به شاه آفریدون یکی نامه کردز مشک و ز عنبر سر خامه کردبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
به شاه آفریدون یکی نامه کردز مشک و ز عنبر سر خامه کردنخست از جهان آفرین کرد یادخداوند خوبی و پاکی و دادسپاس از جهاندار فریادرسنگیرد به سختی جز او دست کسدگر آفرین بر فریدون برزخداوند تاج و خداوند گرزهمش داد و هم دین و هم فرهیهمش تاج و هم تخت شاهنشهیهمه راستی راست از بخت اوستهمه فر و زیبایی از تخت اوسترسیدم به خوبی بتوران زمینسپه برکشیدیم و جستیم کینسه جنگ گران کرده شد در سه روزچه در شب چه در هور گیتی فروزاز ایشان شبیخون و از ماکمینکشیدیم و جستیم هر گونه کینشنیدم که ساز شبیخون گرفتز بیچارگی بند افسون گرفتکمین ساختم از پس پشت اوینماندم به جز باد در مشت اوییکایک چو از جنگ برگاشت رویپی اندر گرفتم رسیدم بدویبخفتانش بر نیزه بگذاشتمبه نیرو ازان زینش برداشتمبینداختم چون یکی اژدهابریدم سرش از تن بیبهافرستادم اینک به نزد نیابسازم کنون سلم را کیمیاچنان چون سر ایرج شهریاربه تابوت زر اندر افگند خواربه نامه درون این سخن کرد یادهیونی برافگند برسان بادفرستاده آمد رخی پر ز شرمدو چشم از فریدون پر از آب گرمکه چون برد خواهد سر شاه چینبریده بر شاه ایران زمینکه فرزند گر سر بپیچید ز دینپدر را بدو مهر افزون ز کینگنه بس گران بود و پوزش نبردو دیگر که کین خواه او بود گردبیامد فرستادهٔ شوخ رویسر تور بنهاد در پیش اویفریدون همی بر منوچهر بریکی آفرین خواست از دادگرپایان بخش ۱۸ ـ فرستادن سر تور و نامهٔ پیروزی به فریدون
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.