دبیر جهاندیده را پیش خوانددل آگنده بودش همه برفشاندبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
دبیر جهاندیده را پیش خوانددل آگنده بودش همه برفشاندجهاندار چون کرد آهنگ مروبه ماهوی سوری کنارنگ مرویکی نامه بنوشت با درد و خشمپر از آرزو دل پر از آب چشمنخست آفرین کرد بر کردگارخداوند دانا و پروردگارخداوند گردنده بهرام و هورخداوند پیل و خداوند مورکند چون بخواهد ز ناچیز چیزکه آموزگارش نباید به نیزبگفت آنک ما را چه آمد برویوزین پادشاهی بشد رنگ و بویز رستم کجا کشته شد روز جنگز تیمار بر ما جهان گشت تنگبدست یکی سعد وقاص نامنه بوم و نژاد و نه دانش نه کامکنون تا در طیسفون لشکرستهمین زاغ پیسه به پیش اندرستتو با لشکرت رزم را ساز کنسپه را برین بر هم آواز کنمن اینک پس نامه بر سانِ بادبیایم به نزد تو ای پاک و رادفرستادهٔ دیگر از انجمنگزین کرد بینادل و رایزنپایان بخش ۷ ـ نامهٔ یزدگرد به ماهوی سوری
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.