شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۱۸ - سخن دقیقی

پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۱۸ از ۳۳ ۲۲ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۲۲ بیت بخش ۱۸ - سخن دقیقی

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
چو بازآورید آن گرانمایه کین
بر اسپ زریری برافگند زین
۲
خرامید تازان به آوردگاه
به سه بهره کرد آن کیانی سپاه
۳
ازان سه یکی را به بستور داد
دگر آن سپهدار فرخ‌نژاد
۴
دگر بهره را بر برادر سپرد
بزرگان ایران و مردان گرد
۵
سیم بهره را سوی خود بازداشت
که چون ابر غرنده آواز داشت
۶
چو بستور فرخنده و پاک تن
دگر فرش آورد شمشیر زن
۷
بهم ایستادند از پیش اوی
که لشکر شکستن بدی کیش اوی
۸
همیدون ببستند پیمان برین
که گر تیغ دشمن بدرد زمین
۹
نگردیم یک تن ازین جنگ باز
نداریم زین بدکنان چنگ باز
۱۰
بر اسپان بکردند تنگ استوار
برفتند یکدل سوی کارزار
۱۱
چو ایشان فگندند اسپ از میان
گوان و جوانان ایرانیان
۱۲
همه یکسر از جای برخاستند
جهان را به جوشن بیاراستند
۱۳
ازیشان بکشتند چندان سپاه
کزان تنگ شد جای آوردگاه
۱۴
چنان خون همی رفت بر کوه و دشت
کزان آسیاها به خون بربگشت
۱۵
چو ارجاسپ آن دید کامدش پیش
ابا نامداران و مردان خویش
۱۶
گو گردکش نیزه اندر نهاد
بران گردگیران یبغو نژاد
۱۷
همی دوختشان سینه‌ها باز پشت
چنان تا همه سرکشان را بکشت
۱۸
چو دانست خاقان که ماندند بس
نیارد شدن پیش او هیچ‌کس
۱۹
سپه جنب جنبان شد و کار گشت
همی بود تا روز اندر گذشت
۲۰
همانگاه اندر گریغ اوفتاد
بشد رویش اندر بیابان نهاد
۲۱
پس اندر نهادند ایرانیان
بدان بی‌مره لشکر چینیان
۲۲
بکشتند زیشان به هر سو بسی
نبخشودشان ای شگفتی کسی

پایان بخش ۱۸ - سخن دقیقی

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.