+1 امتیاز
13.5k بازدید
در شایعات (پراکنده گویی ها) توسط
سلام.من گیلانی هستم

سوال من اینه که آیا گیلک ها آریایی هستند یا نه؟تو بعضی از منابع گفتند که گیلک ها از نژاد کاسپی هستند و آریایی محسوب نمیشن

دقیقا نژاد گیلانی ها چیه
مربوط به این پاسخ: آیا اقوام ترک آریایی هستند؟

12 پاسخ

0 امتیاز
توسط (10.4k امتیاز)

اقوامی همچون کاسپیها و کادوسی‌ها و آماردها پیش از میلاد در کرانه دریای خزر ساکن بوده‌اند.

دریای خزر نیز بر گرفته از همین قوم کاسپی می‌باشد.

دانشنامه ایرانیکا، ذیل مدخل Caspians در مورد کاسپ‌ها یا کاسپی‌ها می‌نویسد که به طور کلی آنها در نزد پژوهشگران مردمانی پیشا هندو- اروپایی و پیشا ایرانی دانسته دانسته شده‌اند و برخی محققان مانند هرتسفلد آنها را با کاسی‌ها (Kassite) یکی دانسته‌اند. کاسی‌ها را یکی از اقوامی می‌دانند که در هزاره سوم پیش از میلاد وارد فلات ایران و بعدها در نواحی قزوین، همدان و به خصوص لرستان امروزی ساکن شدند. اما با بررسی نامهای کاسپی در اسناد آرامی که در مصر بتازگی یافت شده است

و ریشه ایرانی حداقل بخشی از این نامها، دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد کاسپی‌ها را یا باید از اقوام ایرانی به حساب آورد و یا اقوامی که به شدت تحت تاثیر فرهنگ ایرانی بوده‌اندهمچنین رادیگر اشمیت در دانشنامه ایرانیکا کادوسیان را از تبار ایرانی میداند.

برگرفته از ویکیپدیا دانشنامه آزاد #

 

چیزی که مشخصه اگر از آریایی ها هم نبوده باشند از اقوام ایرانی قبل از آریایی ها بوده اند.

