Home ایران باستان شاپور یکم

شاپور یکم

(شاپور یکم) (با املای پهلوی کتیبه‌ای: و تلفظ:شَهپُهْر) دومین (شاهنشاه ساسانی) و فرزند اردشیر بابکان است. از۲۴۱ تا سال ۲۷۱ میلادی، به عنوان شاهنشاه ایران سلطنت کرد.

شاپور یکم

در سکه‌های اردشیر، تصویر شاپور، به عنوان نایب‌السلطنه، درج شده‌است. وی از شاهان بزرگ ساسانی محسوب می‌شود. او بیشاپور کازرون را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد.

(جنگ اول با روم)

این جنگ، از ۲۴۱ تا سال ۲۴۴ میلادی بطول انجامید. در عرصهٔ نظامی شاپور، چنانکه که خود در کتیبهٔ کعبه زرتشت تصریح کرده‌است، در سال ۲۴۴ میلادی گردیانوس سوم امپراتور روم را که به ایران تاخته بود، شکست داد و کشت. فیلیپ عرب (امپراتور بعدی) را مجبور به پرداخت غرامتی هنگفت و واگذاری زمین‌های زیادی به ایران کرد.

آنچه در کتیبهٔ شاپور، بدان اشاره نرفته است، این است که گوردیانوس سوم، در ضمن جنگ با شاپور، در طی شورشی که فرماندهٔ گارد خود او، فیلیپ معروف به عرب، بر ضد او ترتیب داد، کشته شد.

فیلیپ بلافاصله خود را امپراتور خواند و باعجله از شاپور، درخواست صلح کرد و حتی غرامت پرداخت تا بتواند اساس حکومت خود را در روم، استوار سازد.

بموجب این معاهده قیصر روم ارمنستان را به ایرانیان واگذار کرد. تعهدی که وی در باب عدم مداخله در ارمنستان کرد، برخلاف منافع واقعی روم بود.

 این جنگ، از ۲۵۸ تا سال ۲۴۴ میلادی بطول انجامید. مسئلهٔ ارمنستان شاپور را دوباره با روم، درگیر کرد چرا که روم با وجود تعهد در عدم مداخله، نمی توانست با خونسردی شاهد الحاق این سرزمین به قلمرو حریف دیرینهٔ خویش باشد.

 

ادامه این مطلب را از دست ندهید

برای دانلود تمام این مطلب به صورت پی دی اف به ادامه نوشتار مراجعه کنید

خسرو بزرگ پادشاه ارمنستان که در ماجرای گوردیانوس بر ضد ایران با روم همکاری کرده بود، بر اثر یک توطئه داخلی که ظاهراً شاپور هم در آن دستی نامرئی داشت، کشته شد. بعد از وی شاهزادگان و بزرگان ارمنستان خود را فرمانبردار شاپور خواندند و شاپور پسر خویش هرمز اردشیر را به نام ارمن شاه، فرمانروای ارمنستان کرد اما اقدام رومیان، در پناه دادن به تیرداد، پسر خردسال خسرو، مایهٔ ناخرسندی شاپور شد و امپراتور روم گالوس نیز از پرداخت باقیماندهٔ غرامت یا در واقع باجی که فیلیپ، آن را تعهد کرده بود، نیز خودداری کرد، بنابراین بهانه ای به دست شاپور افتاد تا جنگ را شروع کند.

پس از غلبه کردن شاپور اول بر کاپادوکیه(ارمنستان روم)، وی به انتاکیه یورش برده و آنجا را تصرف می‌کند.

