دلِ روشنِ من چو برگشت از اویسوی تختِ شاهِ جهان کَرد رویبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
دلِ روشنِ من چو برگشت از اویسوی تختِ شاهِ جهان کَرد رویکه این نامه را دَستِ پیش آوَرَمزِ دفتر به گفتارِ خویش آوَرَمبِپُرسیدَم از هر کسی بیشُماربتَرسیدَم از گردشِ روزگارمَگر خود دِرَنگم نباشَد بَسیببایَد سِپُردَن به دیگر کَسیو دیگر که گَنجَم وَفادار نیستهمین رَنج را کَس خریدار نیستبر این گونه یِک چَند بُگذاشتَمسخن را نَهُفته هَمی داشتَمسَراسَر زَمانه پُر از جَنگ بودبه جویندگان بَر جَهان تَنگ بودزِ نیکو سُخن بِهْ چه اَندر جَهانبه نَزدِ سُخن سَنجِ فَرُّخ مَهاناگر نامَدی این سخن از خُداینَبی کِی بُدی نَزدِ ما رَهنُمایبه شَهرَم یکی مِهربان دوست بودتو گفتی که با مَن به یِک پوست بودمَرا گُفت خوب آمَد این رای توبه نیکی گِراید هَمی پای تونِبِشته من این نامهٔ پَهلَویبه پیشِ تو آرَم مَگَر نَغنَویگشاده زَبان و جوانیت هَستسخن گفتنِ پَهلوانیت هَستشو این نامهٔ خسروان باز گویبدین جوی نَزدِ مَهان آبرویچو آوَرد این نامه نَزدیکِ مَنبَر اَفروخت این جانِ تاریکِ مَنپایان بخش ۱۰ - بنیاد نهادنِ کتاب
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.