فصلی از شاهنامهٔ فردوسی

داستان رستم و اسفندیار

۳۱ بخش برای خواندن

بخش ۱ - آغاز داستان

بخش ۲ ـ ناخرسندی اسفندیار و پیشگویی جاماسپ

داستانی درباره اسفندیار و مادرش، کتایون، روایت می‌شود.

بخش ۳ ـ دادخواهی اسفندیار از گشتاسپ

این متن داستانی از فردوسی است که در آن اسفندیار، شخصیت اصلی، به حضور شهریار می‌رسد و از دردسرها و چالش‌هایی که در جنگ با ارجاسپ متحمل شده، صحبت می‌کند.

بخش ۴ ـ فرمان گشتاسپ برای بستن دست رستم

شاه به فرزندش پاسخ می‌دهد که در دنیای واقعی جنگ و دشمنی وجود ندارد و کسی برتر از اسفندیار نیست.

بخش ۵ ـ اندرز کتایون به اسفندیار

کتایون، مادر اسفندیار، وقتی از بهمن می‌شنود که رستم قصد کشتن فرزندش را دارد، بسیار خشمگین می‌شود و اشک می‌ریزد.

بخش ۶ ـ حرکت اسفندیار به سوی سیستان

در این متن، داستانی از سفر و لشگرکشی روایت شده است.

بخش ۷ ـ فرستادن بهمن به پیامبری نزد رستم

در این متن، شخصیتی به نام بهمن، به دیگران پند و نصیحت‌هایی می‌دهد.

بخش ۸ ـ دیدار بهمن با زال

در این بخش از داستان، بهمن پس از شنیدن سخنانی از یک مشاهیر، به راه می‌افتد و لباس‌های شاهانه می‌پوشد و به سمت زاولستان می‌رود.

بخش ۹ ـ دیدار بهمن با رستم در شکارگاه

در این متن، بهمن، یک جوان پهلوان به یک کوه می‌رسد و در آنجا رستم را می‌بیند.

بخش ۱۰ ـ پاسخ رستم به پیام اسفندیار

رستم از سخنان بهمن به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد و تصمیم می‌گیرد به اسفندیار پاسخ دهد.

بخش ۱۱ ـ بازگشت بهمن و آمادگی رستم برای دیدار

در این متن، بهمن به رستم خبر می‌دهد که اسفندیار، پسر شاه، به سوی آنان آمده است و درخواست می‌کند که برای استقبال از او، تجملات و خوراکی‌های مناسب مهیا شود.

بخش ۱۲ ـ دیدار رستم و اسفندیار کنار هیرمند

در این متن، رستم به اسفندیار می‌گوید که با زره و زین گرانبهای خود آماده جنگ باشد و به سوی آب هیرمند می‌روند.

بخش ۱۳ ـ رایزنی اسفندیار با پشوتن دربارهٔ رستم

داستان از خروج رستم از کنار رود هیرمند و ملاقات او با پشوتن، راهنمای شاه، آغاز می‌شود.

بخش ۱۴ ـ آمدن رستم به بزم اسفندیار

در این بخش از داستان، رستم و اسفندیار به یکدیگر نزدیک می‌شوند و گفتگو می‌کنند.

بخش ۱۵ ـ سرزنش خاندان رستم از زبان اسفندیار

در این متن، اسفندیار به رستم اشاره می‌کند و از بزرگانی که از نیاکان رستم بوده‌اند، یاد می‌کند.

بخش ۱۶ ـ پاسخ رستم دربارهٔ نیاکان و کارنامه‌اش

رستم به کسی می‌گوید که آرام باشد و از سخنان نادرست دوری کند.

بخش ۱۷ ـ یادکرد اسفندیار از کارنامهٔ خود

در این متن، رستم به اسفندیار پاسخ می‌دهد و به افتخارات و کارنامه‌ی خود در راه دین و دفاع از ایران اشاره می‌کند.

بخش ۱۸ ـ رستم و اسفندیار در آزمون زور بازو

در این بخش از داستان، رستم به اسفندیار می‌گوید که کارهای بزرگ او به یادگار خواهد ماند.

بخش ۱۹ ـ پافشاری اسفندیار بر بستن دست رستم

در این قطعه از شاهنامه، گفتگو و تبادل نظر بین رستم و اسفندیار به تصویر کشیده شده است.

بخش ۲۰ ـ پند پشوتن به اسفندیار برای پرهیز از جنگ

رستم از خانه بیرون می‌آید و به یاد روزهای شاد گذشته در کاخ جمشید و کیخسرو فکر می‌کند.

بخش ۲۱ ـ آمادگی رستم و رایزنی با خاندانش

رستم پس از بازگشت به خانه‌اش، به زواره دستور می‌دهد که سلاح‌های جنگی را بیاورد.

بخش ۲۲ ـ آغاز نبرد رستم و اسفندیار

روز رستم فرا رسید و او لباس گبری پوشید و آماده نبرد شد.

بخش ۲۳ ـ نبرد زواره و فرامرز با پسران اسفندیار

در این متن، داستانی از نبرد رستم و فرامرز با سپاه دشمن روایت می‌شود.

بخش ۲۴ ـ زخمی‌شدن رستم و رخش

در این شعر حماسی، رستم با کمان و تیر به نبرد با اسفندیار می‌پردازد.

بخش ۲۵ ـ بازگشت رستم زخمی و چاره‌جویی زال

در این متن از شاهنامه، رستم به ایوان می‌رسد و از حال فرزندش زواره فرامرز آگاه می‌شود که به خاطر خستگی‌های زیاد دچار اندوه است.

بخش ۲۶ ـ درمان رستم و راهنمایی سیمرغ

در این داستان، زال و رستم در میانه یک جنگ سخت قرار دارند.

بخش ۲۷ ـ آخرین کوشش رستم برای آشتی

در این متن، داستانی از نبرد و تضاد میان رستم و اسفندیار روایت می‌شود.

بخش ۲۸ ـ تیر گز بر چشمان اسفندیار

رستم متوجه شد که ناله و التماس در برابر اسفندیار فایده‌ای ندارد.

بخش ۲۹ ـ واپسین سفارش‌های اسفندیار به رستم

در این متن، گفت‌وگوی رستم و اسفندیار در آستانه نبرد به تصویر کشیده شده است.

بخش ۳۰ ـ سوگواری بر اسفندیار و بازگشت پیکرش

در این داستان، تابوتی آهنین برای اسفندیار ساخته می‌شود و روی آن فرشی از دیبای چین گسترده می‌شود.

بخش ۳۱ ـ پرورش بهمن نزد رستم

در این متن، بهمن در زابلستان به شکار می‌پردازد و رستم را به‌عنوان آموزگار خود در زمینهٔ سواری و می‌خوردن معرفی می‌کند.