توسط
ویرایش شده
تپور ها : ناحیه مازندران در گذشته تَپورستان یا طَبَرستان نام داشت . در مازندران اقوام تپور و آمارد《از آمل تا رودبار》و قبایل پارتی از جمله قبیله پارتی اِسپهبُد زندگی می کردند . نژاد فعلی مردم مازندران نیز تَپوری یا طَبَری نامیده می شود. تپور ها سکایی و از نژاد آریایی بودند . آمارد ها هم چند دسته بودند شامل آماردهای جنوبی در فارس و آمارد های مازندران تا آمارد های مرو در آسیای میانه که همه آنها آریایی بودند ، از قبایل پارتی که در مازندران و گرگان زندگی می کردند قبیله اسپهبد بود که یکی از هفت خاندان ممتاز اشکانی بود و همچنین جزو هفت خاندان ممتاز ساسانی بود و اشک رئیس داهه ها و بنیان گذار اشکانیان به کمک خاندان پارتی اسپهبد که در مازندران و گرگان بودند یونانیان را شکست داد و به حکومت رسید . ..........................نژاد تپور ها : بطلمیوس (1900سال پیش) می گوید تپور ها ایرانی نژاد و از طوایف سکاها هستند{همه سکاها قبایلی آریایی نژاد بودند که به زبان‌های ایرانی شمال غربی یا شمال شرقی صحبت می کردند زبان آسی های قفقاز یک زبان بازمانده و زنده سکایی است که یک زبان هندواروپایی هست و با زبانهای ایرانی مثل پارسی باستان ، پشتو ، پامیری ، و همچنین با گویش سیستانی 《و همچنین احتمالا با گویش طبری》 نزدیکی دارد }... ..........تپور به معنی تَبَر هست که با ان درخت را قطع میکرده اند زیرا سرزمین تپور ها جنگلی بوده است و در ایران به تپور ها تَبَری میگفتند و بعید نیست تَبَر یکی از صادرات تپور ها به جاهای دیگر بوده است هرچند انها کمانداران خوبی هم داشتند(و شاید معانی دیگر)...........پیشینه : به گفته آریان(۱۹۰۰ سال پیش) تپور ها از دوره هخامنشیان در طبرستان(مازندران) وهیرکانی (گرگان)ساکن بودند همچنین کوینت کورس (مورخ رومی ۱۹۰۰سال پیش) می گوید فرمانده تپور ها به نام فرادات (پیش داد) به همراه 1000 کماندار تپوری در جنگ گوگمل و در کنار داریوش سوم هخامنشی بود(هر چند شاید هم از هفت هزار سال پیش آریایی ها (شامل تپوری و ماد و گیل و پارسی و...)در ایران ساکن بوده اند)............گستره پراکندگی تپوری ها : تپور ها به گفته جغرافیدانان چون بطلمیوس، استرابون، آریان و... در آسیای میانه ، در کوه های ماد در کنار رود چَرینداس ، در بخشی از پارت (بین گرگان و هرات) و همچنین در جنوب خزر در تپورستان( مازندران) ساکن بودند.............. هرودوت (مورخ یونانی ۲۵۰۰سال پیش) در فهرست مالیات دهنده های هخامنشی از مردم تیبارین ( البته اگر منظور از تیبار همان تپور باشد=تیپار ها در مازندران) در کنار مردم مارها(البته اگر منظور از مار ها همان آمارد ها در مازندران باشد= مرد ها در آمل تا رودبار) و مردم ماکروین (به گفته هرودوت ماکروین ها مردمی همسایه با کشور سوریه(سوری ها) بودند وسرزمینشان با سوریه مرز مشترک داشت که سوری ها نیز با فنیقی ها همسایه بودند) و مردم مُسکی ها ( یا موشی ها یا.....که احتمالا انها هم ساکن مناطقی دور در غرب بودند) نام می‌برد 《البته هخامنشی ها چون این اقوام از لحاظ جغرافیایی در یک عرض جغرافیایی یا هم راستا بودند آنها را با انکه همسایه نبودند در یک گروه قرار دادند که مردمان دیگری هم با فاصله دور از هم ولی در یک گروه درون این فهرست مالیاتی هرودوت دیده میشود مثلا در این فهرست بلخ در کنار گیلک ها در یک گروه قرار دارد اما انها همسایه نیستند و دور از یکدیگر هستند که احتمالا مبلغ کل مالیات بین این اقوام تقسیم میشده است و هر کدام سهم خود را جداگانه می پرداخته اند》...............استرابون (2000سال پیش)میگوید تپور ها بین هیرکانی (گرگان) و هرات ساکن بودند اما در زمان اشکانیان فرهاد یکم نیز گروه های دیگری از تپور ها را از پارت به مازندران(به جای بعضی از امارد ها) مهاجرت داد《 البته باید توجه داشت که بنا به گفته آریان از زمان سلسله هخامنشی تپور ها در مازندران زندگی میکردند اما در زمان اشکانیان تنها گروه های دیگری از تپور ها به مازندران مهاجرت کرده اند که جای بعضی از آمرد ها را گرفته اند هر چند که دیگر آمرد ها همچنان در مازندران باقی مانده اند 》..... .. ............... نبردهای تپور ها : آریان می گوید اسکندر پس از تصرف پایتخت هیرکانی (زادراکِرت یا احتمالا گرگان) ، به نبردِ تپوری ها شتافت اما تپوری ها با تبر و تیر وکمان از میان درختان جنگل به نیرو های اسکندر حمله کردند و اسکندر از تپور ها شکست سختی خورد تا آنجا که نیروهایش بسیار کشته شدند و در حال هزیمت بودند اما سرانجام با چاره اندیشیِ اسکندر ، نماینده تپور ها که آرته باذ نام داشت با سه پسرش به نام های آریو ، سوفن و آرسام به سوی اسکندر آمد تا با اسکندر مصالحه کنند ،پس اسکندر فرستاده تپور ها را به گرمی پذیرفت و با تپور ها صلح کرد همچنین اسکندر به پاس این صلح فرمانده و پیشوای تپوری ها فرادات (پیشداد یا پرادات) را برکنار نکرد و تپورستان (شامل مازندران/ساری) و آمارد ( آمل ) را نیز به فرادات واگذار کرد‌‌‌‌‌‌..............خاندان اسپهبد یا خاندان اسپاهبذ پَهلَوْ یا خاندان اسپهپت پَهلَوْ، به معنای افسر جنگی ، یکی از خاندان‌های پارتی در زمان اشکانیان و ساسانیان بودند. خاندان اسپاهبذ پَهلَو° در طبرستان (مازندران) و گرگان اقامت داشتند.خاندان اسپاهبذ از نژاد پارتی بودند که در ایجاد امپراتوری اشکانیان به فرماندهی اشک همکاری داشتند و لقب پهلو یعنی پارتی داشتند. در دوره ساسانی انتساب به سلسلهٔ اشکانی امتیاز دانسته می‌شد و آنها به عنوان یک خاندان تاثیر گذار شناخته می شدند. علاوه بر روحیهٔ جنگاوری مردمان سرزمین اسپهبد، محاصرهٔ این سرزمین توسط دریا و جنگل‌های انبوه، قدرت دفاعی اسپهبدان در برابر دشمنانشان را افزایش چشمگیری داده بود. پس از ساسانیان نیز اسپهبدان در مازندران ، گیلان و آستارا جاهای دیگر حکومت هایی با نام های مختلف ایجاد کردند. در سال ۳۲۶ قمری، هنگامی که لشکری بن مردی رهبر شورشی گیلانی به جنگ با دیسم بن ابراهیم حاکم آذربایجان رفت، از کمک‌های ابن دلوله اسپهبد اسپهبدان مغان بهره برده و پس از شکست دادن دیسم، اتحاد خود با ابن دلوله را حفظ کرد. خاندان اسپهبد همچنین با خاندان های پارتی دیگر چون خاندان پارتی سُورِن《سیستان و جنوب خراسان》 و خاندان پارسی یا پارتی داهه (تاجیکستان و شمال خراسان و ترکمنستان و حتی گرگان ،آریان مورخ یونانی بین پارسی ها و پارتی ها تفاوتی نمی گذاشت و آنها را یکی می دانست) و خاندان‌ مهران( از ری تا بیرجند و همچنین سمنان ، گرمسار ، تالش و آستارا)و خاندان کارِن و..... دارای روابطی بودند.
توسط
ویرایش شده
داهه ها یا داهیک ها: داهیک ها همان اجداد تاجیک های امروزی هستند (زیرا به مرور زمان د به ت و همچنین ه به ج تبدیل شده است) و داهیک=تاجیک هست البته از انها به نام های دیگری چون داهه ها و دهه ها و دایی و دائی یاد شده است اما نباید انها را با دان ها و دانی ها یا دانو ها اشتباه گرفت که دانو با داهه ها تفاوت دارند ، قبایل ایرانی دیگر نیز 《 مانند هخامنشی ها یا قبیله پاسارگاد》 داهه ها را دایی 《و شاید هم احتمالا تاجی》 می نامیدند ...................... آریان مورخ یونانی (1900سال پیش) میگوید اشکانیان(داهیک ها و پارتی ها) از فرزندان اردشیر هخامنشی(ارتخشتر) هستند و از آنجا که منظور آریان از اشکانیان ، بنیان گذاران سلسله اشکانیان یعنی داهیک ها بوده است پس از نظر آریان داهیک ها یا دودمان اشکانی از نسل هخامنشان یا حداقل از نژاد پارسی بوده اند و از آنجا که خود اشکانیان نیز خود را از نسل هخامنشیان و اینگونه خود را از نژاد پارسی می دانستند که هم سو با نظر همه مورخان کهن و معتبر 《مثل هرودوت(پدر علم تاریخ) ، آریان و....》