بیامد سوی پارس کاووس کیجهانی به شادی نوافگند پیبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
بیامد سوی پارس کاووس کیجهانی به شادی نوافگند پیبیاراست تخت و بگسترد دادبه شادی و خوردن دل اندر نهادفرستاد هر سو یکی پهلوانجهاندار و بیدار و روشنروانبه مرو و نشاپور و بلخ و هریفرستاد بر هر سویی لشکریجهانی پر از داد شد یکسرههمی روی برتافت گرگ از برهز بس گنج و زیبایی و فرهیپری و دد و دام گشتش رهیمهان پیش کاووس کهتر شدندهمه تاجدارنش لشکر شدندجهان پهلوانی به رستم سپردهمه روزگار بهی زو شمردیکی خانه کرد اندر البرز کوهکه دیو اندران رنجها شد ستوهبفرمود کز سنگ خارا کننددو خانه برو هر یکی ده کمندبیاراست آخر به سنگ اندرونز پولاد میخ و ز خارا ستونببستند اسپان جنگی بدویهم اشتر عماریکش و راه جویدو خانه دگر ز آبگینه بساختزبرجد به هر جایش اندر نشاختچنان ساخت جای خرام و خورشکه تن یابد از خوردنی پرورشدو خانه ز بهر سلیح نبردبفرمو کز نقرهٔ خام کردیکی کاخ زرین ز بهر نشستبرآورد و بالاش داده دو شستنبودی تموز ایچ پیدا ز دیهوا عنبرین بود و بارانش میبه ایوانش یاقوت برده بکارز پیروزه کرده برو بر نگارهمه ساله روشن بهاران بدیگلان چون رخ غمگساران بدیز درد و غم و رنج دل دور بودبدی را تن دیو رنجور بودبه خواب اندر آمد بد روزگارز خوبی و از داد آموزگاربه رنجش گرفتار دیوان بدندز بادافرهٔ او غریوان بدندپایان بخش ۷ ـ بازگشت کاووس به پارس و ساختن کاخها
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.