فصلی از شاهنامهٔ فردوسی

پادشاهی اشکانیان

۲۱ بخش برای خواندن

بخش ۱ ـ ستایش محمود و دادگری او

در این شعر، شاعر به ستایش پادشاه محمود و حکمرانی ابوالقاسم می‌پردازد.

بخش ۲ ـ یادکرد پادشاهان اشکانی

این متن شعری است از گذشته که به توصیف وقایع تاریخی و حکام ایران باستان می‌پردازد.

بخش ۳ ـ خواب بابک و پیوند ساسان با خاندان او

چو دارا در جنگ کشته شد، روزگار به سود دشمن تغییر کرد و تنها پسر او، ساسان، باقی ماند.

بخش ۴ ـ زادن اردشیر و رفتنش به دربار اردوان

پس از گذشت نه ماه، کودکی به دنیا آمد که نامش را اردشیر گذاشتند.

بخش ۵ ـ خشم اردوان بر اردشیر در شکارگاه

اردشیر به نزدیکی بارگاه اردوان رفت و جوانی را به نزد شاه خواند تا درباره بابک سخن بگوید.

بخش ۶ ـ دلدادگی گلنار به اردشیر و پیشگویی اخترشناسان

داستان دربارهٔ اردوان، شاهی مقتدر، و بنده‌ای به نام گلنار است که زیبایی و جذابیت او دل اردوان را شاد می‌کند.

بخش ۷ ـ گریختن اردشیر و گلنار به پارس

در این شعر، به توصیف رویدادی حماسی و عاشقانه پرداخته می‌شود.

بخش ۸ ـ تعقیب اردشیر و گلنار به دست اردوان

در این متن، توصیفاتی از اردوان و اردشیر وجود دارد.

بخش ۹ ـ نامهٔ اردوان به پسرش در پی اردشیر

در این قطعه، زمانی که صبح می‌رسد، فرمانده دستور می‌دهد که سپاه به عقب برگردد.

بخش ۱۰ ـ پیوستن مردم پارس به اردشیر

اردشیر به دریا رسید و از یزدان تشکر کرد که او را از بدی‌ها ایمن ساخته است.

بخش ۱۱ ـ یاری سباک و شکست بهمن اردوان

داستان درباره‌ی پادشاهی به نام سباک در شهر جهرم است که دارای لشکر و رای خوب است.

بخش ۱۲ ـ کشته شدن اردوان و پیروزی اردشیر

اردوان با آگاهی از اوضاع در دلش وحشت ایجاد شد و به فکر وادارش کرد تا در مورد آینده نگران شود.

بخش ۱۳ ـ شکست اردشیر در نبرد با کردان

در این بخش از داستان، شاه اردشیر به جنگی سخت و دشوار می‌رود.

بخش ۱۴ ـ شبیخون اردشیر و شکست سپاه کردان

در این شعر، توصیف یک نبرد و وضعیت لشکرها بعد از آن دیده می‌شود.

بخش ۱۵ ـ دختر هفتواد و یافتن کرم در سیب

این متن داستانی را روایت می‌کند درباره‌ی یک دهقان که رازهایی از یک شهر را افشا می‌کند.

بخش ۱۶ ـ قدرت گرفتن هفتواد و ساختن دژ

داستان درباره‌ی هفتواد و جنگ‌های اوست.

بخش ۱۷ ـ نبرد اردشیر با سپاه هفتواد

در این داستان، وقتی هفتواد متوجه خبرهایی از اردشیر می‌شود، دلش راضی نیست و تصمیم می‌گیرد که کمین کند.

بخش ۱۸ ـ تاراج مهرک و رسیدن تیر هشدار

مهرک نوشزاد، مردی بدذات از جهرم، از آمدن اردشیر به منطقه آگاه شد و تصمیم به حمله به او گرفت.

بخش ۱۹ ـ مهمانی اردشیر نزد جوانان و کشتن مهرک

در این بخش داستان، اردشیر به همراه لشکر خود به سوی پارس حرکت می‌کند و در راه به تهاجم به دشمنانش، شامل کرم و هفتواد می‌پردازد.

بخش ۲۰ ـ ورود پنهانی اردشیر به دژ کرم

در این متن، اشاره به جنگی میان اردشیر و کرم می‌شود.

بخش ۲۱ ـ شکست هفتواد و گشوده شدن دژ

در این متن، پس از آگاهی هفتواد از وضعیت، دلش پر از درد می‌شود و به سمت دژ می‌آید تا آن را تسخیر کند.