بخش ۴۵ ـ رفتن خراد برزین به دربار خاقان
برین هم نشان تا به اسفندیارچو کیخسرو و رستم نامدارخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
برین هم نشان تا به اسفندیارچو کیخسرو و رستم نامدارخواندن این بیت ←بدین سوک چون بگذرد چار ماهسواری فرستم به نزدیک شاهخواندن این بیت ←بدین کس فرستم به نزدیک اویدرفشان کنم جان تاریک اویخواندن این بیت ←به خوارهر فرستم زن خویش راکنم دور زین در بد اندیش راخواندن این بیت ←همان هدیه و باژ و ساوی که منفرستم به نزدیک آن انجمنخواندن این بیت ←از ایران چو چوبی فرستم برومبخندد بما بر همه مرز و بومخواندن این بیت ←که پیچیده بد رستم از شهریاربجایی خود و تیغ زن ده هزارخواندن این بیت ←پیامی فرستم به نزد پدربگویم بدو این سخن در به درخواندن این بیت ←کجا رستم زال و اسفندیارکزیشان سخن ماندمان یادگارخواندن این بیت ←چنین یافت پاسخ ز مرد گناهکه هرکس که گوید پرستم دو شاهخواندن این بیت ←که رستم بُدش نام و بیدار بودخردمند و گُرد و جهاندار بودخواندن این بیت ←بدانست رستم شمار سپهرستارهشمُر بود و با داد و مهرخواندن این بیت ←به عنوان بر از پور هرمزد شاهجهان پهلوان رستم نیک خواهخواندن این بیت ←گرانمایه پیروز نامه بدادسخنهای رستم همی کرد یادخواندن این بیت ←چو شعبه مغیره بگفت آن زمانکه آید بر رستم پهلوانخواندن این بیت ←چو رستم به گفتار او بنگریدز دیبا سراپردهای برکشیدخواندن این بیت ←لب رستم از تشنگی شد چو خاکدهن خشک و گویا زبان چاک چاکخواندن این بیت ←خروشی بر آمد به کردار رعدازین روی رستم وزان روی سعدخواندن این بیت ←خروشی برآمد ز رستم چو رعدیکی تیغ زد بر سر اسپ سعدخواندن این بیت ←ز رستم کجا کشته شد روز جنگز تیمار بر ما جهان گشت تنگخواندن این بیت ←چو رستم سواری به گیتی نبودنه گوش خردمند هرگز شنودخواندن این بیت ←