هست پس این سخن اشکانی ها که پارسی هستند دروغ یا جعل انساب نیست (هرچند که در تاریخ بعضی دودمان های دیگر در تاریخ دروغ و جعل انساب هم دیده می شود اما این مورد برای اشکانی ها اتفاق نیفتاده است》.................هرودوت نیز داهه ها را یکی از طوایف پارسی میداند و میگوید اما زبان داهه های پارسی ترکیبی از زبان ماد ها و سکا ها هست 《 زیرا داهیک های پارسی در کنار ماد ها و سکاها زندگی میکردند پس زبان انها تحت تاثیر همسایگانشان قرار گرفته است 》البته امروزه تاجیک ها(داهیک ها) فارسی زبان هستند《زبان ماد ها و پارس ها و حتی سکاها شبیه یکدیگر بوده است به طوری که مادی ها و پارسی ها شبیه لهجه های یک زبان و سکایی نسبت به آنها شبیه یک گویش از همان زبان بوده است ، داریوش میگوید زبانی که او حرف میزند (زبان پارسی) همان زبان آریایی هست》...................استرابون میگوید داهی ها (تاجی ها) در خوارزم زندگی میکردند و سپس به گرگان آمدند و در آنجا ساکن شدند اما در جای دیگر میگوید بین دروپیک ها (دربیک ها) و هیرکانیه(گرگان) ساکن هستند《دربیک ها یا دروپیک ها در آسیای میانه ،گیلان ، جرجان یا گرگان ، در کنار داهه ها و همچنین در پارس زندگی میکردند》نکته مهم آن هست که به گفته کتزیاس نیز هیرکانیه محل سکونت دربیک ها بوده است و اگر تناقض های سخنان استرابون《یک: داهی ها بین دربیک ها و هیرکانی هستند ، دو:داهی ها در هیرکانی یا گرگان هستند 》و سخن کتزیاس 《 دروپیک ها در گرگان (هیرکانی)هستند》را در نظر بگیریم میفهمیم که منظور استرابون این بوده است که داهه ها در بین مردم دروپیک و در سرزمین هیرکانیه زندگی می کنند و از این جا مشخص می شود که شاید آنچه که به نام هیرکانی ها می شناسیم در واقع همان دروپیک ها هستند و شاید دروپیک ها همان هیرکانی ها(گرگانی ها) هستند به عبارت دیگر دروپیک های پارسی در سرزمینی به نام هیرکانی زندگی میکردند و هیرکان نام مکان زندگی دروپیک ها بوده است که دروپیک به معنی آشیانه عقاب هست همچنین هیرکان هم به معنی عقاب ها یا خانه عقاب ها هست (هیر یا همان ایر یا آر= عقاب ، کان یا گان یا خان یا هان= خانه یا علامت جمع ) اما به طور کلی داهه ها بین رود جیحون تا دریای خزر شامل ترکمنستان و تاجیکستان و ....ساکن بودند و احتمالا عده ای از داهه ها نیز در گرگان بوده اند اما دروپیک ها علاوه بر هیرکانی (گرگان) همچنین در گیلان اطراف غار درفک و همچنین کوه دُرفَک (دُرفَک=دُلفَک یا دالفَک یا دَلفَک یا دِلفَک یا دَلَفک یا ....)《دُرفک به معنی آشیانه عقاب هست که از نام قبیله درو(دُر)پیک(فک)یا دروپیک پارسی به معنای آشیانه عقاب گرفته شده است》《همچنین هیرکان نیز به معنی عقاب ها یا خانه عقاب هست زیرا از هیر (هیر یا ایر یا آر در زبان سنسکریت= عقاب ) + کان (کان یا خان یا گان یا هان در زبان سنسکریت= خانه یا علامت جمع ) هست》که همچنین احتمالا در آسیای میانه و پارس ساکن بودند ، کتزیاس (2450سال پیش) نیز میگوید دربیک ها در شمال ایران در جرجان (گرگان یا همان هیرکان) زندگی می کنند《در همه منابع یونانی قبل از ۲۰۰۰سال پیش مانند هرودوت و آریان که از نژاد دربیک ها و داهه ها گفته اند داهیک ها و دروپیک ها دو قبیله پارسی بوده اند و در این منابع کهن داهه ها از قبایل سکایی نیستند اما بعد ها بعضی مورخان بخاطر بد فهمی تاریخ و اینکه داهه های پارسی در همسایگی بعضی از سکاها می‌زیستند دچار اشتباه شده اند همچنین محققانی که درباره آداب و رسوم هیرکان ها تحقیق کرده اند گفته اند آنها دارای رسوم آریایی بوده اند و هیرکان ها جزو اولین اقوامی بودند که با پارس ها برای نبرد با ماد ها متحد شدند و البته همه منابع کهن و معتبر دربیک ها و داهی ها را پارسی میداند ، باید توجه داشت مورخان بزرگی که در همان دوره های وجود این قبایل زندگی میکردند آشکارا میگویند دربیک ها و داهه ها جزو طوایف پارسی هستند مثل هرودوت و آریان ، که هرچه منبع تاریخی به آن تاریخ نزدیک تر و کهن تر باشد معتبر تر هست و این نشان می‌دهد اینکه اشکانیان (داهیک ها)خود را از پارس ها و هخامنشی ها می شمردند دارای حداقل یک پشتوانه نژادی بوده است و واقعیت را می گفته اند همانطور که حتی تاجیک های امروز نیز خود را پارسی میدانند》............. داهه ها پس از جنگ هخامنشی ها و اسکندر کاملا از هم متلاشی شدند زیرا وفادارانه از داریوش سوم حمایت کردند بعد ها در حدود سال ۱۵۵ میلادی آنچه از قبیله رئیس داهه ها 《ارَشک یا آرشاه ، زیرا آر +شک هست و شک یا شاک یا شاخ = شاه هست 》مانده بود با دیگر بازماندگان داهه یعنی دو قبیله پیسوری و زانتی اتحادیه داهه و سپس در اتحاد با قبایل پارتی اشکانیان را بنیاد نهادند. معنی کلمه داهه ؛ داهه از دِه و دِهِستان هست همچنین به معنای دَهه یا ده ها یعنی عدد ده نیز می باشد شاید نشانه ده طایفه یا ده روستا یا شاید هم از دهگان یا دهقان به معنی کشاورز و ملاک باشد
توسط
ویرایش شده
..گیلک ها: نیاکان گیلک ها مر مانی از نژاد یونانی(از شاخه هلنی) بودند. واژه گیلک یا ‌گِلیک همان گریک (greek)هست (تبدیل ل به ر طبیعی هست) که نام مردم یونان باستان گریک بوده است . یونانی ها یکی از شاخه های نژاد آریایی هستند و به ایتالیایی ها شباهت دارند. پیرامون این مسئله دو دیدگاه وجود دارد: دیدگاه اول:براساس نظریه مهاجرت آریا ها از خارج به ایران (این دیدگاه احتمالا به نظر مورخان یونانی نزدیکتر است) :گیل ها ابتدا حدود ۳۳۰۰ سال پیش بنادر بازرگانی خود در یونان را رها می‌کنند و به سکائیه باستان مهاجرت می‌کنند پس از مدتی زندگی در آنجا زبان یونانی آنها نیمه یونانی و نیمه ایرانی (از شاخه سکایی) می شود اما همچنان فرهنگ هلنی خود را حفظ می‌کنند سرانجام احتمالا گیل ها حدود ۲۸۰۰ سال پیش همزمان با یورش سکاها به قلمرو ماد ها از قفقاز شمالی به ایالت ماد کوچک (شامل گیلان و اردبیل) سرازیر می شوند . گیل ها نواحی گیلان را برای زندگی انتخاب می کنند البته پیش از ورود گیل ها به گیلان اقوامی چون کادوسی ها (در تالش) و دروپیک های پارسی(اطراف کوه درفک) و آمرد ها (اطراف سپید رود) در گیلان زندگی می کردند همچنین پیش از ورود گیل ها به گیلان قبیله بودین که یکی از قبایل ماد بود در گیلان در شهری با خانه های چوبی زندگی می کرد(شاید همان شهر رشت) . گیل ها به میان بودین ها رفتند و ساکن آن شهر شدند و از آن پس آن شهر گیلونی یا گلایه نام گرفت و معابد چوبی پر از خدایان یونانی در آن ساخته شد . پس از گذشت حدود ۳۰۰ سال یعنی حدود ۲۵۰۰ سال پیش به تدریج همه ساکنان شهر از جمله بودین ها گیلونی یا گِلون (ساکن شهر گیلونی) نامیده می شدند و گیل ها هم زبانشان کاملا بودینی یا مادی شد. ولی بودین ها و گِل ها (مردمی از جنس خاک سرزمینشان) همچنان از نظر چهره و فرهنگ متفاوت بودند . حالت دوم : براساس عدم مهاجرت آریا ها از خارج به ایران : پارسی ها ، ماد ها و گیل ها از حدود ۹۰۰۰ سال پیش در ایران زندگی می کردند سرانجام ۴۰۰۰ سال پیش عده ای از گیل های ایرانی زبان (زبان گیلکی) از ایران به ترکیه و سپس یونان می روند .این گیل ها در میان مردم دیگری که در یونان بودند ساکن شدند و به تدریج زبانشان دگرگون شد و به یونانی تبدیل شد اما نام خود را (گِلیک) به مردم و کشور یونان می دهند . شاید پس از سال ها عده ای از آن گیل ها به ایران برگشته باشند . الواح آشوری و هرودوت : قبایل ماد شامل : ماگ ها(ری) ، پارتکن ها (اصفهان) ، آریزانت ها، بودین ها ، آستروگت ها و بوسی ها هستند ... استرابون (حدود۲۰۰۰سال پیش): قبایل جنوب خزر کادوس ها، گیل ها ، مرد ها و قبایل گرگانی هستند(در زمان استرابون بودین ها هم گیل نامیده می شدند)... ویلفرد مدلونگ : در حدود ۲۲۰۰ سال پیش گیل ها به جنوب قفقاز سرازیر شدند و به جای مرد ها و دیلم ها قرار گرفتند (همزمان با حرکت عده ای از مرد ها از گیلان به قفقاز بخاطر فشار تپوری ها ) ....فهرست ساتراپی های خراج گذار هخامنشی(حدود ۲۵۰۰ سال پیش) : دوازدهمین ساتراپی شامل باکتری (بلخ) تا سرزمین هایی به دوری آگِلی (آ ِ گلی یا همان گِلی) می شده است......
