بفرمود تابرکشیدند نایسپاه اندر آمد چو دریا ز جایبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
بفرمود تابرکشیدند نایسپاه اندر آمد چو دریا ز جایبرآمد یکی ابر و برشد خروشهمی کر شد مردم تیزگوشسنانهای الماس در تیره گردچو آتش پس پردهٔ لاژوردهمی نیزه بر مغفر آبدارنیامد به زخم اندرون پایدارسه روز اندر آن جایگه جنگ بودسر آدمی سم اسپان به سودشد ازتشنگی دست گردان ز کارهم اسپ گرانمایه از کارزارلب رستم از تشنگی شد چو خاکدهن خشک و گویا زبان چاک چاکچو بریان و گریان شدند از نبردگل تر به خوردن گرفت اسپ و مردخروشی بر آمد به کردار رعدازین روی رستم وزان روی سعدبرفتند هر دو ز قلب سپاهبیکسو کشیدند ز آوردگاهچو از لشکر آن هر دو تنها شدندبه زیر یکی سرو بالا شدندهمیتاختند اندر آوردگاهدو سالار هر دو به دل کینه خواهخروشی برآمد ز رستم چو رعدیکی تیغ زد بر سر اسپ سعدچواسپ نبرد اندرآمد به سرجدا شد ازو سعد پرخاشخربر آهیخت رستم یکی تیغ تیزبدان تا نماید به دو رستخیزهمیخواست از تن سرش رابریدز گرد سپه این مران را ندیدفرود آمد از پشت زین پلنگبه زد بر کمر بر سر پالهنگبپوشید دیدار رستم ز گردبشد سعد پویان به جای نبردیکی تیغ زد بر سر ترگ اویکه خون اندر آمد ز تارک برویچو دیدار رستم ز خون تیره شدجهانجوی تازی بدو چیره شددگر تیغ زد بربر و گردنشبه خاک اندر افگند جنگی تنشسپاه از دو رویه خودآگاه نهکسی را سوی پهلوان راه نههمیجست مر پهلوان را سپاهبرفتند تا پیش آوردگاهبدیدندش از دور پر خون و خاکسرا پای کردن به شمشیر چاکهزیمت گرفتند ایرانیانبسی نامور کشته شد در میانبسی تشنه بر زین بمردند نیزپر آمد ز شاهان جهان را قفیزسوی شاه ایران بیامد سپاهشب تیره و روز تازان به راهبه بغداد بود آن زمان یزدگردکه او را سپاه اندآورد گردپایان بخش ۵ ـ نبرد قادسیه و کشته شدن رستم فرخزاد
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.