شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۷ ـ بی‌تابی رودابه در سوگ رستم

داستان رستم و شغاد
بخش ۷ از ۸ ۲۱ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۲۱ بیت بخش ۷ ـ بی‌تابی رودابه در سوگ رستم

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
چنین گفت رودابه روزی به زال
که از داغ و سوگ تهمتن بنال
۲
همانا که تا هست گیتی فروز
ازین تیره‌تر کس ندیدست روز
۳
بدو گفت زال ای زن کم خرد
غم ناچریدن بدین بگذرد
۴
برآشفت رودابه سوگند خورد
که هرگز نیابد تنم خواب و خورد
۵
روانم روان گو پیلتن
مگر باز بیند بران انجمن
۶
ز خوردن یکی هفته تن باز داشت
که با جان رستم به دل راز داشت
۷
ز ناخوردنش چشم تاریک شد
تن نازکش نیز باریک شد
۸
ز هر سو که رفتی پرستنده چند
همی رفت با او ز بیم گزند
۹
سر هفته را زو خرد دور شد
ز بیچارگی ماتمش سور شد
۱۰
بیامد به بستان به هنگام خواب
یکی مرده ماری بدید اندر آب
۱۱
بزد دست و بگرفت پیچان سرش
همی خواست کز مار سازد خورش
۱۲
پرستنده از دست رودابه مار
ربود و گرفتندش اندر کنار
۱۳
کشیدند از جای ناپاک دست
به ایوانش بردند و جای نشست
۱۴
به جایی که بودیش بنشاختند
ببردند خوان و خورش ساختند
۱۵
همی خورد هرچیز تا گشت سیر
فگندند پس جامهٔ نرم زیر
۱۶
چو باز آمدش هوش با زال گفت
که گفتار تو با خرد بود جفت
۱۷
هرانکس که او را خور و خواب نیست
غم مرگ با جشن و سورش یکیست
۱۸
برفت او و ما از پس او رویم
به داد جهان‌آفرین بگرویم
۱۹
به درویش داد آنچ بودش نهان
همی گفت با کردگار جهان
۲۰
که ای برتر از نام وز جایگاه
روان تهمتن بشوی از گناه
۲۱
بدان گیتیش جای ده در بهشت
برش ده ز تخمی که ایدر بکشت

پایان بخش ۷ ـ بی‌تابی رودابه در سوگ رستم

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.