بخش ۳۸ ـ نامهٔ فغفور چین و پاسخ بهرام
دگر آنک گفتی که با خواستهبه ایران فرستمت آراستهخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
دگر آنک گفتی که با خواستهبه ایران فرستمت آراستهخواندن این بیت ←که از چاچ یک پی نهد نزد رودبه نوک سنانش فرستم درودخواندن این بیت ←فرستم همه نزد سالار شاهسراپرده و گنج و پیل و سپاهخواندن این بیت ←همیگفت گر من فرستم سپاهسر او بگردد شود رزمخواهخواندن این بیت ←چو خواهی فرستمت بیمر سپاهچغانی که باشد که یازد به گاهخواندن این بیت ←اگر من سپاهی فرستم برومتو را تیغ پولاد گردد چو مومخواندن این بیت ←کسی را فرستم که دارد خردشبستان او سر به سر بنگردخواندن این بیت ←سپاس از خداوند خورشید و ماهکه رَستم ز بوزرجمهر و ز شاهخواندن این بیت ←همان باژ و ساوی که فرمودشاهبه خوبی فرستم بران بارگاهخواندن این بیت ←فرستم همه سر به سر پیش توببیند روان بداندیش توخواندن این بیت ←بپرسید زان پس که با ساوه شاهکنم آشتی گر فرستم سپاهخواندن این بیت ←گزین کرد رستم ده و دو هزارز شایسته مردان گرد و سوارخواندن این بیت ←که در پیش رستم بدی روز جنگسبک شاه ایران گرفت آن به چنگخواندن این بیت ←که بر نیزهها بر سرت خون فشانفرستم بر شاه گردنکشانخواندن این بیت ←ز رستم فزونست هنگام جنگدلیران نگیرند پیشش درنگخواندن این بیت ←مگر کس فرستم زلشکر به راهکه دارند ما را زلشکر نگاهخواندن این بیت ←چو گودرز و چون رستم پهلوانبکردند رنجه برین بر روانخواندن این بیت ←چو گفتند با رستم ایرانیانکه هستی تو زیبای تخت کیانخواندن این بیت ←سپاهی فرستم تو سالار باشبرزم اندرون دست بردار باشخواندن این بیت ←ازین هر زمان نو فرستم یکیتو با درد پژمان مباش اندکیخواندن این بیت ←وگر نه فرستم ز ایران سپاهبه توران کنم روز روشن سیاهخواندن این بیت ←