توسط
ویرایش شده
در گیلان دروپیک ها ، مردی ها، بودین ها و گیل ها(گیلک ها) و البته کادوسیان یا کاتوزیان《انها همان کاتوزیان در شاهنامه فردوسی هستند که یک گروه از مردمان جمشید پیشدادی بودند که شغلشان انجام کار های دینی بود درست مثل قبیله ماگ های مادی و جالب است که طبق شاهنامه هم محل زندگی کاتوزیان در همان حدود تالش در گیلان هست و کادوس احتمالا به معنی کِی دوست ها یا پیشوای های مذهبی یا بزرگ منش ها یا بزرگ (کا یا کوی یا کی) خواه ها(اوس یا دوس یا دوز)یا بزرگ پیمان ها هست ، مورخان بزرگ کادوس ها را قبیله ای آریایی و معمولا به عنوان گروهی از ماد ها در نظر گرفته اند (همچنین سرزمین کادوس ها بخشی از ماد کوچک به حساب می آمده است زیرا ماد کوچک شامل کادوس و گیلان و اردبیل بوده است و احتمال آن وجود دارد که کادوس ها شاخه ای دیگر از پارسی ها در شمال ایران و یا حتی شاخه ای دیگر از ماگ های مادی بوده اند که در گیلان زندگی میکردند و این ماگ ها از زمان جمشید پیشدادی با لقب یا عنوان کاتوزیان نامیده شده اند》 زندگی مي کردند .................هرودوت : هلنی ها درباره سکاها میگویند که هرکول(حدود۳۵۰۰سال پیش)به سرزمین امروزی سکاها سفر کرد در آنجا هوا سرد و طوفانی شد هرکول نیز از سرما پوست شیری بر خود کشید و خوابید مادیان های ارابه هرکول هنگام علف خوردن به طور معجزه آمیزی ناپدید شدند هرکول پس از بیداری در جستجوی مادیان هایش به ناحیه ای به نام هلایا رسید در آنجا غاری بود و درون آن غار موجودی دوگانه که نیمه بالایش زن و نیمه پایینش مار بود دید هرکول از آن موجود با تعجب پرسید آیا مادیان های گم شده ام را دیده ای؟ موجود گفت:مادیان هایت نزد من است هرکول در کنار آن موجود دراز کشید و سرانجام مادیان هایش را پس گرفت . آن موجود به هرکول گفت: اکنون که دراز کشیدی از تو برای من سه پسر خواهد بود بگو هنگامی که به مردی برسند با انها چه کنم؟ هرکول پاسخ داد: هرکدامشان توانست کمان مرا بکشد صاحب این سرزمین (سرزمین سکاها)است و انکه نتوانست او را از این سرزمین بیرون کن ، هرکول رفت و سه پسر بدنیا آمدند به نام های گیلون و آگاتیرسوس و سکاتِس که تنها سکاتس توانست کمان را بکشد بنابراین صاحب سرزمین سکاها شد و دو پسر دیگر از این سرزمین خارج شدند. هرودوت : مردم قبیله بودین بزرگوار هستند و نژادی پر شمار دارند که همگی آنها پوستی روشن و چشمان ابی دارند در سرزمینشان شهری از چوب ساخته اند به نام گیلونوس با خانه های چوبی و معابد چوبی که هر دو سال یکبار در آن جشن شکر گذاری خدایان را برگزار می‌کنند...البته در گیلونوس مردمی به نام گیلون هم زندگی میکنند که در اصل از نژاد هلنی و یونانی هستند که سالها پیش (حدود۲۶۰۰تا ۲۸۰۰ سال پیش) سواحل تجاری خود در یونان را رها کرده و به میان بودین ها آمدند ودر شهر گیلونوس ساکن شدند زبان گیلون ها نیمه یونانی و نیمه سکایی است . به هرحال هم زبان و هم چهره و فرهنگ گیلون ها با بودین ها متفاوت است .بودین ها ساکنان اولیه شهر و دارای نظام طایفه ای (عشیره ای یا قبیله ای) هستند در حالی که گیلون ها نظام طایفه ای ندارند از جمله خوردنی های بودین ها مخروط های درخت صنوبر است اما گیلون ها ذرت می خورند و باغ دارند هرچند که هلن های یونان به بودین ها هم گیلون می گویند اما انها باهم فرق دارند ...سرزمین گیلون ها پر از جنگل های سبز فشرده است در کنار متراکم ترین و عمقی ترین جنگل ها یک دریاچه عمیق و بزرگ وجود دارد که اطراف آن باتلاق و نیزار ها هست که در آن سمور ها و حیوانات وحشی به دام می افتند که از بیضه این حیوانات برای درمان بیماری استفاده می کنند.........
قبل توسط
ویرایش شده قبل
معنی آمارد : کلمه امارد از کلمه اَمَر تِه به معنی نمیرنده گرفته شده همچنین معنی جنگجو هم دارد همچنین امارد می تواند از مرد به معنی آدمیزاد یا انسان گرفته شده باشد همچنین نظر به جام مارلیک که نقش آن شبیه نماد دو مار یونانی هست که نماد پزشکی یونان هست می تواند به معنای پزشکی یا درمانگری باشد، البته مَرد و امارد هر دو یک معنی میدهند و تلفظ های مختلف یک کلمه اند آمارد در زبان سانسکریت معنی قهرمان می دهد. آمارد ها نام های دیگری چون مارد ،مرد،مردو،مردی،آمردو،آمردی،آمارد،آماد،آرماد،مار،ماری،آمو،آمویی،آمرته،مارت و....نیز دارند که همه اینها تلفظ های گوناگون یک کلمه اند آمارد چیزی است که یونانیان گاهی مردی های جنوب خزر را مینامیدند مگر نه خود مردی های جنوب خزر خودشان را مردی میدانستند و این از نام هایشان که از پیشوند یا پسوند مردی استفاده میکردند پیدا هست ، همچنین گفته میشود آمارد شکل دیگری از تلفظ ماد هست.................... شغل امارد ها : یونانی ها میگویند مارد ها در نقاط مختلف ایران از جنوب خزر تا فارس و همچنین در آسیای میانه پراکنده هستند که همه آنها به شغل راهزنی مشغول هستند بنابراین آماردهای شمال با امارد های(مرد ها) جنوب و با آمو های آسیای میانه یک قوم و از یک نژاد هستند البته ریشه این استدلال راهزنی مرد ها میتواند از خاطره حمله امارد ها به سپاه اسکندر در ایران و یورش انها به یونان باشد و بنابراین امارد ها احتمالا نه در جنوب و نه در شمال راهزن نبوده اند پس شاید شغل انها میتواند از ماهیگیری تا کشاورزی باشد ................. نژاد امارد ها : هرودوت میگوید آمارد(مرد) نام یکی از ده تا پانزده قبیله پارسی هست . همچنین گفته میشود آماردها با داهه ها هم زبان و هم نژاد بوده اند ،ادوین نوریس مردم‌شناس و زبان‌شناس بریتانیایی آماردها را با داهیک ها مربوط دانسته و این تیره‌ها را مردمی می‌داند که از یک ریشه و اساس بوده و به زبان‌های شبیه به هم گویش می‌کردند (البته داهه ها یا داهیک ها یا همان تاجیک های امروزی هم به گفته هرودوت جزو قبایل پارسی بوده اند) همچنین در کتاب تاریخ طبرستان به نقل از یک منبع میگوید کنستانتین پادشاه روم ۱۲۰۰۰ از مردی های جنوب خزر را که از نژاد ایرانی و مردمی جنگجو بودند برای نبرد فرستاد...................... لباس امارد ها : امارد ها سرتا پا سیاه می‌پوشیدند و مو های بلند داشتند احتمالا به انها کاسپی( کاس :کبود و پی:پوشش یا لباس) به معنی سیاه پوش هم میگفتند . در کتاب تاریخ پارس میگوید مردی ها زیبا چهره هستند که از فرمانده محافظت میکنند(مردی های جنوب خزر پس از شنیدن آوازه کوروش با کوروش متحد شدند و در نبرد علیه ماد ها با کوروش همکاری کردند)............................... آماردها : انها از امل (رویان) تا رودبار در شمال و از نواحی غرب فارس تا شوش در جنوب و همچنین در اطراف آمودریا و مرو در آسیای میانه پراکنده بودند همچنین نام مارلیک از مار (مارد) ولیک(پسوندی در میان اقوام شمال به معنای قوم یا مردم مثل گیل +لیک=گیلک به معنای مردم گیل) گرفته شده است که به معنای مردم مردی هست و آرامگاه سلاطین مردی بوده است ..........اسکندر در نبرد با مردی ها تلفات زیادی داشت و با آنکه مردی ها از حمله یونانی ها غافلگیر شده بودند و از صلح اسکندر با تپور ها بی اطلاع بودند اما همزمان با عقب نشینی مردی ها، سربازان اسکندر از باران تیر های مردی ها در امان نبودند، آنها همچنین اسب اسکندر به نام بوسیفال را به غنیمت گرفتند و این موضوع اسکندر را بیشتر عصبانی کرد و اسکندر تهدید کرد که اگر اسب او را آزاد نکنند تمام درختان جنگل را نابود می‌کند بنابراین مردی ها برای جلوگیری از نابودی جنگل اسب او را رها کردند اما جنگ ادامه یافت تا انکه سرانجام اسکندر با مردی ها مصالحه کرد.
0 امتیاز
توسط
گیلانی ها ترکیبی از قفقازی ها و بومیان ایران هستند

