کنون ای سخنگوی بیدارمغزیکی داستانی بیارای نغزبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
کنون ای سخنگوی بیدارمغزیکی داستانی بیارای نغزسخن چون برابر شود با خردروان سراینده رامش بردکسی را که اندیشه ناخوش بودبدان ناخوشی رای او گُش بودهمی خویشتن را چلیپا کندبه پیش خردمند رسوا کندولیکن نبیند کس آهوی خویشترا روشن آید همه خوی خویشاگر داد باید که ماند بجایبیارای ازین پس بدانا نمایچو دانا پسندد پسندیده گشتبه جوی تو در، آب چون دیده گشتز گفتار دهقان کنون داستانتو برخوان و برگوی با راستانکهنگشته این داستانها ز منهمی نو شود بر سر انجمناگر زندگانی بود دیریازبرین دین خرم بمانم درازیکی میوهداری بماند ز منکه بارد همی بار او بر چمنازان پس که بنمود پنچاه و هشتبسر بر فراوان شگفتی گذشتهمی آز کمتر نگردد بسالهمی روز جوید بتقویم و فالچه گفتهست آن موبد پیشروکه هرگز نگردد کهنگشته نوتو چندان که گویی سخنگوی باشخردمند باش و جهانجوی باشچو رفتی سر و کار با ایزدستاگر نیک باشدت جای ار بَدَستنگر تا چه کاری، همان بدرویسخن هرچه گویی، همان بشنویدرشتی ز کس نشنود نرمگویبه جز نیکوی در زمانه مجویبه گفتار دهقان کنون بازگردنگر تا چه گوید سراینده مردپایان بخش ۱ ـ درآمد داستان سیاوش و ستایش خرد
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.