بخش ۱۵ ـ آمادگی کاووس برای نبرد با شاه مازندران
چو رستم ز مازندران گشت بازشه اندر زمان رزم را کرد سازخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
چو رستم ز مازندران گشت بازشه اندر زمان رزم را کرد سازخواندن این بیت ←بفرمود تا رستم زال زرنخستین بران کینه بندد کمرخواندن این بیت ←یکی برگرایید رستم عنانبر شاه شد تاب داده سنانخواندن این بیت ←چو آواز جویان به رستم رسیدخروشی چو شیر ژیان برکشیدخواندن این بیت ←مگر نامور رستم زال راخداوند شمشیر و گوپال راخواندن این بیت ←فرو برد رستم ببوسید تختبسیچ گذر کرد و بربست رختخواندن این بیت ←بشد رستم زال و بنشست شاهجهان کرد روشن به آیین و راهخواندن این بیت ←ببارید رستم ز چشم آب زرددلش گشت پرخون و جان پر ز دردخواندن این بیت ←خبر شد به شاه هماور ازینکه رستم نهادست بر رخش زینخواندن این بیت ←همان شاه با نامور سرکشانز رستم چو دیدند یک یک نشانخواندن این بیت ←گرایدونک باشید با من یکیز رستم نترسم به جنگ اندکیخواندن این بیت ←به پیمان که کاووس را با سرانبر رستم آرد ز هاماورانخواندن این بیت ←که رستم به مصر و به بربر چه کردبران شهریاران به روز نبردخواندن این بیت ←همان سگزی رستم شیردلکه از شیر بستد به شمشیر دلخواندن این بیت ←جهان پهلوانی به رستم سپردهمه روزگار بهی زو شمردخواندن این بیت ←خبر یافت زو رستم و گیو و طوسبرفتند با لشکری گشن و کوسخواندن این بیت ←به رستم چنین گفت گودرز پیرکه تا کرد مادر مرا سیر شیرخواندن این بیت ←بدین داستان گفتم آن کم شنودکنون رزم رستم بباید سرودخواندن این بیت ←کنون از ره رستم جنگجوییکی داستانست با رنگ و بویخواندن این بیت ←به مستی چنین گفت یک روز گیوبه رستم که ای نامبردار نیوخواندن این بیت ←بدو گفت رستم که بیکام تومبادا گذر تا سرانجام توخواندن این بیت ←ز رستم بترسید افراسیابنکرد ایچ بر کینه جستن شتابخواندن این بیت ←به مستی همی گیو را خواستیهمه جنگ با رستم آراستیخواندن این بیت ←گمانی چنان برد کو رستمستبدانست کز تخمهٔ نیرمستخواندن این بیت ←ز فتراک بگشاد رستم کمندهمی خواست آورد او را ببندخواندن این بیت ←سخنهای این داستان شد به بنز سهراب و رستم سرایم سخنخواندن این بیت ←ز موبد برین گونه بر داشت یادکه رستم یکی روز از بامدادخواندن این بیت ←چو بیدار شد رستم از خواب خوشبه کار امدش بارهٔ دستکشخواندن این بیت ←چو رستم به گفتار او بنگریدز بدها گمانیش کوتاه دیدخواندن این بیت ←از او رستم شیرْدل خیره مانْدبَر او بَر جهانْآفرین را بخوانْدخواندن این بیت ←چو رستم برانسان پری چهره دیدز هر دانشی نزد او بهره دیدخواندن این بیت ←به بازوی رستم یکی مهره بودکه آن مهره اندر جهان شهره بودخواندن این بیت ←