چو شب روز شد بامداد پگاهبفرمود تا بازگردد سپاهبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
چو شب روز شد بامداد پگاهبفرمود تا بازگردد سپاهبیامد دو رخساره همرنگ نیچو شب تیره گشت اندر آمد برییکی نامه بنوشت نزد پسرکه کژی به باغ اندر آورد برچنان شد ز بالین ما اردشیرکزان سان نجست از کمان ایچ تیرسوی پارس آمد بجویش نهانمگوی این سخن با کسی در جهانپایان بخش ۹ ـ نامهٔ اردوان به پسرش در پی اردشیر
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.