شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۳۳ ـ فرمان رهایی خواهران اسفندیار

پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۳۳ از ۳۳ ۲۳ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۲۳ بیت بخش ۳۳ ـ فرمان رهایی خواهران اسفندیار

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
ازان پس بیامد به پرده‌سرای
ز هرگونه انداخت با شاه رای
۲
ز لهراسپ وز کین فرشیدورد
ازان نامداران روز نبرد
۳
بدو گفت گشتاسپ کای زورمند
تو شادانی و خواهرانت به بند
۴
خنک آنک بر کینه گه کشته شد
نه در چنگ ترکان سرگشته شد
۵
چو بر تخت بینند ما را نشست
چه گوید کسی کو بود زیر دست
۶
بگریم برین ننگ تا زنده‌ام
به مغز اندرون آتش افگنده‌ام
۷
پذیرفتم از کردگار بلند
که گر تو به توران شوی بی‌گزند
۸
به مردی شوی در دم اژدها
کنی خواهران را ز ترکان رها
۹
سپارم ترا تاج شاهنشهی
همان گنج بی‌رنج و تخت مهی
۱۰
مرا جایگاه پرستش بس است
نه فرزند من نزد دیگر کس است
۱۱
چنین پاسخ آورد اسفندیار
که بی‌تو مبیناد کس روزگار
۱۲
به پیش پدر من یکی بنده‌ام
روان را به فرمانش آگنده‌ام
۱۳
فدای تو دارم تن و جان خویش
نخواهم سر و تخت و فرمان خویش
۱۴
شوم باز خواهم ز ارجاسپ کین
نمانم بر و بوم توران زمین
۱۵
به تخت آورم خواهران را ز بند
به بخت جهاندار شاه بلند
۱۶
برو آفرین کرد گشتاسپ و گفت
که با تو روان و خرد باد جفت
۱۷
برفتنت یزدان پناه تو باد
به باز آمدن تخت گاه تو باد
۱۸
بخواند آن زمان لشگر از هر سوی
به جایی که بد موبدی گر گوی
۱۹
ازیشان گزیده ده و دو هزار
سواران مرد افگن و کینه‌دار
۲۰
بر ایشان ببخشید گنج درم
نکرد ایچ کس را به بخشش دژم
۲۱
ببخشید گنجی بر اسفندیار
یکی تاج پر گوهر شاهوار
۲۲
خروشی برآمد ز درگاه شاه
شد از گرد خورشید تابان سیاه
۲۳
ز ایوان به دشت آمد اسفندیار
سپاهی گزید از در کارزار

پایان بخش ۳۳ ـ فرمان رهایی خواهران اسفندیار

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.