پادشاهی یزدگرد
۱۷ بخش برای خواندن
بخش ۱ ـ تاجگذاری یزدگرد و پند ناپایداری جهان
پس از درگذشت فرخزاد، یزدگرد سوم در روز ارد از ماه اسفندارمذ تاجگذاری کرده و بر تخت پادشاهی ساسانیان مینشیند.
بخش ۲ ـ نامهٔ رستم فرخزاد به برادرش
پس از رسیدن خبر لشکرکشی سعد وقاص به ایران، یزدگرد سوم فرماندهی سپاه را به رستم فرخزاد، پهلوانی خردمند و ستارهشناسی دانا، میسپارد تا در قادسیه به مقابله با…
بخش ۳ ـ نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص
رستم فرخزاد پس از نوشتن وصیتنامه برای برادر خویش، پیکی تندرو همچون برق و باد به سوی سعد وقاص، فرمانده سپاهیان عرب، روانه میکند.
بخش ۴ ـ پاسخ سعد و گفتوگو با فرستادهٔ او
سعد وقاص پس از پذیرفتن پیک ایران و آگاهی از پیام رستم فرخزاد، نامهای به زبان تازی در پاسخ مینویسد.
بخش ۵ ـ نبرد قادسیه و کشته شدن رستم فرخزاد
با به صدا درآمدن شیپورهای جنگ، نبرد سهمگین قادسیه آغاز میشود و دو سپاه همچون دریایی خروشان به یکدیگر میتازند.
بخش ۶ ـ رایزنی یزدگرد و کوچ به خراسان
پس از شکست سنگین سپاه ایران، فرخزاد هرمزد (برادر رستم) با تنی خسته و چشمانی گریان نزد یزدگرد بازمیگردد و به او پیشنهاد میکند که برای حفظ آخرین بازمانده از…
بخش ۷ ـ نامهٔ یزدگرد به ماهوی سوری
یزدگرد چون آهنگ مرو کرد، دبیر خردمند خویش را فراخواند و سفرهی دل پردردش را گشود تا نامهای سوزناک به «ماهوی سوری»، مرزبان مرو، بنویسد.
بخش ۸ ـ نامهٔ یزدگرد به بزرگان طوس
شخصی در نامهای برای شخص دیگری در طوس مینویسد، از درد دل خود پر میکند و بر صفات مثبت پادشاه یزدگرد بزرگ و قهرمانان میافزاید.
بخش ۹ ـ پیشواز ماهوی و سپردن یزدگرد به او
با رسیدن سپاه یزدگرد از مسیر بست و نیشابور به مرز طوس، ماهوی سوری با لشکری گران و تا دندان مسلح به پیشواز پادشاه میشتابد.
بخش ۱۰ ـ نیرنگ ماهوی و پناه بردن یزدگرد به آسیاب
ماهوی سوری که سودای پادشاهی در سر دارد، نامهای به «بیژن»، فرمانروایی در سمرقند، مینویسد و او را با وعدهی رسیدن به تاج و گنج کیانی به جنگ با یزدگرد ترغیب…
بخش ۱۱ ـ فرمان قتل یزدگرد و مخالفت خردمندان
هنگامی که ماهوی سوری درمییابد مردِ پنهان در آسیاب کسی جز یزدگرد نیست، دستور قتل او را صادر میکند و مهتر زرق را تهدید میکند که اگر بیدرنگ سر از تن شاه جدا…
بخش ۱۲ ـ کشته شدن یزدگرد و خاکسپاری او
ماهوی سوریِ بیدادگر با پذیرش رای پسرش، به آسیابان فرمان میدهد تا پادشاه را به قتل برساند و همزمان سوارانی را روانه میکند تا تاج و جامههای شاهانه را پیش از…
بخش ۱۳ ـ شکایت فردوسی از روزگار و تنگدستی
در این ابیات که پایانبخش داستان تلخ یزدگرد و سقوط شاهنشاهی ساسانی است، فردوسی از روایت تاریخ فاصله گرفته و به شکوه از بیوفایی روزگار و نامفهوم بودن راز هستی…
بخش ۱۴ ـ ادعای پادشاهی ماهوی و لشکرکشی او
پس از آنکه خبر خاکسپاری یزدگرد به دست راهبان مسیحی به گوش ماهوی سوری میرسد، او با کینه و سنگدلی دستور میدهد تا تمامی سوگواران و سازندگان دخمه را به قتل…
بخش ۱۵ ـ لشکرکشی بیژن برای خونخواهی یزدگرد
هنگامی که خبر غاصبانه بر تخت نشستن ماهوی سوری و لشکرکشی او به سوی رود جیحون به گوش بیژن میرسد، برسام چگونگی قتل ناجوانمردانه یزدگرد و پیمانشکنی و ناسپاسی…
بخش ۱۶ ـ گرفتاری و کیفر ماهوی سوری
داستان درباره بیژن و ماهوی است.
بخش ۱۷ ـ پایان شاهنامه و جاودانگی نام فردوسی
شاعر در این متن به بیان تجربیات و دردها و تلاشهای خود در طول زندگیاش میپردازد و از سالهای زندگیاش بعد از شست و پنج سالگی میگوید.