پس آگاهی آمد سوی شهریارکه آمد ز ره زال سام سواربا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
پس آگاهی آمد سوی شهریارکه آمد ز ره زال سام سوارپذیره شدندش همه سرکشانکه بودند در پادشاهی نشانچو آمد به نزدیکی بارگاهسبک نزد شاهش گشادند راهچو نزدیک شاه اندر آمد زمینببوسید و بر شاه کرد آفرینزمانی همی داشت بر خاک رویبدو داد دل شاه آزرمجویبفرمود تا رویش از خاک خشکستردند و بر وی پراگند مشکبیامد بر تخت شاه ارجمندبپرسید ازو شهریار بلندکه چون بودی ای پهلو راد مردبدین راه دشوار با باد و گردبه فر تو گفتا همه بهتریستابا تو همه رنج رامشگریستازو بستد آن نامهٔ پهلوانبخندید و شد شاد و روشن روانچو بر خواند پاسخ چنین داد بازکه رنجی فزودی به دل بر درازولیکن بدین نامهٔ دلپذیرکه بنوشت با درد دل سام پیراگر چه مرا هست ازین دل دژمبرانم که نندیشم از بیش و کمبسازم برآرم همه کام توگر اینست فرجام آرام توتو یک چند اندر به شادی به پایکه تا من به کارت زنم نیک رایببردند خوالیگران خوان زرشهنشاه بنشست با زال زربفرمود تا نامداران همهنشستند بر خوان شاه رمهچو از خوان خسرو بپرداختندبه تخت دگر جای میساختندچو می خورده شد نامور پور سامنشست از بر اسپ زرین ستامبرفت و بپیمود بالای شبپر اندیشه دل پر ز گفتار لببیامد به شبگیر بسته کمربه پیش منوچهر پیروزگربرو آفرین کرد شاه جهانچو برگشت بستودش اندر نهانپایان بخش ۱۸ ـ رسیدن زال به درگاه منوچهر با نامهٔ سام
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.