بخش ۳۲ ـ آمدن زال و رستم به درگاه کیخسرو
سر هفته را زال و رستم به همرسیدند بیکام دل پر ز غمخواندن این بیت ←چو رستم پدید آمد و زال زرهمان موبدان فراوان هنرخواندن این بیت ←بگفتند با زال و رستم که شاهبه گفتار ابلیس گم کرد راهخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
سر هفته را زال و رستم به همرسیدند بیکام دل پر ز غمخواندن این بیت ←چو رستم پدید آمد و زال زرهمان موبدان فراوان هنرخواندن این بیت ←بگفتند با زال و رستم که شاهبه گفتار ابلیس گم کرد راهخواندن این بیت ←همان نامور رستم پیلتنستون کیان نازش انجمنخواندن این بیت ←دگر آن که رستم شود دردمندز درد وی آید به ایران گزندخواندن این بیت ←تو و رستم و طوس و گودرز و گیودگر هر که او نامدارست نیوخواندن این بیت ←چنان کرد رستم که خسرو بگفتببردند پردهسرای از نهفتخواندن این بیت ←به دست چپش رستم پهلوانز کابل بزرگان روشنروانخواندن این بیت ←به یک دست او زال و رستم به همچو پیل سرافراز و شیر دژمخواندن این بیت ←همه جامههای تنش برشمردنگه کرد یکسر به رستم سپردخواندن این بیت ←تو دانی که رستم به ایران چه کردبه رزم و به بزم و به ننگ و نبردخواندن این بیت ←بدو داد منشور و کرد آفرینکه آباد بادا به رستم زمینخواندن این بیت ←چو دستان و رستم چو گودرز و گیودگر بیژن گیو و گستهم نیوخواندن این بیت ←چو دستان و رستم چو گودرز پیرجهانجوی و بیننده و یادگیرخواندن این بیت ←همی بود رستم بر آن کوهسارهمان زال و گودرز و چندی سوارخواندن این بیت ←من و رستم و زابلی هرکه هستز مهتر تو برنگسلانیم دستخواندن این بیت ←مگر رستم زال سام سوارکه با او نسازد کسی کارزارخواندن این بیت ←جز از پهلوان رستم نامداربه گیتی نبینیم چون او سوارخواندن این بیت ←به ایران فرستم فرستادهایجهاندیده و پاک و آزادهایخواندن این بیت ←بریشان سپاهی فرستم ز رومکه از نعل پیدا نبینند بومخواندن این بیت ←بدوزخ درون دیدم آهرمنانیارستمش گشت پیرامناخواندن این بیت ←