چو بازآورید آن گرانمایه کینبر اسپ زریری برافگند زینبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
چو بازآورید آن گرانمایه کینبر اسپ زریری برافگند زینخرامید تازان به آوردگاهبه سه بهره کرد آن کیانی سپاهازان سه یکی را به بستور داددگر آن سپهدار فرخنژاددگر بهره را بر برادر سپردبزرگان ایران و مردان گردسیم بهره را سوی خود بازداشتکه چون ابر غرنده آواز داشتچو بستور فرخنده و پاک تندگر فرش آورد شمشیر زنبهم ایستادند از پیش اویکه لشکر شکستن بدی کیش اویهمیدون ببستند پیمان برینکه گر تیغ دشمن بدرد زمیننگردیم یک تن ازین جنگ بازنداریم زین بدکنان چنگ بازبر اسپان بکردند تنگ استواربرفتند یکدل سوی کارزارچو ایشان فگندند اسپ از میانگوان و جوانان ایرانیانهمه یکسر از جای برخاستندجهان را به جوشن بیاراستندازیشان بکشتند چندان سپاهکزان تنگ شد جای آوردگاهچنان خون همی رفت بر کوه و دشتکزان آسیاها به خون بربگشتچو ارجاسپ آن دید کامدش پیشابا نامداران و مردان خویشگو گردکش نیزه اندر نهادبران گردگیران یبغو نژادهمی دوختشان سینهها باز پشتچنان تا همه سرکشان را بکشتچو دانست خاقان که ماندند بسنیارد شدن پیش او هیچکسسپه جنب جنبان شد و کار گشتهمی بود تا روز اندر گذشتهمانگاه اندر گریغ اوفتادبشد رویش اندر بیابان نهادپس اندر نهادند ایرانیانبدان بیمره لشکر چینیانبکشتند زیشان به هر سو بسینبخشودشان ای شگفتی کسیپایان بخش ۱۸ - سخن دقیقی
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.