چو از دفتر این داستانها بَسیهمیخواند خواننده بَر هر کسیبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
چو از دفتر این داستانها بَسیهمیخواند خواننده بَر هر کسیجهان دل نهاده بدین داستانهمان بِخْرَدان نیز و هَم راستانجوانی بیامد گُشاده زبانسُخن گفتنِ خوب و طبعِ روانبه شعر آرَم این نامه را گفت مَناز او شادمان شُد دلِ انجمنجوانیش را خوی بَد یار بوداَبا بَد همیشه به پیکار بودبر او تاختن کَرد ناگاه مرگنهادش به سَر بر یکی تیره تَرگبِدان خوی بَد جانِ شیرین بِدادنَبُد از جوانیش یک روز شادیکایک از او بخت برگَشته شدبه دستِ یکی بنده بر کُشته شدبِرَفت او و این نامه ناگفته ماندچُنان بختِ بیدارِ او خُفته ماندالهی عَفو کُن گناهِ وُرابیَفزای دَر حَشْر جاهِ وُراپایان بخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.