فصلی از شاهنامهٔ فردوسی

پادشاهی نوذر

۱۳ بخش برای خواندن

بخش ۱ ـ بیدادگری نوذر و میانجیگری سام

داستان از سوگ و غم شاه نوذر شروع می‌شود که پدرش را از دست داده و تاج و تخت را به دوش کشیده است.

بخش ۲ ـ رای پشنگ برای لشکرکشی به ایران

پس از مرگ منوچهر شاه، سپاه توران از این موضوع آگاه شدند و نسبت به عدم فعالیت نوذر بدگمان شدند.

بخش ۳ ـ لشکرکشی افراسیاب و آگاهی از مرگ سام

در این متن، درباره‌ی لشکرکشی افراسیاب به ایران و آماده‌سازی نبرد با سپاه نوذر صحبت شده است.

بخش ۴ ـ نبرد قباد با بارمان در دهستان

در این متن، سپیده‌دمی می‌تابد و جنگی میان دو لشکر در حال آغاز است.

بخش ۵ ـ نبرد نوذر با افراسیاب و اندرز به پسران

در این بخش از داستان، جنگی میان ایرانیان و سپاه افراسیاب درگرفته است.

بخش ۶ ـ شکست سپاه نوذر و رفتن قارن به پارس

در این متن، داستان جنگی بین لشکر نوذر و افراسیاب روایت می‌شود.

بخش ۷ ـ گرفتارشدن نوذر در سپاه افراسیاب

وقتی نوذر متوجه می‌شود که قارن به بیابان رفته، به دنبال او می‌تازد تا او را بگیرد و با این امید که روز بدی را پشت سر بگذارد.

بخش ۸ ـ نبرد قارن با ویسه و شکست تورانیان

در این متن، داستانی از جنگ و خونریزی میان تورانیان و ایرانیان روایت می‌شود.

بخش ۹ ـ تدبیر مهراب در برابر لشکر شماساس

از طرف دیگر و در بخش دیگر جنگ، شماساس از طرف سپاهیان افراسیاب به سمت زابلستان می رود تا آنجا را بگیرد ، در حالی که زال در حال سوگواری برای سام ، پدرش بود...

بخش ۱۰ ـ آمدن زال و شکست سپاه مهاجم

وقتی که پیام رسان پیغام مهراب را به زال رساند، زال به سرعت سپاه خود را به سمت مهراب به حرکت دراورد و به کمک او شتافت وقتی نزد مهراب رسید ، به او گفت دیگر نگران…

بخش ۱۱ ـ کشتن نوذر و تاج‌گذاری افراسیاب

با رسیدن خبر شکست به شاه ترکان افراسیاب ، و شنیدن اینکه سردارانش از جمله ویسه و پسرش کشته شدند، افراسیاب بسیار خشمگین شد و فریاد زد نوذر کجاست؟

بخش ۱۲ ـ سوگ نوذر و گردآمدن ایرانیان نزد زال

به طوس و به گستهم پهلوان خبر کشته شدن نوذر رسید...

بخش ۱۳ ـ کشتن اغریرث به دست افراسیاب

سپس اغریرث از امل به ری ، جایی که اسفندیار اقامت داشت روانه میشود و اسفندیار که از کارهای او با خبر شده بود او را برای ازاد کردن اسیران سرزنش می‌کند.