

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.