بخش ۲۰ ـ مرگ سهراب و سوگواری رستم
به گیتی که کشتست فرزند رادلیر و جوان و خردمند راخواندن این بیت ←تو دل را بدین رفته خرسند کنهمه گوش سوی خردمند کنخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
به گیتی که کشتست فرزند رادلیر و جوان و خردمند راخواندن این بیت ←تو دل را بدین رفته خرسند کنهمه گوش سوی خردمند کنخواندن این بیت ←سخن چون برابر شود با خردروان سراینده رامش بردخواندن این بیت ←همی خویشتن را چلیپا کندبه پیش خردمند رسوا کندخواندن این بیت ←تو چندان که گویی سخنگوی باشخردمند باش و جهانجوی باشخواندن این بیت ←بدان اندکی سال و چندان خردکه گفتی روانش خرد پروردخواندن این بیت ←مرا موبدان ساز با بخردانبزرگان و کارآزموده ردانخواندن این بیت ←بدو گفت شاه ای پسر شاد باشهمیشه خرد را تو بنیاد باشخواندن این بیت ←ازین خوب رویان بچشم خردنگه کن که با تو که اندر خوردخواندن این بیت ←مرا خیره خواهی که رسوا کنیبه پیش خردمند رعنا کنیخواندن این بیت ←خردمند مردم چه گوید کنونخوی شرم ازین داستان گشت خونخواندن این بیت ←چو بشنید ازو آفرین کرد و گفتکه با جان پاکت خرد باد جفتخواندن این بیت ←از ایران هرآنکس که گوزاده بوددلیر و خردمند و آزاده بودخواندن این بیت ←به بالا و سال سیاوش بدندخردمند و بیدار و خامش بدندخواندن این بیت ←بمان تا خرد بازیابم یکیبه بر گیر و سختم بدار اندکیخواندن این بیت ←بخوانیم بیدار دل موبداناز اخترشناسان و از بخردانخواندن این بیت ←چنین گفت با نامور موبدانکهای پاکدل نیکپی بخردانخواندن این بیت ←دلی کز خرد گردد آراستهیکی گنج گردد پر از خواستهخواندن این بیت ←خداوند هوش و زمان و مکانخرد پروراند همی با روانخواندن این بیت ←رسیده به هر نیک و بد رای اوستودن خرد گشته بالای اوخواندن این بیت ←نپذرفت زان دو خردمند پنددگرگونه بد راز چرخ بلندخواندن این بیت ←هنر با خرد نیز بیش از نژادز مادر چنو شاهزاده نزادخواندن این بیت ←نه نیکو نماید ز راه خردکزین کشور آن نامور بگذردخواندن این بیت ←خرد دارد و رای و هوش بلندبه خیره نیاید به راه گزندخواندن این بیت ←ازان پس به پیران چنین گفت ردکه کاووس تندست و اندک خردخواندن این بیت ←پس پردهٔ من چهارند خردچو باید ترا بنده باید شمردخواندن این بیت ←بفرمود یکسر به فرمانبرانزدن دست آن خرد بر زعفرانخواندن این بیت ←چو این رای گردد خرد را درستبگویم که دران چه بایدت جستخواندن این بیت ←چو او تخت پرمایه پدرود کردخرد تار کرد و مرا پود کردخواندن این بیت ←نخست آفریننده را یاد کردز وام خرد جانش آزاد کردخواندن این بیت ←ازان پس خرد را ستایش گرفتابر شاه ترکان نیایش گرفتخواندن این بیت ←فرنگیس گفت ای خردمند شاهمکن هیچ گونه به ما در نگاهخواندن این بیت ←همانگاه پیران بیامد چو بادکسی کش خرد بود گشتند شادخواندن این بیت ←نیاموزد از کس خرد گر نژادز کار گذشته نیایدش یادخواندن این بیت ←شبانان کوه قلا را بخواندوزان خرد چندی سخنها براندخواندن این بیت ←خردمند را دل برو بر بسوختبه کردار آتش رخش برفروختخواندن این بیت ←از اندیشهٔ خرد و شاه سترگبیامد به ما بر زیانی بزرگخواندن این بیت ←چنین کار یکسر مدارید خردچنین کینه را خرد نتوان شمردخواندن این بیت ←خرد باید و گوهر نامدارهنر یار و فرهنگش آموزگارخواندن این بیت ←همی گفت رادا سرا موبداردا نامدارا یلا بخرداخواندن این بیت ←و دیگر که از نامور بخردانز گفت ستارهشمر موبدانخواندن این بیت ←که گر پیلسم از بد روزگارخرد یابد و بند آموزگارخواندن این بیت ←