چهت اطلاع از ترکیب ژنتیک گیلانی ها از سایت زیر بازدید نمایید:

http://iraniangen.blogfa.com
0 امتیاز
توسط
سلام منم گیلکم اصلاً هم برام مهم نیست که آریایی باشم یا هر چی دیگه حالا آریایی باشیم یا نباشیم خوب که چی؟ما ایرانی هستیم و ایرانی بودن به نژاد نیست به فرهنگ و تاریخِ مشترکمونه.در ضمن گور پدر هرچی نژاد پرسته
توسط

در تایید فرمایش دوست خوبمان باید بگم مهم ایرانی بودن است. ایرانی یعنی گیلک و مازنی و تالشی و کرد و لر و عرب و ترک و فارس و بلوچ و بقیه اقوام  و مذاهب و ادیان همه با هم ایرانی  هستیم و باید بیشتر بر اشتراک های بین خودمان مثل تاریخ و فرهنگ مشترک و هویت مشترک ایرانی بودن تاکید کنیم.

توسط
آریایی یعنی نجیب . اینکه نادانهایی که خود را ترک و عرب و غیر ایرانی میدانند و بر طبل دشمنی و بهم زدن یکپارچگی ایران عزیز میکوبند چیزی جز نادانی آنها نیست
توسط
اگر نژاد ما گیلک ها آریایی یا ایرانی است پس چرا ایرانی هاینقدر مارا مسخره میکنند ب مثل با جوک هایشان یا چرا سعی میکنند زبان مارا نابود کنند و به یا چرا به ما حق تدریس به زبان مادریتان گیلکی نمی دهند؟یا چرا از شغل اجدادی ما گیلک ها یعنی شالیزاری کاری و پرورش دام بوی و چایکاری و... حمایت نمی کنند و سعی میکنند همه اینها را نابود کنند؟؟یا چرا قیمت زمین های ما گیلک ها را ارزان نگه می دارند و تهرانی و... را کوچ میدهند تا در سرزمین ما گیلک ها ویلا بسازند و تمام زمین ها را بخرند تا گیلک سرزمینی نداشته باشد؟؟آیا با این همه چیز آریایی خاندن گیلک بیشتر شبیه جوک نیست
توسط
سلام،گیلان و کرانه دریای خزر ایرانی هستند وقبل از آریایی ها سکونت داشتند،اکثر فرهنگ ها از گیلان به سراسر فلات و حتی ویونان رواج پیدا کرده ،،،،یکی از ادات ایرانی ها اینه وقتی دلشون میگیره میگن بریم شمال،،،هرکسی کو کودورماندازاصل خویش بازجویدروزگاروصل خویش، ،،
0 امتیاز
توسط
نژاد گیلانی ها کادت که پیشا آریایی هستند
0 امتیاز
توسط
گیل یا گیلک نام قومی ایرانی‌تبار ساکن کرانه‌های جنوب غربی دریای خزر است که در استان گیلان زندگی می‌کنند. این تیکه از سایتی دیگه بود. من گیلک هستم .برای خودم خیلی مهم بود.دانمارک ازمایش ژنتیک دادم.۹۹درصد تشابه ژنتیکی به نژاد موسوم به قفقازی،یا همون نژاد سفید هندواروپایی جوابم اومد. فکر کنم تست ژنتیک تو تهران هم قابل انجام باشه. از نظر علمی گیلک زبان ها و همون ادامه‌ی تبار کاسپین ها،جزو اولین اقوام هندواروپایی ساکن ایران بود. البته برخلاف گذشته،منشا این اقوام رو الان قفقاز میدونن. تحقیقات جدید نزدیکی بیش از حد زبان اوستیا و گیل و تالش رو نشون میده. در این زمینه خودم دنبال پیدا کردن ازمایش ژنتیک از مردم اوستیا هستم.ولی از نظر زبانی بسیار به ما نزدیکن
0 امتیاز
توسط
درود من خودم گیلک هستم. طبق تحقیاتی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم که بر سر نژاد ما اختلاف وجود داره ام دو نظریه بیشتر بنظر درست میاد ۱-گیلانیان از نژاد کادوسیان و کاسپیان و آمارد هستند ۲-ولی جدیدا عقیده است که با گرفتن ژنتیک گیلانیان معتقدند که گیلانیان از قفقازیه به گیلان مهاجرت کرده اند }به هر حال با ازدواج ها قوم ها با آمیخته شده من افتخار می کنم که یک گیلکم مردمی که گیلان را به هیچ بیگانه ای ندادند (تازیان(اعراب)-اسکند مقدونی-مغولان- وتا میرزا کوچک خان و هشت سال دفاع مقدس)در مقابل همه پیروز بودند امیدوارم مفید بوده باشه خدانگهدار
توسط
درود مغول در زمان حمله به گیلان با خسارت و شکست مواجه شده و یک دختر هدیه داده. و در زمان مغول به دست حاکمان گیلانی اداره میشده.
0 امتیاز
توسط
گیلک ها به لحاظ آنتروپولوژی و ژنتیک شباهت زیادی به کرد ها دارند . تشخیص یک کرد و گیلک از هم خیلی مشکل است . هر دو شکل جمجمه سر مشابهی دارند و پشت سرشان صاف است . درصد آریایی گیلک ها باید در همان حد کرد ها باشد یعنی نهایتاً 20% .

گیلک ها ارتباطی به کاسپین ها ندارند . و به نظر مخلوطی از آریایی ها ( مردم هند و پاکستان ) و بومیان قفقاز و سامیان هستند .
توسط
سلام . با بخش اول موافقم چون از نظر لهجه هم شباهت دارند و از نظر ژنتیکی با سرچ کلمه مردم لر هم متوجه میشیم که از نظر ژنتیکی شبیه ترین به لر ها هستند. اما در مورد بخش دوم و ارتباط با کاسپین ها فکر می کنم ارتباط داشته باشن. کلا ۲ نظریه برای گیلک ها وجود داره. نظریه قفقاز ها و نظریه یونانی ها که نظریه یونانی ها دلایل بیشتر و موثق تری داره مثلا واژه greek : گیلک واژه کونوس که میوه ازگیل رو میگن تو گیلان و در یونان به معنی کاج هست مثلا روستای کندلوس مازندران که یک روستای باستانی در یونان هم همین نام رو داره مثلا کلمه بوت که قدیمی های گیلان به چکمه ها می گفتن که ریشه اروپایی داره مثلا کشتی گیله مردی که یک ورزش باستانی در یونان هم مثل این وجود داره مثلا کلمه بَل که در گیلکی به معنی شعله آتش هست که ریشه اروپایی داره و ... و نظر شما هم محترم هست. منم اینارو جاهای مختلف خونده بودم سپاس
توسط
مازنی ها و گیلک ها ریشه زبانشون یکی هست نژادشون هم یکیه
0 امتیاز
توسط
نه پارس نه افغان کیرم تئ هرچی فارسی زبون تو جهانه گیل مردون بلا می سر
توسط
افغان ها و تاجیک ها بربر بودند چی میگه این یارو با تصرف سرزمینشون توسط ایرانی ها صاحب زبان و فرهنگ شدند نادان
توسط
ع گامیش ط خو هم گیلی هم فارس چی گونی برع چر فارس توهین کنی ری
0 امتیاز
توسط
هرودوت می گوید : پارسی ها به شش طایفه ی شهری و ده نشین و چهار طایفه چادر نشین تقسیم شده اند . شش طایفه اول عبارتند از : پاسارگادیان ، مرفیان ( مافییان ) ، ماسپیان ، پانتالیان ، دژوسیان و ژرمانیان. چهار طایفه ی دومی عبارتند از : داییها ، مردها ، دروپیک ها و ساگارتی ها،،،، آمارد ها که قومی به شاید پیش از ماد هاهستند اما این دلیل ایرانی نبودنشان نمیشود زیرا آمارد ها همان طایفه مَرد های پارسی هستند اکنون در گیلکی گیل آمرد (گیل آمارد) همان گیله مَرد هست،،، به علاوه آمارد ها در زمان هخامنشیان خراج یا مالیات نمی پرداختند و میدانیم تنها قبایل پارسی میتوانستند خراج ندهند و همچنین آمارد هادر همه جنگ ها متحد هخامنشی ها بودند مثل جنگ ها با یونانی ها آمارد ها یا آرمرد ها یا همان آرمارد ها هستند،، به علاوه ماسَ در نام مازَندران (ماساندران) هم با ماسْپی ها‌(ماسْ+پی به معنای همچون ماه) هم ریشه هست مازَندران به معنی ماسا یا ماسَ+دران یعنی ماهی داران یا ماهی درندگان یا ماهی خور ها هست زیرا در زبان سکایی ماسی یعنی ماهی دریا و ماسْ یعنی ماه اسمان،،، کسپی ها هم که پسوند پی دارد همچون ماسپی( به معنی همچون ماه) به معنی همچون کاسی هست یعنی شبیه کاسی
توسط
آقای باقر طایفه ی پارسی که فرمودی اشتباه هست. و همینطور ممکن است شباهت نامی باشد. سرزمین پارس مشخص بود و یک ایالت کوچک در جنوب ایران بود و حتی اصفهان جز پارس نبود ئو جز ماد به حساب می آمد. برای مثال کوروش رو از طایفه ی مارد می دونند. اما آن مارد با مارد یا آمارد گیلان و مازندران متفاوت بوده است. واژه آمارد می تونه منفی باشه و احتمالا به هر کوچ نشین و غارتگر گفته میشد. احتمالا خود مردم گیلان و مازندران به خودشون آمارد نمی گفتند و این اسم یک اسم با بار منفی و بیگانه است. احتمال زیاد مردم آمارد همان دیلم بودند که خودشون رو در حقیقت دیلم می نامیدند. اما داهه ها سکایی بودند و ربطی به پارس ندارند در مورد وجه تسمیه  تان هم بیشتر شوخی به نظر میرسه. به هرحال پارس رو بزرگ کردن و امتداد دادن تا گیلان و مازندران اساسی نداره با مطالعه کتب یونانی و منابع ارمنی سریانی ایرانی بابلی و... می فهمیم کشور ماد پارس کادوس پارت آریان (هرات امروزی تا رود سند) و... متفاوت بودند. حتی مترجمینی که کتب یونانی رو ترجمه کردند پارس را مساوی ایران قرار دادند. در حالیکه اصلا اینطور نیست. مثلا آنجا که هرودت میگه پارسیان تیراندازان ماهری بودند به ایرانیان ترجمه شد در حالیکه منظور فقط قوم پارس در استان فارس کنونی بود. جاهای دیگر مثلا پارت ماد کادوس و....توصیف شد.
توسط
اقای مهر تمام سخنان شما دروغ و پر از جعلیات تاریخی هست پارس هم از گذشته بزرگ بوده و هست ،کتب یونانی و... هم از قوم یا قبیله یا طایفه(یا حداکثر از طوایف) کاسی یا ماد یا پارسی یا کادوسی یا... حرف زده اند اما هیچ کدام مثلا از کشور کادوسی ها یاحتی از شهر کادوسی حرفی نزدند بنابراین همان طایفه درست تر هست و مثلا کادوسی ها و یا ارماد ها طایفه یاقبیله هایی ساکن در یک استان مشخص بودند بنابراین اولا اینکه جزو یکی از طوایف پارسی یا ماد یا... باشند کاملا ممکن هست دوما طایفه هستند نه یک کشوری جدای از ایران،سوما این منابع معمولا به همه ایران پارس میگفتند،،، پاسارگادیان نام قبیله هخامنش و کورش بود که در استان فارس ساکن بودند بقیه قبایل در استان های دیگر بودند مثلا همین آماردها اصلا در شمال بودند که خارج از منطقه پاسارگادی ها(قبیله اصلی) بودند و پانتالیان (بانداریان) در بندر عباس و ساگاروتی ها(زاگروسی ها) در لرستان بوده اند که همان کاسی ها (چشم سبز ها:در گیلان کاس یعنی چشم سبز) یا لر های لرستان بوده اند، همچنین ژرمانیان(گرمانیان) در استان کرمان بودند ،به علاوه قبایل سکایی هم بسیار بودند اما خیلی از انها خود را از نژاد پارسی وعمو زاده هخامنش ها مینامیدندو میدانستند مثل اشکانی ها (سکاهای داهه +قبایل پارتی) که سکاهای داهه هم بخشی از انها بودند و سکا های داهه که چادر نشین بودند همان طایفه چادرنشین دایی های پارسی بودند( که خودشان هم همین را گفته اند در تاریخ) و البته داهه ها در شمال خراسان ساکن بوده اند بنابرین استان فارس تنها جایگاه زندگی یکی از طوایف فارسی به نام پاسارگادیان بوده است که کورش هم از همان طایفه هست هرچند برخی از سکاهای دور دست حتی با ایرانی ها در جنگ بودند مثل ماساگت ها یا روزان ها که از نژاد اروپایی ها بودند و با سکاهای ایرانی فرق داشتند در ضمن همه مادها و پارت ها و سکاهای ایرانی و پارس ها از هر طایفه که بوده اند از نظر زبانی خویشاوند و هم زبان فارس ها بوده اند و تنه با لهجه و یا گویشی دیگر حرف میزدند به طوری که طبق منابع که گفتی در باستان پارسی ها به راحتی حرف زدن مادها وپارتی و سکایی را متوجه میشدند و همه پارسی ها وماد ها و پارت ها و سکاها به زبان های ایرانی سخن میگفتند و خود را اریایی مینامیدند و بنابرین زبان سکایی باستان و پارسی باستان بسیار به هم شبیه بودند حتی امروز هم باقیمانده سکاها خود را ایرانی و زبانشان به فارسی باستان بسیار شبیه هست سپاهان یا اصفهان هم شهری مرزی بین ماد های مرکزی و پارت های غربی بوده که حتی در انجا هم پارت و هم پارس و هم ماد ساکن بوده
توسط
عزیزم عجیبه اول میای میگی تمام سخنانت جعل و دروغه بعد میای میگی همون منبع مورد نظرت (که استرابون هست) گفته پارس ها مادها پارت ها آریان ها یک زبان دارند و زبان همدیگر رو متوجه میشوند. بله درسته. مگه من گفتم زبانهای غیر ایرانی داشتند؟ گفتم پارس با پارت با ماد یا کادوس و...متفاوت بوده ولی همه زبانهای ایرانی داشتند. این جعل و تمامیت خواهی و خودخواهی هست همه اون اقوام متفاوت رو به یک نام (فارس) بنامیم. در اینکه مثلا گیلکی کوردی فارسی هر 3 ایرانی زبان و هندواروپایی زبان هستند که شکی نیست ولی هیچ وقت گیلک همان فارس نیست.

