فرود جوان را دژ آباد بودبدژ درپرستنده هفتاد بودبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
فرود جوان را دژ آباد بودبدژ درپرستنده هفتاد بودهمه ماهرویان بباره بدندچو دیبای چینی نظاره بدندازان بازگشتن فرود جوانازیشان همی بود تیرهروانچنین گفت با شاهزاده تخوارکه گر جست خواهی همی کارزارنگر نامور طوس را نشکنیترا آن به آید که اسپ افگنیو دیگر که باشد مر او را زماننیاید به یک چوبه تیر از کمانچو آمد سپهبد بر این تیغ کوهبیاید کنون لشکرش همگروهترا نیست در جنگ پایاب اویندیدی بروهای پرتاب اویفرود از تخوار این سخنها شنیدکمان را بزه کرد و اندر کشیدخدنگی بر اسپ سپهبد بزدچنان کز کمان سواران سزدنگون شد سر تازی و جان بداددل طوس پرکین و سر پر ز بادبلشکر گه آمد بگردن سپرپیاده پر از گرد و آسیمه سرگواژه همی زد پس او فرودکه این نامور پهلوان را چه بودکه ایدون ستوه آمد از یک سوارچگونه چمد در صف کارزارپرستندگان خنده برداشتندهمی از چَرَم نعره برداشتندکه پیش جوانی یکی مرد پیرز افراز غلتان شد از بیم تیرسپهبد فرود آمد از کوه سربرفتند گردان پر اندوه سرکه اکنون تو بازآمدی تندرستبآب مژه رخ نبایست شستبپیچید زان کار پرمایه گیوکه آمد پیاده سپهدار نیوچنین گفت کین را خود اندازه نیسترخ نامداران برین تازه نیستاگر شهریارست با گوشوارچه گیرد چنین لشکر گشن خوارنباید که باشیم همداستانبه هر گونهای کو زند داستاناگر طوس یک بار تندی نمودزمانه پرآزار گشت از فرودهمه جان فدای سیاوش کنیمنباید که این بد فرامش کنیمزرسپ گرانمایه زو شد ببادسواری سرافراز نوذرنژادبخونست غرقه تن ریونیزازین بیش خواری چه بینیم نیزگرو پور جمست و مغز قبادبنادانی این جنگ را برگشادپایان بخش ۱۱ ـ تیراندازی فرود و بازگشت پیادهٔ طوس
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.