شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۸ ـ واپسین اندرزهای گشتاسپ به بهمن

داستان رستم و شغاد
بخش ۸ از ۸ ۲۳ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۲۳ بیت بخش ۸ ـ واپسین اندرزهای گشتاسپ به بهمن

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
چو شد روزگار تهمتن به سر
به پیش آورم داستانی دگر
۲
چو گشتاسپ را تیره شد روی بخت
بیاورد جاماسپ را پیش تخت
۳
بدو گفت کز کار اسفندیار
چنان داغ دل گشتم و سوکوار
۴
که روزی نبد زندگانیم خوش
دژم بودم از اختر کینه‌کش
۵
پس از من کنون شاه بهمن بود
همان رازدارش پشوتن بود
۶
مپیچید سرها ز فرمان اوی
مگیرید دوری ز پیمان اوی
۷
یکایک بویدش نماینده راه
که اویست زیبای تخت و کلاه
۸
بدو داد پس گنجها را کلید
یکی باد سرد از جگر برکشید
۹
بدو گفت کار من اندر گذشت
هم از تارکم آب برتر گذشت
۱۰
نشستم به شاهی صد و بیست سال
ندیدم به گیتی کسی را همال
۱۱
تو اکنون همی کوش و با داد باش
چو داد آوری از غم آزاد باش
۱۲
خردمند را شاد و نزدیک دار
جهان بر بداندیش تاریک دار
۱۳
همه راستی کن که از راستی
بپیچد سر از کژی و کاستی
۱۴
سپردم ترا تخت و دیهیم و گنج
ازان پس که بردم بسی گرم و رنج
۱۵
بگفت این و شد روزگارش به سر
زمان گذشته نیامد به بر
۱۶
یکی دخمه کردندش از شیز و عاج
برآویختند از بر گاه تاج
۱۷
همین بودش از رنج و ز گنج بهر
بدید از پس نوش و تریاک زهر
۱۸
اگر بودن اینست شادی چراست
شد از مرگ درویش با شاه راست
۱۹
بخور هرچ برزی و بد را مکوش
به مرد خردمند بسپار گوش
۲۰
گذر کرد همراه و ما ماندیم
ز کار گذشته بسی خواندیم
۲۱
به منزل رسید آنک پوینده بود
رهی یافت آن کس که جوینده بود
۲۲
نگیرد ترا دست جز نیکوی
گر از پیر دانا سخن بشنوی
۲۳
کنون رنج در کار بهمن بریم
خرد پیش دانا پشوتن بریم

پایان بخش ۸ ـ واپسین اندرزهای گشتاسپ به بهمن

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.