در مورد کشور نامییدن کادوس و آمارد و .. باید بگم اصلا فرق ملت و کشور قوم یا هرچیز دیگه در چیه؟ میشه پارس رو هم طایفه نام نهاد و هم کشور بستگی به قدرت داشت. ولی هویت مشخصه هویت مردم کادوس و آمارد و در دوران بعد گیل و دیلم و تالش مشخص بود و اینها زیر مجموعه ی فارس یا هرچیز دیگری نبودند. برای مثال در منابع یونانی مثل دیودور_ کتزیاس_پلوتارک از جنگ بین کشور کادوس و پارس اشاره می کنند. در منابع یونانی خصوصا استرابون کشور پارس پارت ماد مشخص بود حالا تو میتونی قوم یا طایفه ترجمه کنی پس ناگذیر هستی پارس رو هم طایفه بنامی. در دوران بعد بطلمیوس گیل و دیلم رو جز ماد نامید. استرابون کادوس رو سمت کوه های ماد و آتورپاتکان نامید.  آمیانوس مارسلینوس_ پروگوپیوس_ آگاثیاس و مورخین ارمنی دیلم رو سرزمین مستقل (تو میتونی کشور طایفه قبیله قوم معنی کنی) معرفی کردند که در ازای فرستادن نیروی مزدور پول دریافت می کردند. در دوران اسلام هم بلاذری مسعودی مستوفی ابن فقیه ابن اثیر و... همه از نگهداری پاسگاه نیروی نظامی ایران در قزوین و چالوس برای مقابله با دیلمیان اشاره می کنند.

اما در مورد کلی نامیدن فارس یا پرشیا بر ایران باید بگم که این به خاطر قدرت یا شناخت بیشتر اون قوم در اون زمان بود. در دوران اولیه هخامنشی از جنگ های ایران و یونان به عنوان جنگ های مادی نام می برند زیرا نام ماد هنوز معروفیت بیشتری داشت. در دوران اشکانیان نام پارت و ساسانیان دوباره پارس که اعراب فرس یا عجم می نامیدند. این نام کلی بر ایران اشتباه هست. مردم ایران چه در آثار و کتیبه ها (ایران و انیران)و چه در اسطوره (شاهنامه)هیچ وقت ایران رو پارس نمی نامیدند و همانطور که گفتم فارس ایالت کوچک در جنوب ایران بود. این قضیه فقط مختص سرزمین ایران نیست. برای مثال ما یونان میگیم اما نادرست هست یونان بخش کوچک از یونان اصلی بود که ایونیا نام داشت که هخامنشیان اول با آنها روبه رو شدند نام اصلی یونان هلاس بود که خود یونانی ها به این نام صدا می کردند. کشور هند که در واقع همان سرزمین های سند هست نه همه ی هند. سند صورت سانسکریتی هند هست همانطور که گیاه هوم به سانسکریتی سوم میشود. نام چین نادرست است. چین برگرفته از قبیله چه این هست چون اولین امپراطوری یکپارچه چین رو قبایل چه این تاسیس کردند نام چین معروف شد در حالیکه مردم چین بیشتر از قوم هان هستند و کشورشون رو هم هانوی می نامند. نام فرانسه برگرفته از فرانچ هست. تا یک قرن پیش مردم خاورمیانه همه ی اروپا رو فرنگی یا همان فرانک (فرانسه ) می نامیدند. خوب مشخصه درست نیست. و چندین مثال دیگر ...

