بخش ۳ - پادشاهی پیروز بیست و هفت سال بود
که که را به که دارم و مه به مهفراوان خرد باشدم روز بهخواندن این بیت ←ستون خرد داد و بخشایشستدر بخشش او را چو آرایشستخواندن این بیت ←هران نامور کو ندارد خردز تخت بزرگی کجا برخورد؟خواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
که که را به که دارم و مه به مهفراوان خرد باشدم روز بهخواندن این بیت ←ستون خرد داد و بخشایشستدر بخشش او را چو آرایشستخواندن این بیت ←هران نامور کو ندارد خردز تخت بزرگی کجا برخورد؟خواندن این بیت ←سپاه آمد و موبد موبدانهر آنکس که بود از رد و بخردانخواندن این بیت ←چو بنشست بر گاه گفت ای ردانبجویید رای و دل بخردانخواندن این بیت ←فرستادهای خواند شیرینزبانخردمند و بیدار و روشنروانخواندن این بیت ←ستون خرد بردباری بودچو تندی کند تن به خواری بودخواندن این بیت ←یکی پور بد سوفزا را گزینخردمند و پاکیزه و بآفرینخواندن این بیت ←از او ایمنی یافت جان قبادز گفتار آن پر خرد گشت شادخواندن این بیت ←چنین داد پاسخ کانوشه بدیخرد را به گفتار توشه بدیخواندن این بیت ←از این بستدی چیز و دادی بدانفرو مانده بُد زان سخن بخردانخواندن این بیت ←همی دیو پیچد سر بخردانبباید نهاد این دو اندر میانخواندن این بیت ←وگر بر خرد چیره گردد هوانخواهد به دیوانگی بر گواخواندن این بیت ←خردمند وز خوردنی بینیازفزونی برین رنج و دردست و آزخواندن این بیت ←که ما تاجداری به سر بردهایمبداد و خرد رای پروردهایمخواندن این بیت ←خردمند و هشیار و با رای و شرمسخن گفتنش خوب و آوای نرمخواندن این بیت ←پسر کو ز راه پدر بگذردستمکاره خوانیمش ار بیخردخواندن این بیت ←کسی کو ز بند خرد جسته بودبه زندان نوشینروان بسته بودخواندن این بیت ←شبی خفته بد شاه نوشین روانخردمند و بیدار و دولت جوانخواندن این بیت ←فرستاده گفت ای خردمند مردمگر داند او گرد دانا مگردخواندن این بیت ←بدرگاه بر موبدان داشتیز هر دانشی بخردان داشتیخواندن این بیت ←دلی پرخرد داشت و رای درستز گیتی به جز نیکنامی نجستخواندن این بیت ←خردمند زان بد نه آگاه بودکه او را به درگاه بدخواه بودخواندن این بیت ←ببردند خوان نزد نوشینروانخردمند و بیدار هر دو جوانخواندن این بیت ←خردمند خاقان بدان روزگارهمی دوستی جست با شهریارخواندن این بیت ←سخنگوی مردی بجست از مهانخردمند و گردیده گرد جهانخواندن این بیت ←که با فر و برزست و بخش و خردهمی راستی را خرد پروردخواندن این بیت ←من این نغز بازی به جای آورمخرد را بدین رهنمای آورمخواندن این بیت ←شکست بزرگ است بر موبدانبه در گاه و بر گاه و بر بخردانخواندن این بیت ←بفرمود تا موبدان و ردانبرفتند با نامور بخردانخواندن این بیت ←چنان پادشا گشته برهندوانخردمند و بیدار و روشنروانخواندن این بیت ←ز خردی نشایست گو بخت رانه تاج و کمر بستن و تخت راخواندن این بیت ←که این خرد کودک نداند سپاهنه داد و نه خشم و نه تخت و کلاهخواندن این بیت ←برفت آن شب و رای زد با ردانبزرگان قنّوج با بخردانخواندن این بیت ←چنین گفت زان پس بران بخردانکه ای کاردیده ستوده ردانخواندن این بیت ←به سال و خرد او ز ما مهترستبه دانش ز هر مهتری بهترستخواندن این بیت ←که بس زود دید آن نشان نشیبخردمند خامش بماند از نهیبخواندن این بیت ←دگر باره پرسید زان پیشکارکه چون دارد آن کم خرد روزگارخواندن این بیت ←خردمند ودژخیم باز آمدندبر شاه گردن فراز آمدندخواندن این بیت ←به ماه خجسته به خرداد روزبه نیک اختر و فال گیتیفروزخواندن این بیت ←تو بیدار باش و جهاندار باشخردمند و راد و بیآزار باشخواندن این بیت ←بپرسیدم از مرد نیکوسخنکسی کاو به سال و خرَد بُد کهنخواندن این بیت ←بگفتش خرد را که بنیاد چیستبهشاخ و بهبرگ خرد شاد کیستخواندن این بیت ←چنین داد پاسخ که هر کو خردبپرورد جان را همیپروردخواندن این بیت ←ز بیشی خرد را بود سودمندهمان بیخرد باشد اندر گزندخواندن این بیت ←