اسارت والرین

بالاخره لزوم مقابله با این تاخت و تازها، والرین امپراتور سالخوردهٔ روم، را واداشت تا با نجات دادن نتاکیه، روم را از تهدید شاپور برهاند. والرین مثل امپراتور قبلی خود داکیوس (دقیانوس) در تعقیب و آزار مسیحی ها اهتمام زیادی داشت.والرین، امپراتور روم، پسرش را به غرب فرستاده و خود برای مقابله با ایرانیان راهی شرق می‌شود. وی به سال ۲۵۷ میلادی موفق به باز پس گیری انتاکیه شده ولی دو سال بعد پیش از مواجهه با شاپور در اثر طاعون بسیاری از لژیون‌های خود را از دست می‌دهد و در نهایت چندی بعد، در اواخر سال ۲۵۹ یا اوایل ۲۶۰ در جنگ اِدِسا، در ترکیه فعلی و شمال انتاکیه در کشور خود، از شاپور شکست خورده، اسیر شد. به دنبال اسارت او تعداد زیادی از همراهانش که به قول شاپور، شامل صاحبمنصبان، سناتورها و سرداران روم می شد نیز به اسارت افتادند. روایتهای به جا مانده که از استفادهٔ مهندسان رومی، در بنای شهرها و ساختن بندها در کارون حکایت دارد.

شاپور به افتخار این پیروزی دستور حک پیکره‌ای عظیم، در دل کوه رحمت، در نقش رستم داد که وی را پیروزمندانه نشسته بر اسب، نشان می‌دهد، در حالی که امپراتور فروتنانه، در برابر وی، زانو زده‌است. اسیر شدن والرین اثر غریبی در دنیای آن روز کرده و در انظار عالم، بر عظمت و ابهت خاندان ساسانی فوق العاده افزود. این واقعه بی نظیر، افسانهٔ آسیب ناپذیری روم را بک بار دیگر بی بنیان نشان داد.مسیحیان این اسارت را عقوبت الهی در حق دشمن ستمکار خویش خواندند و راجع به رفتار اهانت آمیز شاپور در حق او مبالغه کردند تا سرنوشت او را بیشتر عبرت انگیز نشان بدهند.

 

 

 

تشبیه شاپور به داریوش بزرگ

بعضی شاپور یکم، را داریوش بزرگ، سلسلهٔ ساسانی، میدانند ولیکن این تشبیه صحیح نیست. شاپور سرزمینهای زیادی را متصرف شد ولیکن فقط به قتل و غارت پرداخت و هزاران کشته، از زن و بچه، در پشت سر خود گذاشته، به ایران مراجعت کرد. از این حیث شاپور به پادشاهان آسوری، شبیه است زیرا پادشاهان هخامنشی وقتی که مملکتی را می گرفتند، ساتراپی آنجا گذارده و تشکیلاتی برای اداره کردن آن، داده، مملکت تازه تسخیر شده را حفظ می کردند و چون آن مملکت را از آن خود میدانستند، غارت یا کشتاری در آنجا نمینمودند، غیر از مواردی که طغیان و شورش در جایی تکرار می شد ولیکن شاپور نه در شامات تشکیلاتی داد و نه در کاپادوکیه و فقط به قتل و غارت پرداخت با وجود این خوش بختی سلسلهٔ ساسانی بود که دو نفر از نخستین شاهان آن، اشخاصی بودند مثل اردشیر یکم و شاهپور که این سلسله را، در انظار عالم، بزرگ و مبانی دولت ساسانی را محکم نمودند.

 

پدید آمدن مانی

از وقایع مهم سلطنت شاپور، پدید آمدن مانی است که مذهبی آورد و در سال ۲۴۲ میلادی، موقع تاجگزاری شاپور، اصول آن را در ملأ عام بیان کرد. این مذهب که مرکب از اصول مذاهب مختلفه بود، بعد ها خیلی گسترش پیدا کرد و در شرق و غرب منتشر شد. شاپور در ابتدا به مانی گروید و مذهب او را قبول کرد ولیکن بعد به دین زرتشت برگشت.

از شاپور کتیبه‌هایی به سه زبان پارسی میانه، پارتی و یونانی باقی مانده‌است.

