شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۲ ـ نبرد رستم با چنگش و هراس تورانیان

داستان خاقان چین
بخش ۲ از ۱۷ ۳۶ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۳۶ بیت بخش ۲ ـ نبرد رستم با چنگش و هراس تورانیان

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
ازان دشت چنگش برانگیخت اسپ
همی رفت برسان آذرگشسپ
۲
چو نزدیک ایرانیان شد بجنگ
ز ترکش برآورد تیر خدنگ
۳
چنین گفت کین جای جنگ منست
سر نامداران بچنگ منست
۴
کجا رفت آن مرد کاموس گیر
که گاهی کمند افگند گاه تیر
۵
کنون گر بیاید به آوردگاه
نمانم که ماند بنزد سپاه
۶
بجنبید با گرز رستم ز جای
همانگه برخش اندر آورد پای
۷
منم گفت شیراوژن و گردگیر
که گاهی کمند افگنم گاه تیر
۸
هم اکنون ترا همچو کاموس گرد
بدیده همی خاک باید سپرد
۹
بدو گفت چنگش که نام تو چیست
نژادت کدامست و کام تو چیست
۱۰
بدان تا بدانم که روز نبرد
کرا ریختم خون چو برخاست گرد
۱۱
بدو گفت رستم که ای شوربخت
که هرگز مبادا گل آن درخت
۱۲
کجا چون تو در باغ بار آورد
چو تو میوه اندر شمار آورد
۱۳
سر نیزه و نام من مرگ تست
سرت را بباید ز تن دست شست
۱۴
بیامد همانگاه چنگش چو باد
دو زاغ کمان را بزه بر نهاد
۱۵
کمان جفا پیشه چون ابر بود
هم آورد با جوشن و گبر بود
۱۶
سپر بر سرآورد رستم چو دید
که تیرش زره را بخواهد برید
۱۷
بدو گفت باش ای سوار دلیر
که اکنون سرت گردد از رزم سیر
۱۸
نگه کرد چنگش بران پیلتن
ببالای سرو سهی بر چمن
۱۹
بد آن اسپ در زیر یک لخت کوه
نیامد همی از کشیدن ستوه
۲۰
بدل گفت چنگش که اکنون گریز
به از با تن خویش کردن ستیز
۲۱
برانگیخت آن بارکش را ز جای
سوی لشکر خویشتن کرد رای
۲۲
بکردار آتش دلاور سوار
برانگیخت رخش از پس نامدار
۲۳
همانگاه رستم رسید اندروی
همه دشت زیشان پر از گفت و گوی
۲۴
دم اسپ ناپاک چنگش گرفت
دو لشکر بدو مانده اندر شگفت
۲۵
زمانی همی داشت تا شد غمی
ز بالا بزد خویشتن بر زمی
۲۶
بیفتاد زو ترگ و زنهار خواست
تهمتن ورا کرد با خاک راست
۲۷
همانگاه کردش سر از تن جدا
همه کام و اندیشه شد بی‌نوا
۲۸
همه نامداران ایران زمین
گرفتند بر پهلوان آفرین
۲۹
همی بود رستم میان دو صف
گرفته یکی خشت رخشان بکف
۳۰
وزان روی خاقان غمی گشت سخت
برآشفت با گردش چرخ و بخت
۳۱
بهومان چنین گفت خاقان چین
که تنگست بر ما زمان و زمین
۳۲
مران نامور پهلوان را تو نام
شوی بازجویی فرستی پیام
۳۳
بدو گفت هومان که سندان نیم
برزم اندرون پیل دندان نیم
۳۴
بگیتی چو کاموس جنگی نبود
چنو رزم‌خواه و درنگی نبود
۳۵
بخم کمندش گرفت این سوار
تو این گرد را خوار مایه مدار
۳۶
شوم تا چه خواهد جهان آفرین
که پیروز گردد بدین دشت کین

پایان بخش ۲ ـ نبرد رستم با چنگش و هراس تورانیان

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.