بخش ۱۶ ـ لشکرکشی رستم در توران و بازگشت به ایران
کسی کاو خرد جوید و ایمنینیازد سوی کیش آهرمنیخواندن این بیت ←ترا با هنر گوهرست و خردروانت همی از تو رامش بردخواندن این بیت ←همی سر بریدند برنا و پیرزن و کودک خرد کردند اسیرخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
کسی کاو خرد جوید و ایمنینیازد سوی کیش آهرمنیخواندن این بیت ←ترا با هنر گوهرست و خردروانت همی از تو رامش بردخواندن این بیت ←همی سر بریدند برنا و پیرزن و کودک خرد کردند اسیرخواندن این بیت ←تو مر بیژن خرد را در کناربپرور نگهدارش از روزگارخواندن این بیت ←کنون ای خردمند بیدار دلمشو در گمان، پای درکش ز گلخواندن این بیت ←دلش کور باشد سرش بیخردخردمندش از مردمان نشمردخواندن این بیت ←توانا و دانا و دارنده اوستخرد را و جان را نگارنده اوستخواندن این بیت ←شود خیره سر گرچه خردست مورنه مورست پوشیده مرد و ستورخواندن این بیت ←چنان دان که این پیرسر پهلوانخردمند و رادست و روشن روانخواندن این بیت ←بدو گفت گیو ای گسسته خردسخن زان نشان گوی کاندر خوردخواندن این بیت ←درستی و پستی مرا فرّ تستروان و خرد سایهٔ پرّ تستخواندن این بیت ←بدین ژرف دریا چنین بگذردخردمندش از مردمان نشمردخواندن این بیت ←فرستادهٔ بختیار و سوارخردمند و بینادل و دوستدارخواندن این بیت ←چنین پاسخ آورد کان کم خردبه بد روی گیتی همی بسپردخواندن این بیت ←مرا چند ببسود و چندی بگفتخرد با هنر کردم اندر نهفتخواندن این بیت ←نشستند گرد اندرش موبدانستارهشناسان و هم بخردانخواندن این بیت ←چو هر سه بیابی خرد بایدتشناسندهٔ نیک و بد بایدتخواندن این بیت ←به گیتی خردمند و خامش توییکه پروردگار سیاوش توییخواندن این بیت ←بسی پهلوانان که بیجان شدندزن و کودک خرد پیچان شدندخواندن این بیت ←بگویم که بنیاد سوگند چیستخرد را و جان ترا پند چیستخواندن این بیت ←چنین گفت کین هدیه آن را سزاستکه برجان پاکش خرد پادشاستخواندن این بیت ←ابر شهریار آفرین کرد و گفتکه با جان خسرو خرد باد جفتخواندن این بیت ←ببین نیک تا دوستدار تو کیستخردمند و اندهگسار تو کیستخواندن این بیت ←سپهبد چو خواند ورا دوستدارنباشد خرد با دلش سازگارخواندن این بیت ←و دیگر کش از بن نباشد خردخردمندش از مردمان نشمردخواندن این بیت ←ولیکن سپهبد خردمند نیستسر و مغز او از در پند نیستخواندن این بیت ←چو بهرام برگشت با طوس گفتکه با جان پاکت خرد باد جفتخواندن این بیت ←بدیشان چنین گفت بهرام گردکه این کار یکسر مدارید خردخواندن این بیت ←چنین داستان زد یکی پرخردکه از خوی بد کوه کیفر بردخواندن این بیت ←ولیکن خرد نیست با پهلوانسر بیخرد چون تن بیروانخواندن این بیت ←بسی بیپدر کرد فرزند خردبسی کوه و رود و بیابان سپردخواندن این بیت ←نه تو مغز داری نه رای و خردچنین گفت را کس بکیفر بردخواندن این بیت ←