لطفا به همه ی هویت ها احترام بگذارید. یک قرنه متاثفانه سیاست های تمامیت خواهی و پانفارس سعی در نادیده گرفتن دیگر اقوام دارد. گیلک هیچ وقت فارس نیست ما گیلکها ایرانی هستیم. درود بر همه ی اقوام و فرهنگ ها و هویت های جهان از قفقازی اروپایی تا عرب یهودی گیلک ترک کرد مغول و....
توسط
ویرایش شده
من تمامیت خواه نیستم شما بسیار تمامیت خواه هستید که واقعیات نمیبیند. شما صد بار بگو پارسی تنها در شیراز بود اما واقعیت تاریخ چیز دیگر هست. البته که درست هست که یه گیلک با یه لر یا یه شیرازی یا با یه اصفهانی تفاوت دارد و دقیقا یکی نیست من هم در گفته هام چیزی متفاوت با این چیزها نگفتم اما به هر حال همه اینها اریایی هستند. همه مازندرانی هااز نسل امارد ها(مَردی ها) و تپور ها هستند اما درباره ریشه گیلک ها سخنان زیاد هست و من تاریخ آمارد ها های مازندران را گفتم که پایتختشان هم آمل در همان مازندران امروزی بود و البته واقعیت تاریخ تغییر نمیکنه . من گفتم سخنان شما از نظر من نادرست هستند چراکه سخنان شما بر مبنای منابع و کتابهایی که گفتید نبودند . اقوام ماردی بنا به دلایل بیشمار و قاطع بخشی از پارسی ها بوده اند و بنابراین زبان فارسی داشتند و یکی از قبایل پارسی به نام مَردی ها بوده اند امروزه انها زبانشان ترکیبی از فارسی امروزه و واژگان پارسی باستان هست و در شمال ایران کسانی هستند که از آماردها هستند البته منظور من تمام ساکنان شمال نیست منظورم تنها کسانی هستند که اجدادشان از قوم بزرگ مَرد ها بودند. به علاوه تپور ها هم بنا به منابع معتبر تاریخی از سکا های ایرانی زبان بوده اند که با آماردی ها در کشمکش و جنگ بودند که در استان گلستان و مازندران کسانی هستند که اجدادشون از تپور ها بودند . پیرامون کادوسیان (کاتوزیان:روحانیون پرستشگر) هم بی شک هر چه بودند اریایی بوده اند درگذشته نام قبایل میتوانسته هویت (نژادی یا شغلی یا چهره ای یا...) انهارا اشکار کند مثلا قبیله اناریک ها یعنی ناآریایی ها که اریایی نبودند در حالی که هیرکانی ها( ایر+گان ها یا ایر+جان ها) یعنی همان اریایی ها. نام ایران از همان ابتدا ایران بوده است یکی از مدارکش شاهنامه است. مورخین فرق امپراتوری وکشور و طایفه را میدانستند ، مثلا به سومر میگفتند دولت شهر و به آشور دولت آشور میگفتند وبه ماد ها اتحادیه قبایل ماد میگفتند و گاهی به ایران امپراتوری پارس میگفتند البته خیلی دولت شهر ها در گذشته حتی شاید میتوانستند کشور به حساب بیایند مثل سومر ولی در واقع شهرهایی شاهک نشین یا حاکم نشین بودند. مَردی ها یک قوم بزرگ بودند و هستند و در هرکجا ساکن بودند (چه مازندران، چه فارس، چه امو دریا) راهزن نبودند پس مردانگی نیست مَردی ها رو که حتی امروز هم با کشتی گیرهاشون باعث افتخار هستند رو غارتگر می نامید. احتمالا شما بدون تعصب و به خوبی نوشته ها رو نخوندی که این چیز ها رو گفتی و شما طوری نوشتی که انگار اصلا متن رو متوجه نشدی ......
توسط
یه گیلک رو با شیرازی اصفهانی یزدی مقایسه نکن

صحبتت رو ویرایش کن یک گیلک هیچ وقت مساوی فارس نیست.

گیلک و فارس دو قوم جدا هستند. گفتم این یک جریان تمامیت خواهی نژاد پرستی و یکسان سازی هست که فارس رو با گیلک مساوی قرار بدی. صحبتهامو نادرست می دونی در حالیکه منبع گزاشتم و جالبه سخن هایی رو می گی که چه آدم آشنا و چه بی سواد می دونه نادرست هست. وجه تسمیه برای خودت درست می کنی. کاتوزیان رو یک وجه تسمیه فارسی می آوری. ژرمنها رو اصالتا کرمانی می دونی(خخخخخخ). آماردها رو فارس می دونی و جالبه زبانشان رو هم فارسی در حالیکه اثری از زبانشون باقی نمونده. زبان پارسی باستان داشتیم همانطور پارتی مادی سغدی باختری سکایی و.. که اثری ازشون باقی مانده در مورد بقیه زبانها اثری نمانده این زبانها همه ایرانی هستند. هیچ کدام بخشی از زبان دیگری نیست. پارسی با پارتی مادی متفاوت بوده در دوران بعد هم انشعابها و هم خانواده هاشون متفاوت بودند. گیلکی و کردی هم خانواده (نه شاخه) پارتی و مادی هستند. فارسی و دری هم منشعب از پارسی باستان و لری هم خانواده پارسی باستان. اما همه ی این زبانها ایرانیند.

عزیزم در مورد آمارد گفتم این یک واژه ی کلی هست. به معنای راهزن و غارتگر یا یه چیزی شبیه این . ما یک طایفه ی آمارد نداشتیم . در فارس_ ماد_ گیلان _ آسیای میانه طایفه های متفاوت آمارد داشتیم که معنای راهزن و تخریبگر می دادند. کتاب استرابون رو بخون. خود آماردهای گیلان خودشون رو آمارد یا راهزن نمی گفتند این آماردها ی گیلان (دقت کن گیلان یا ساحل کاسپین نه آماردهای بقیه جاها )به احتمال زیاد همان دیلمیان هستند.

ایران رو فارس می دانی درحالیکه هیچ گیلکی خودش رو فارس نمی دونست. تاریخ هم موید و آشکاره و در مورد چیزهای بدیهی بحث کردن از نظر من بیهوده هست. مثال فرانک ها رو زدی هیچ وقت تمام اروپا فرنگی نیستند. این مشخصه

کاش مثال یونان هند چین گرجستان و... رو هم می زدی که هیچ کدام کشورشون رو به این نام نمی خوانند و این نامها فقط بخشی از هویتشون هست نه تماما . مهم نیست تو کشورشون رو چه صدا بزنی(خخخخ)

تکرار می کنم یه سری بدیهات در موردش حرف زدن بی خوده چون من دارم با یک تمامیت خواه صحبت می کنم که گیلک رو فارس میدونه یعنی به هویت من حمله شده. تمام تاریخ حداقل از قوم پارت مادفارس در سرزمین های جدا صحبت می کنند و این مشخصه تمام مورخین عرب علی رغم صحبت از کشور با نام عجم و فرس به این نکته اشاره می کنند که این نام بخشی از ایرانه و همان ایالت جنوب ایران هست. و چون ساسانیان فارس بودند این نام باقی موند. همانطور که اشکانیان پارت بودند و رومی ها هیچ وقت ایران رو ایران نمی نامیدند بلکه پارت می نامیدند. یعنی با قوم حاکمیت ایران کشور رو می خواندند. معلومه که همه ی مردم ایران پارت نبودند. همچنین همان مورخین یونانی رومی چه مارسلن پلوتارک استرابون از جنگ های پارس و پارت صحبت می کنند. حتی پارسیان در دوره هایی برای رهایی از پارت ها به رومیان پناهنده شدند و متحد شدند همانطور ماد آتروپاتن پس از شکست حمله ی مارک آنتوان به ایران با رومی ها اظهار دوستی کردند. اینها تاریخ هست و بهتر اینه که بری بخونی نه اینکه خوشت نمیاد و بگی نادرست هست و داری تحریف می کنی. این کتابها پی دی افش هست برو بخون دیدت رو بازتر کن. نه اینکه بری خزعبلات جریان نژادپرستی طرفدار آلمان دوران رضا شاه که میگفتند ژرمنها اصالتا کرمانی هستند. این صحبت رو هدایت تو کتابش به صورت طنز و انتقاد به نژادپرستی گفت و شما باور کردید. هروقت با سند و مدرک اومدی صحبت کنی من در خدمتت هستم. شمارتو بزار تلگرامی بحث کنیم تا سند و مدرک رد و بدل کنیم. والا چرندیات و صحبت در مورد یک سری بدیهات وقت تلف کردنه.

هنیچ وقت یک گیلک فارس نیست . تمامیت خواه نباش. عزت زیاد
توسط
اینکه گفتی پارسی ها فقط در جنوب ایران ساکن بودند نادرست هست: &&هرودوت : پارسی ها شش طایفه شهری و چهار طایفه چادر نشین هستند، شش طایفه شهری پاسارگادی ها ، مرفی ها ، ماسپی ها، پانتالی ها، دژوسی ها و گرمانی ها هستند و چهار طایفه دیگر دایی ها ، ماردی ها، دربیک ها و ساگارتی ها هستند(مارد ها و دربیک ها و دایی ها در بعضی منابع سکایی(پارسی های سکایی) هستند&& استفانوس بیزانتوس به نقل از بطلمیوس:دربیک ها در کناره(ساحل) دریای خزر زندگی میکنند&استرابون: دربیک ها در شرق هیرکانی ها زندگی میکنند&استرابون :تپور ها بین دربیک ها و هیرکان ها زندگی میکنند&کوه درفک یا دلفک (درپیک) در گیلان شاید نشانه مهاجرت دربیک ها به اطراف این کوه در سال های بعد، پس از استرابون باشد&هرودوت:از قبایلی که به کورش پیوستند ساگرت ها، مارد ها، دایی ها و دربیک ها بودند && آمیانوس : در کناره (ساحل) دریای خزر مردمی به نام مَردوی یا آمردوی زندگی میکنند &کتاب تاریخ طبرستان:کنستانتین پادشاه روم دوازده هزار نفر از جنگجویان مَردی را که ایرانی نژاد و ساکن کناره دریای خزر بودند برای جنگ فرستاد(چون مَردی های مذکور در ساحل خزر بودند پس با آمارد ها یکی اند) &نام شهر آمل (پایتخت مَردی ها) در مازندران،تپه مارلیک، رود آمرد(سفید رود) از آمارد ها گرفته شده است&کشف گردونه مهر در تپه مارلیک دلیل آریایی بودن آمرد ها است&آمرد ها هم در مازندران هم در پارس (استان فارس) و هم در آمو دریا زندگی میکردند && استرابون:داهه ها در بین هیرکان ها(ایرگان ها) و آریا(هرات) زندگی میکنند&پرنی ها از طوایف داهه در کناره خزر ساکن شدند&استرابون:آرشاک بنیان گذار اشکانیان از داهه ها وقبیله پرنی بود & شاهان اشکانی پیوسته خود را خویشاوند هخامنشی ها میخواندند و به بیماری ارثی نوروفیبروماتوسیس مبتلا بودند که در بعضی شاهان هخامنشی هم بوده است&تلفظ این قوم به یونانی : دایی یا دائویی، به لاتین :داهه یا داها، به پارسی:دان یا دانی یا دانا است&هرودوت :قبیله دایی را یکی از قبایل پارسی معرفی میکند&&
توسط
صحبت خودم رو مجبورم تکرار کنم. ولی مثل اینکه ذهن تمامیت خواهیت حقیقت رو نخواهد پذیرفت.

