بخش ۱ - آغاز کتاب
به نام خداوندِ جان و خردکز این برتر، اندیشه، بر نگذردخواندن این بیت ←سخن، هر چه زین گوهران، بُگذردنیابد، بِدو راه، جان و خردخواندن این بیت ←خرد، گر سخن، برگزیند همیهمان را گزیند که بیند همیخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
به نام خداوندِ جان و خردکز این برتر، اندیشه، بر نگذردخواندن این بیت ←سخن، هر چه زین گوهران، بُگذردنیابد، بِدو راه، جان و خردخواندن این بیت ←خرد، گر سخن، برگزیند همیهمان را گزیند که بیند همیخواندن این بیت ←کُنون اِی خِرَدمَند وَصفِ خِرَدبِدین جایگَه گفتن اَندر خُورَدخواندن این بیت ←کُنون تا چه داری بیار از خِرَدکه گوشِ نیُوشَنده زو بَر خُورَدخواندن این بیت ←خِرَد بِهتر از هَر چه ایزَد بِدادستایش خِرَد را بِه از راهِ دادخواندن این بیت ←نه گویا زَبان وُ نه جویا خِرَدزِ خاک و زِ خاشاک تَن پَروَرَدخواندن این بیت ←سَرش راست بَر شُد چو سَروِ بُلَندبه گفتارْ خوب و خِرَدْ کار بَندخواندن این بیت ←پذیرندهٔ هوش و رای و خِرَدمَر او را دَد و دام فَرمان بَرَدخواندن این بیت ←زِ راهِ خِرَد بِنگَری اَندکیکه مَردُم به مَعنی چه باشَد یکیخواندن این بیت ←خردمند کز دور دریا بدیدکرانه نه پیدا و بن ناپدیدخواندن این بیت ←از او هر چه اندر خورَد با خِرَددگر بَر رَهِ رمز و معنی بَرَدخواندن این بیت ←پراگَنده دَر دستِ هَر موبَدیاز او بَهرهای نزدِ هَر بِخرَدیخواندن این بیت ←یکی پهلوان بود دهقاننژاددلیر و بزرگ و خردمند و رادخواندن این بیت ←جهان دل نهاده بدین داستانهمان بِخْرَدان نیز و هَم راستانخواندن این بیت ←جوان بود و از گوهر پهلوانخردمند و بیدار و روشن روانخواندن این بیت ←بر آمد به سنگ گران سنگ خردهمان و همین سنگ بشکست گردخواندن این بیت ←بگفتا فروغی است این ایزدیپرستید باید اگر بخردیخواندن این بیت ←چنین سال پنجه برنجید نیزندید از هنر بر خرد بسته چیزخواندن این بیت ←شه تازیان چون به نان دست بردسر کم خرد مهر او را سپردخواندن این بیت ←بر او تیره شد فرّهٔ ایزدیبه کژی گرایید و نابخردیخواندن این بیت ←سپهبد به هر جا که بد موبدیسخن دان و بیداردل بخردیخواندن این بیت ←خردمند و بیدار و زیرک به نامکز آن موبدان او زدی پیش گامخواندن این بیت ←دلاور بدو گفت گر بخردیکسی بیبهانه نسازد بدیخواندن این بیت ←شده انجمن بر سرش بخردانستارهشناسان و هم موبدانخواندن این بیت ←خردمند مام فریدون چو دیدکه بر جفت او بر چنان بد رسیدخواندن این بیت ←که اندیشهای در دلم ایزدیفراز آمدهست از ره بخردیخواندن این بیت ←