بیاراست لشکر سپهدار طوسبپیلان جنگی و مردان و کوسبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
بیاراست لشکر سپهدار طوسبپیلان جنگی و مردان و کوسپیاده سوی کوه شد با بنهسپهدار گودرز بر میمنهرده برکشیده همه یکسرهچو رهام گودرز بر میسرهز نالیدن کوس با کرنایهمی آسمان اندر آمد ز جایدل چرخ گردان بدو چاک شدهمه کام خورشید پرخاک شدچنان شد که کس روی هامون ندیدز بس گرد کز رزمگه بردمیدببارید الماس از تیره میغهمی آتش افروخت از گرز و تیغسنانهای رخشان و تیغ سراندرفش از بر و زیر گرز گرانهوا گفتی از گرز و از آهنستزمین یکسر از نعل در جوشنستچو دریای خون شد همه دشت و راغجهان چون شب و تیغها چون چراغز بس نالهٔ کوس با کرنایهمی کس ندانست سر را ز پایسپهبد به گودرز گفت آن زمانکه تاریک شد گردش آسمانمرا گفته بود این ستارهشناسکه امروز تا شب گذشته سه پاسز شمشیر گردان چو ابر سیاههمی خون فشاند به آوردگاهسرانجام ترسم که پیروزگرنباشد مگر دشمن کینه ورچو شیدوش و رهام و گستهم و گیوزرهدار خراد و برزین نیوز صف در میان سپاه آمدندجگر خسته و کینهخواه آمدندبابر اندر آمد ز هر سو غریوبسان شب تار و انبوه دیووزان روی هومان بکردار کوهبیاورد لشکر همه همگروهوزان پس گزیدند مردان مردکه بردشت سازند جای نبردگرازه سر گیوگان با نهلدو گرد گرانمایهٔ شیردلچو رهام گودرز و فرشیدوردچو شیدوش و لهاک شد هم نبردابا بیژن گیو کلباد راکه بر هم زدی آتش و باد راابا شطرخ نامور گیو رادو گرد گرانمایهٔ نیو راچو گودرز و پیران و هومان و طوسنبد هیچ پیدا درنگ و فسوسچنین گفت هومان که امروز کارنباید که چون دی بود کارزارهمه جان شیرین بکف برنهیدچو من برخروشم دمید و دهیدتهی کرد باید ازیشان زمیننباید که آیند زین پس بکینبپیش اندر آمد سپهدار طوسپیاده بیاورد و پیلان و کوسصفی برکشیدند پیش سوارسپردار و ژوپینور و نیزهدارمجنبید گفت ایچ از جای خویشسپر با سنان اندرارید پیشببینیم تا این نبرده سرانچگونه گزارند گرز گرانپایان بخش ۵ ـ پیکار سپاه طوس با لشکر توران
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.