بفرمود تا موبدان و ردانستارهشناسان و هم بخردانبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
بفرمود تا موبدان و ردانستارهشناسان و هم بخردانکنند انجمن پیش تخت بلندبه کار سپهری پژوهش کنندبرفتند و بردند رنج درازکه تا با ستاره چه دارند رازسه روز اندران کارشان شد درنگبرفتند با زیج رومی به چنگزبان بر گشادند بر شهریارکه کردیم با چرخ گردان شمارچنین آمد از داد اختر پدیدکه این آب روشن بخواهد دویدازین دخت مهراب و از پور سامگوی پر منش زاید و نیک نامبود زندگانیش بسیار مرهمش زور باشد هم آیین و فرهمش برز باشد همش شاخ و یالبه رزم و به بزمش نباشد همالکجا بارهٔ او کند موی ترشود خشک همرزم او را جگرعقاب از بر ترگ او نگذردسران جهان را بکس نشمردیکی برز بالا بود فرمندهمه شیر گیرد به خم کمندهوا را به شمشیر گریان کندبر آتش یکی گور بریان کندکمر بستهٔ شهریاران بودبه ایران پناه سواران بودپایان بخش ۱۹ ـ پیشگویی اخترشناسان دربارهٔ فرزند زال و رودابه
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.