بخش ۳۲ ـ شنیدن خبر آب زندگی در مغرب
خرد یافته مرد یزدانپرستبدو در یکی چشمه گوید که هستخواندن این بیت ←چنین گفت روشندل پر خردکه هرک آب حیوان خورد کی مردخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
خرد یافته مرد یزدانپرستبدو در یکی چشمه گوید که هستخواندن این بیت ←چنین گفت روشندل پر خردکه هرک آب حیوان خورد کی مردخواندن این بیت ←نمیرد کسی کو روان پروردبه یزدان پناهد ز راه خردخواندن این بیت ←یکی برد زان سنگ و دیگر نبردیکی دیگر از کاهلی داشت خردخواندن این بیت ←به مردی و رادی و بخش و خردز اندیشهٔ هر کسی بگذردخواندن این بیت ←بیاورد زین هر یکی ده هزارخردمند گنجور بربست بارخواندن این بیت ←به پیش آمدندش بزرگان شهرکسی کش ز نام و خرد بود بهرخواندن این بیت ←گرفتند زیشان فراوان اسیرزن و کودک خرد و برنا و پیرخواندن این بیت ←سکندر برو آفرین کرد و گفتکه با تو همیشه خرد باد جفتخواندن این بیت ←گذشتند بر آب هفتاد مردخرد یافته مردم سالخوردخواندن این بیت ←هرانکس که زاید ببایدش مرداگر شهریارست گر مرد خردخواندن این بیت ←تو پند من ای مادر پرخردنگهدار تا روز من بگذردخواندن این بیت ←وفا و خرد نیست نزدیک توپر از رنجم از رای تاریک توخواندن این بیت ←جهاندار ابوالقاسم پر خردکه رایش همی از خرد برخوردخواندن این بیت ←نگه کن که این نامه تا جاوداندرفشی بود بر سر بخردانخواندن این بیت ←چو زو بگذری نامدار اردوانخردمند و با رای و روشنروانخواندن این بیت ←پسر بد مر او را یکی شادکامخردمند و جنگی و ساسان به نامخواندن این بیت ←به هندوستان در به زاری بمردز ساسان یکی کودکی ماند خردخواندن این بیت ←که این کم خرد نورسیده جوانچو رفتی به نخچیر با اردوانخواندن این بیت ←نکردی به تو دشمنی ار بدیکه خود کردهای تو به نابخردیخواندن این بیت ←بیاندازه زیشان گرفتار شدسترگی و نابخردی خوار شدخواندن این بیت ←همی خواندندی ورا شهریارسر مرد بخرد ازو در خمارخواندن این بیت ←یکی مرد بد نام او شهرگیرخردمند سالار شاه اردشیرخواندن این بیت ←به چشم خرد چیز ناچیز کرددو صندوق پر سرب و ارزیز کردخواندن این بیت ←