سکاهای فارسی که جکه اون هیچی .........

اسم آمارد یک اسم عام بوده و معنای منفی میداد(غارتگر راهزن ضد انسانیت) ما چند قوم آمارد داشتیم و اینو بدون یک قوم هیچ وقت اسم خودش رو منفی نمی گذاره. (1- کوهستان گیلان- 2-ارمنستان3- آسیای مرکزی4- فارس) اینها همه فارس نبودند بلکه اقوام مختلفی بودند و آنجایی را که استرابون آماردها رو طایفه ی فارسی نامیده صحبتش سرزمین فارس هست نه آمارد سرزمین گیلان. آمارد سرزمین گیلان صحبتش در قسمت دیگه آورده شده بود. اونجایی که میگی آماردها در چند جا زندگی میکردند اون آماردها همه متفاوت بودند. و معنای منفی میدادند.

رود آمارد درسته ولی نام غیر بومیه و نام این رود نزد خود مردم اسپی رو بوده و هست.

مارلیک در گیلکی به معنای سوراخ مار هست.

دلفک یا دالفک به معنای آشیانه ی کرکس هست. دال+فک

منابع یونانی چند تا جا تناقض دیده میشه مثلا در مورد تپورها که چند جای مختلف رو بیان می کنند.استرابون در جای دیگر (که درست هست) در کوه های ماد در همسایه آمارد.

همینطور دربیکهای سکایی به هیچ وجه در گیلان نبودند بلکه اطراف دریای خزر و اونهم شرقش جایی که امروز ترکمنستان هست و در چند منبع یونانی کشنده ی کوروش هخامنشی بودند. میگم چنتا منبع بخون روی هم بزار نه یکی . البته در خیلی کتابها و کانالهایی که مطالعشون فراگیر نبوده دربیکها را ساکن گیلان دونستند که اشتباه هست.

گردونه مهر دلیل بر آریایی بودن نیست و این نماد از چین و سومر و مصر و بابل تا اروپا و حتی قاره آمریکا کشف شده و اینها همه آریایی نیستند.

در مورد آمل این فقط یک نظریه هست. در کتب باستانی تبرستان آمل از آمله و اشتاد گرفته شده که یک داستانی دارد. مردم شهر نام منفی به شهرشون نمی گزارند.و این آمارد نامیه که مادها و فارسها به دلیل جنگ های مکرر با اون مردم و یا در بعضی مورد به دلیل راهزن بودن بر روی اونها گذاشتند.

اما منبعت هرودته من هم شنیدم دربیکها را فارس نامیده ولی قطعا اشتباه کرده. چون هیچ منبع دیگری دربیک ها رو فارس ننامید و این قوم از سکاها بودند. تفاوت سکاها و فارس در همه ی منابع مشخصه. اصلا تفاوت فارس پارت ماد و... در همه ی منابع مشخصه. حالا تو میای میگی نه همه فارس بودند.خخخخخخ. برو چند کتاب مختلف رو بخون . سرزمین فارس مشخص بوده و جنوب ایران همه ی منابع رو کنار هم بزاری به این نتیجه میرسی نه فقط یکی.

داهه ها و اپرنی از قبیله ی سکا بودند و منابع در مورد هست. وجه تسمیه ی عشقی که در مورد داهه ها گفتی احتمالا مثل ژرمانی های کرمان خودسر حرفباشه خخخخخخخخخخ. البته اگرم درست باشه چیز عجیبی نیست چون زبانهای هندواروپایی هست.

شاهان گذشته برای قانونی نشان دادن خودشون رو به شاهان گذشته پیوند میدادند و جعل انساب هست و تقریبا در همه ی حکومت ها چه قبل اسلام چه بعد اسلام بوده. کوروش خودرو نوه ی آستیاگ میدونست اشکانیان خود رو از نوادگان اردشیر هخامنشی و ساسانیان خودشون رو از تبار کیانیان (پایتخت کیانیان بلخ افغانستان بوده) و اشراف پرنفوذ ساسانی خود را از هفت خاندان پارتی (پهلوی) و سامانیان و بویه صفاریان..خودشون رو از تبار ساسانیآخریش محمد رضا شاه بوده که خودش رو از نوادگان کوروش میدونست. آل بویه بعد فتح بغداد در یک جعل انساب در کتاب التاجی صابی خودشون رو از اعراب بنی ضبه میدونستند. پس قطعا این انسابها درست نبودند و به اینها خوش نباش.

امان فارس نییم امه ره فارس چانکون کویی کله . (خخخ)

عزت زیاد
0 امتیاز
توسط
گیلانیها ایرانی اصیل و در واقع ایرانی ، آریایی هستن چون از ساکنین اولیه ایران زمینن. در نتیجه اقوام ماد و پارس و پارت مهاجرینی بودن که بر خلاف تحریف تاریخ توسط دزدان هویت و شایعه پراکنها آریایی نبودن بلکه پس از مهاجرت و ورود به ایران در طی صده ها با همزیستی و اختلاط و امتزاج با ایرانیها قوم آریایی بوجود آمد .در نتیجه در این سه قوم در واقع آربایی، ایرانی هستن...

به بخش پرسش و پاسخ پارسیان دژ خوش آمدید, جايی برای پرسش پرسش و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و نویسندگان یا سرپرست های این مجموعه.


توجه!

خواهشمندیم برای گردانش پرسشها خود ( ویرایش ، ستردن(حذف) ، ...) ودریافت امتیاز ناگزیر در پارسیان دژ هموند(عضو) شوید.

خواهشمندیم برای دریافت پاسخ پرسشها خود کمی بردبار باشید ، به ویژه برای پرسشها برجسته .

ask

محبوب ترین برچسب ها

ایران آریایی،ترک - ، کوروش اریایی هخامنش،هخامنشیان،مکانهای_تاریخی،تاریخ_تجارت آذری آذربایجان آریایی کتاب کورش-بزرگ زرتشت حضرت هخامنشیان سیستان،ایران،تاریخ،باستان،زبان،یعقوب،رادمان،صفاری،آریایی،فارس،گاه بختياري -حمزه کوروش-ابوریحان کوروش- سخنان ،باستان شیر حمله اعراب بودن محمد ابهام فردوسی باستان عرب دین به کرد بختیاری-لر-فارس ایجاد،اکانت،جدید سومر نامه،پیشگویی،عجیب کولی توران y رودبار شماری سکایی مقبره-کوروش-کبیر-دروغ-حقیقت مادرسلیمان خردگان،خردگان ٬ لیان -ایران لر الهی میترائیسم قربانی اووادئیچیه قفقاز ترکی ساسانیان-هخامنشیان-تاریخ کوروش-منشور-ترجمه تاریخ- مورخ -دروغو-تحریف زرتشت- زرتشت-دین-قران -باستان کوروش-جمله-اعتبار ایلام -هخامنشیان- تارنگار کوروش-ابهام-بابل پیامبران بازار فروشی کردها یهودیان فارس قانون آريايي غرب ايران پیشنهاد کوروش،ایران،یونان،جنگ بابل خورشید پارسی پارس تات -ایرانی كوروش ایا شبهه جشن کردن دروغ پاسارگاد انسان ؛ برده ی پارت

264 سوال

530 پاسخ

697 دیدگاه

27 کاربر

...