کشورداری شاپور

شاپور سد شادروان را که از سنگ خارا ساخته شده، در رود کارون در شوشتر بنا کرد و مهندسین و اسرای رومی را به ساختن آن واداشت. شهر شاپور را در نزدیکی کازرون در فارس بنا کرد که خرابه های آن باقی مانده است. بنای نیشابور را در خراسان و گندی شاپور را در خوزستان نیز به او نسبت می دهند.

مؤرخین گرجستان می نویسند که شاپور، مهران پسر خود را، به سلطنت گرجستان فرستاد. مهران، سلسلهٔ سلاطین خسروی را، در آنجا تأسیس کرد و بعد میسحی شد.

به فرمان شاپور رونوشتی از اوستا در آتشکده آذرگشسپ در شیز نهادند.در زمان اردشیر یکم آتشدان روی سکه ها بر روی یک سه پایه فلزی واقع شده و آتش مقدس در حال اشتعال، در بالای سه پایه نمودار است اما در زمان شاپور آن سه پایه از بین رفته و آتشدان بصورت ستونی بزرگ و چهار ضلعی ساخته شده که در دو طرف آتشدان دو تن با عصا یا نیزهٔ بلند ایستاده اند و این نوع سکه در شاهان ساسانی، بعد از شاپور نیز بدون تغییر دیده می شود.

تندیس مومی

 

در موزه تاریخ فارس در شهر شیراز تندیس‌هایی مومی از پادشاهان هخامنشی و ساسانی قرار داده شده است. تصویر روبرو تندیس مومی شاپور اول پادشاه ساسانی است.

 

برای دانلود کتاب شاپور اول بر روی لینک زیر کلیک کنید

 

مشاهده محتوا بیشتر
ادامه مطلب شمشاد امیری خراسانی
بارگذاری بیشتر در ایران باستان
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
رخ شاهنشاه

بنده شدیدن مخالف اآن بخش ازنوشته شماهستم که ذکرشده شاپوریکم بعدازفتوحات زنان وکودکان رامی کشت
براساس کدام منبع این رانوشتید؟
اگرازهرمنبعی درآورده ایدآن منبع خیلی بیجاکرده چنین مهملاتی بهم بافته
بنده یکسری دلایل دارم مبنی براینکه ساسانیان زن وکودک رانمی کشتند
۱-اردشیربابکان نسب خودراازدودمان داریوش سوم هخامنشی می دانست پس شاهان ساسانی ازهمان نسل شاهان مردهخامنشی هستن۲
۲-اگرشاپوریکم بعدازفتوحات به قتل وغارت می پرداخت پس چراپس ازاسارت والریانوس وی رانکشت وتاآخرعمرباوی بامهربانی رفتارنمودتااینکه درخاک ایران درگذشت
۳-پس چراشاپوریکم بعدازاینکه ۷۰۰۰۰اسیرازروم درنبردباوالرین گرفت آنان رانکشت وبارعایت حقوق آنان فقط درکارهای عمرانی ایران مثل جاده سازی وبندسازی وپل سازی وقلعه سازی و…ازآنالن بهره برد؟
۴-اگرشاپورجنایتکاربودپس چراازنسل وی مردانی چون شاپوردوم به دنیاآمدندکه به نوامیس دختران مسیحی رومی رحم کردوآنان رادرپناه خودگرفت؟
۵-اگرشاپورنامردبودپس چراازنسل وی کسی چون انوشروان دادگربوجودآمدکه عدالت رابه تمام معنااجرامی کرد؟
آیاکسی که به زنان وکودکان رحم نمی کندبا اسرایی مثل والرین چه می کند؟
ای بزرگان سایت پارسیان برویدونوشته تان رااصلاح کنیدبه خداقسم هنوزمردی چون شاپوریکم شاهنشاه ایران وانیران پابه عرصه گیتی نگذارده

همچنین ببینید

وصیت نامه کورش بزرگ + منبع

در متون تاریخی وصیت نامه ای از کوروش بزرگ نقل کرده اند که سرشار از مفاهیم بالای انسانی است…